خطبه ۷۴ نهج البلاغه

و من خطبة له (علیه السلام) لما عزموا على بیعة عثمان‏:

(در ذى الحجّه سال 23 هجرى پس از قتل عمر، در روز شورا آن هنگام که مردم به ناحق، براى بیعت کردن با عثمان جمع شدند، فرمود). 

لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّی أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَیْرِی، وَ وَاللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِینَ وَ لَمْ یَکُنْ فِیهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَیَّ خَاصَّةً، الْتِمَاساً لِأَجْرِ ذَلِکَ وَ فَضْلِهِ وَ زُهْداً فِیمَا تَنَافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَ زِبْرِجِهِ‏.

ویژگى هاى امام على علیه السلام از زبان خود:

همانا مى دانید که سزاوارتر از دیگران به خلافت من هستم. سوگند به خدا به آنچه انجام داده اید گردن مى نهم، تا هنگامى که اوضاع مسلمین رو براه باشد، و از هم نپاشد، و جز من به دیگرى ستم نشود، و پاداش این گذشت و سکوت و فضیلت را از خدا انتظار دارم، و از آن همه زر و زیورى که به دنبال آن حرکت مى کنید، پرهیز مى کنم.

خطبه ۷۳ نهج البلاغه

و من کلام له (علیه السلام) قاله لمروان بن الحکم بالبصرة؛ قَالُوا: أُخِذَ مَرْوَانُ بْنُ الْحَکَمِ أَسِیراً یَوْمَ الْجَمَلِ فَاسْتَشْفَعَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ (علیهما السلام) إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَکَلَّمَاهُ فِیهِ فَخَلَّى سَبِیلَهُ فَقَالا لَهُ یُبَایِعُکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ (علیه السلام):

[گویند در سال 36 هجرى وقتى مروان بن حکم، داماد عثمان، در جنگ جمل اسیر شد، امام حسن علیه السّلام و امام حسین علیه السّلام نزد پدر عذر او خواستند و امام على علیه السّلام او را رها کرد. گفتند: پدر، مروان با شما بیعت مى کند، امام فرمود]:
أَوَ لَمْ یُبَایِعْنِی بَعْدَ قَتْلِ عُثْمَانَ؟ لَا حَاجَةَ لِی فِی بَیْعَتِهِ، إِنَّهَا کَفٌّ یَهُودِیَّةٌ لَوْ بَایَعَنِی بِکَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِهِ. أَمَا إِنَّ لَهُ إِمْرَةً کَلَعْقَةِ الْکَلْبِ أَنْفَهُ وَ هُوَ أَبُو الْأَکْبُشِ الْأَرْبَعَةِ وَ سَتَلْقَى الْأُمَّةُ مِنْهُ وَ مِنْ وَلَدِهِ یَوْماً أَحْمَرَ.
خبر غیبى از حکومت چهار فرمانرواى فاسد، از پسران مروان:
مگر پس از کشته شدن عثمان با من بیعت نکرد؟ مرا به بیعت او نیازى نیست دست او دست یهودى است، اگر با دست خود بیعت کند، در نهان بیعت را مى شکند. آگاه باشید، او حکومت کوتاه مدتى خواهد داشت، مانند فرصت کوتاه سگى که با زبان بینى خود را پاک کند. او پدر چهار فرمانرواست (قوچ هاى چهار گانه) و امّت اسلام از دست او و پسرانش روزگار خونینى خواهند داشت.

خطبه ۷۲ نهج البلاغه

و من خطبة له (علیه السلام) علّم فیها الناس الصلاة على النبی (صلی الله علیه وآله) و فیها بیان صفات الله سبحانه و صفة النبی و الدعاء له‏:

(مردم را آموزش داد تا چگونه بر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم درود فرستند). و در آن  بیان ویژگی های خداوند سبحان و ویژگی های پیامبر و دعا برای اوست.

صفات الله و‏ صفات النبی‏:

اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْمَدْحُوَّاتِ وَ دَاعِمَ الْمَسْمُوکَاتِ وَ جَابِلَ الْقُلُوبِ عَلَى فِطْرَتِهَا شَقِیِّهَا وَ سَعِیدِهَا. اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِکَ وَ نَوَامِیَ بَرَکَاتِکَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ الْفَاتِحِ لِمَا انْغَلَقَ وَ الْمُعْلِنِ الْحَقَّ بِالْحَقِّ وَ الدَّافِعِ جَیْشَاتِ الْأَبَاطِیلِ وَ الدَّامِغِ صَوْلَاتِ الْأَضَالِیلِ کَمَا حُمِّلَ فَاضْطَلَعَ قَائِماً بِأَمْرِکَ مُسْتَوْفِزاً فِی مَرْضَاتِکَ غَیْرَ نَاکِلٍ عَنْ قُدُمٍ وَ لَا وَاهٍ فِی عَزْمٍ وَاعِیاً لِوَحْیِکَ حَافِظاً لِعَهْدِکَ مَاضِیاً عَلَى نَفَاذِ أَمْرِکَ حَتَّى أَوْرَى قَبَسَ الْقَابِسِ وَ أَضَاءَ الطَّرِیقَ لِلْخَابِطِ وَ هُدِیَتْ بِهِ الْقُلُوبُ بَعْدَ خَوْضَاتِ الْفِتَنِ وَ الْآثَامِ وَ أَقَامَ بِمُوضِحَاتِ الْأَعْلَامِ وَ نَیِّرَاتِ الْأَحْکَامِ فَهُوَ أَمِینُکَ الْمَأْمُونُ وَ خَازِنُ عِلْمِکَ الْمَخْزُونِ وَ شَهِیدُکَ یَوْمَ الدِّینِ وَ بَعِیثُکَ بِالْحَقِّ وَ رَسُولُکَ إِلَى الْخَلْقِ‏.

1. ویژگى هاى  خدا و ویژگی های پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم:

بار خدایا اى گستراننده هر گسترده، و اى نگهدارنده آسمان ها، و اى آفریننده دل ها بر فطرت هاى خویش: دل هاى رستگار و دل هاى شقاوت زده.

گرامى ترین درودها و افزون ترین برکات خود را بر محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده ات اختصاص ده، که خاتم پیامبران گذشته، و گشاینده درهاى بسته و آشکار کننده حق با برهان است.

دفع کننده لشکرهاى باطل، و درهم کوبنده شوکت گمراهان است، آن گونه که بار سنگین رسالت را بر دوش کشید، و به فرمانت قیام کرد، و به سرعت در راه خشنودى تو گام برداشت، حتّى یک قدم به عقب برنگشت، و اراده او سست نشد.

و در پذیرش و گرفتن وحى، نیرومند بود، حافظ و نگهبان عهد و پیمان تو بود، و در اجراى فرمانت تلاش کرد تا آنجا که نور حق را آشکار، و راه را براى جاهلان روشن ساخت، و دل هایى که در فتنه و گناه فرو رفته بودند هدایت شدند.

پرچم هاى حق را بر افراشت. و احکام نورانى را بر پا کرد، پس او پیامبر امین، و مورد اعتماد، و گنجینه دار علم نهان تو، و شاهد روز رستاخیز، و بر انگیخته تو براى بیان حقائق، و فرستاده تو به سوى مردم است. 

 

ادامه مطلب ...

خطبه ۷۱ نهج البلاغه

و من خطبة له (علیه السلام) فی ذم أهل العراق و فیها یوبّخُهم على ترک القتال و النصر یکاد یتم ثم تکذیبهم له‏:

از سخنانی است که امام علیه السلام در نکوهش جمعی از اهل عراق فرمود و در آن، آنها را توبیخ می کند بر این که، در آن موقع که پیروزی کامل، نزدیک شده بود، دست از جنگ کشیدند، سپس امام علیه السلام را تکذیب کردند (زیرا امام علیه السلام در بعضی از خطبه ها پیشگویی هایی مخصوصاً درباره آینده مردم عراق فرموده بود).

أَمَّا بَعْدُ، یَا أَهْلَ الْعِرَاقِ فَإِنَّمَا أَنْتُمْ کَالْمَرْأَةِ الْحَامِلِ حَمَلَتْ فَلَمَّا أَتَمَّتْ أَمْلَصَتْ وَ مَاتَ قَیِّمُهَا وَ طَالَ تَأَیُّمُهَا وَ وَرِثَهَا أَبْعَدُهَا. أَمَا وَ اللَّهِ مَا أَتَیْتُکُمُ اخْتِیَاراً وَ لَکِنْ جِئْتُ إِلَیْکُمْ سَوْقاً وَ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّکُمْ تَقُولُونَ عَلِیٌّ یَکْذِبُ قَاتَلَکُمُ اللَّهُ تَعَالَى فَعَلَى مَنْ أَکْذِبُ؟ أَ عَلَى اللَّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهِ، أَمْ عَلَى نَبِیِّهِ؟ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ. کَلَّا وَ اللَّهِ لَکِنَّهَا لَهْجَةٌ غِبْتُمْ عَنْهَا وَ لَمْ تَکُونُوا مِنْ أَهْلِهَا وَیْلُ أُمِّهِ کَیْلًا بِغَیْرِ ثَمَنٍ لَوْ کَانَ لَهُ وِعَاءٌ «وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ‏».

علل نکوهش اهل عراق:

پس از ستایش پروردگار، اى مردم عراق، همانا شما به زن بار دارى مى مانید که در آخرین روزهاى بار دارى جنین خود را سقط کند، و سرپرستش بمیرد، و زمانى طولانى بى شوهر ماند، و میراث او را خویشاوندان دور غارت کنند. آگاه باشید من با اختیار خود به سوى شما نیامدم بلکه به طرف دیار شما کشانده شدم.

به من خبر دادند که مى گویید على دروغ مى گوید. خدا شما را بکشد، بر چه کسى دروغ روا داشته ام آیا به خدا دروغ روا داشتم در حالى که من نخستین کسى هستم که به خدا ایمان آوردم، یا بر پیامبرش در حالى که من اول کسى بودم که او را تصدیق کردم. نه به خدا هرگز، آنچه گفتم واقعیّتى است که شما از دانستن آن دورید، و شایستگى درک آن را ندارید.

مادرتان در سوگ شما زارى کند «واى، واى، سر دهد» پیمانه علم را به شما به رایگان بخشیدم، اگر ظرفیّت داشته باشید، و به زودى خبر آن را خواهید فهمید

خطبه ۷۰ نهج البلاغه

و قال (علیه السلام) فی سحرة الیوم الذی ضُرِب فیه‏:

(در سال 40 هجرى سحرگاهى که ضربت خورد، فرمود).

مَلَکَتْنِی عَیْنِی وَ أَنَا جَالِسٌ فَسَنَحَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَاذَا لَقِیتُ مِنْ أُمَّتِکَ مِنَ الْأَوَدِ وَ اللَّدَدِ. فَقَالَ ادْعُ عَلَیْهِمْ؛ فَقُلْتُ أَبْدَلَنِی اللَّهُ بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدَلَهُمْ بِی شَرّاً لَهُمْ مِنِّی‏.

[قال الشریف: یعنی بِالأود الاعوجاج و بِاللَّدَد الخصام و هذا من أفصح الکلام‏].

شکوه ها با پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: 

همان گونه که نشسته بودم، خواب چشمانم را ربود، رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) را دیدم، پس گفتم اى رسول خدا، از امّت تو چه تلخى ها دیدم و از لجبازى و دشمنى آنها چه کشیدم. پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود: نفرینشان کن. گفتم: خدا بهتر از آنان را به من بدهد، و به جاى من شخص بدى را بر آنها مسلّط گرداند. 

(سید رضی می گوید: کلمه «أود» یعنى کجى و انحراف و «لدد» یعنى دشمنى و خصومت، و این از فصیح ترین کلمات است).