سیاسیة ، اخلاقیة
وَ مِنْ وَصِیَّة لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از سفارشات آن حضرت است
لِعَبْدِ اللّهِ بْنِ الْعَبّاسِ، عِنْدَ اسْتِخْلافِهِ اِیّاهُ عَلَى الْبَصْرَةِ
به عبداللّه بن عباس، وقتی که او را در بصره به جای خود قرار داد
اخلاقیة القائد
«سَعِ النَّاسَ بِوَجْهِکَ وَ مَجْلِسِکَ وَ حُکْمِکَ،»۱
دربرخورد با مردم و در نشستن با ایشان و داوری میان آنان گشاده رو باش،
«وَ إِیَّاکَ وَ الْغَضَبَ»۲
از خشم حذر کن،
«فَإِنَّهُ طَیْرَةٌ مِنَ الشَّیْطَانِ.»۳
که آن سبکسری و انگیزه شیطانی است.
«وَ اعْلَمْ أَنَّ مَا قَرَّبَکَ مِنَ اللهِ یُبَاعِدُکَ مِنَ النَّارِ،»۴
آگاه باش آنچه تو را به خدا نزدیک کند از آتش جهنّم دور می نماید،
«وَ مَا بَاعَدَکَ مِنَ اللهِ یُقَرِّبُکَ مِنَ النَّارِ.»۵
و آنچه تو را از خدا دور کند به آتش نزدیک خواهد نمود.
تاریخیة
وَ مِنْ حِلْف لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از عهدنامه های آن حضرت است
کَتَبَهُ بَیْـنَ رَبیعَـةَ وَ الْیَمَـنِ،
که میان قبیله ربیعه و اهل یمن نگاشت،
و نُقِـلَ مِنْ خَطِّ هِشـامِ بْنِ الْکَلْبِىِّ.
و از خط هشام بن کلبی روایت شده.
بنود الصّلح
«هذَا مَا اجْتَمَعَ عَلَیْهِ أَهْلُ الْیَمَنِ حَاضِرُهَا وَ بَادِیهَا، وَ رَبِیعَةُ حَاضِرُهَا وَ بَادِیهَا،»۱
این عهدی است که شهرنشین و بادیه نشین اهل یمن، و مقیم و بیابان گرد قبیله ربیعه برآن اتفاق کرده اند،
«أَنَّهُمْ عَلَى کِتَابِ اللهِ»۲
به اینکه کتاب خدا را پیروی نمایند،
«یَدْعُونَ إِلَیْهِ،»۳
و به آن دعوت کنند،
«وَ یَأْمُرُونَ بِهِ،»۴
و مردم را به آن دستور دهند،
«وَ یُجِیبُونَ مَنْ دَعَا إِلَیْهِ وَ أَمَرَ بِهِ،»۵
و از هر کس به قرآن دعوت نمود و به آن فرمان داد قبول کنند،
«لَا یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً،»۶
آن را به هیچ قیمتی معامله نکنند،
«وَ لَا یَرْضَوْنَ بِهِ بَدَلاً،»۷
و به جای آن چیزی را نپذیرند،
«وَ أَنَّهُمْ یَدٌ وَاحِدَةٌ عَلَى مَنْ خَالَفَ ذلِکَ وَ تَرَکَهُ، أَنْصَارٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْض: دَعْوَتُهُمْ وَاحِدَةٌ،»۸
و بر علیه کسی که با قرآن مخالفت کرده و آن را ترک نماید متحد و یار یکدیگر و همصدا باشند.
«لَا یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ لِمَعْتَبَةِ عَاتِبٍ،»۹
پیمان خود را به خاطر سرزنش کسی،
«وَ لَا لِغَضَبِ غَاضِبٍ،»۱۰
یا خشم شخصی،
«وَ لَا لِإِسْتِذْلاَلِ قَوْمٍ قَوْماً، وَ لَا لِمَسَبَّةِ قَوْمٍ قَوْماً!»۱۱
یا خوار نمودن و ناسزا گفتن گروهی به گروه دیگر نشکنند.
«عَلَى ذلِکَ شَاهِدُهُمْ وَ غَائِبُهُمْ، وَ سَفِیهُهُمْ وَ عَالِمُهُمْ، وَ حَلِیمُهُمْ وَ جَاهِلُهُمْ.»۱۲
بر این پیمان نامه حاضر و غایب، نادان و دانا، عاقل و جاهلشان متعهدند.
«ثُمَّ إِنَّ عَلَیْهِمْ بِذلِکَ عَهْدَ اللهِ وَ مِیثَاقَهُ»۱۳
عهد خدا و پیمانش با این پیمان نامه بر عهده ایشان است،
(إِنَّ عَهْدَ اللهِ کَانَ مَسْئُولًا)[۱]۱۴
همانا از عهد خدا پرسش خواهد شد.
«وَ کَتَبَ عَلِیُّ بْنُ اَبى طالِب.»۱۵
و این پیمان نامه را علی بن ابی طالب نوشت.
۱. ↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۳۴.
اخلاقی
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى مُعاوِیَةَ
بـه معـاویه
کشف القناع عن واقع معاویة
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
اما بعد،
«فَإِنِّی عَلَى التَّرَدُّدِ فِی جَوَابِکَ،»۲
من در جوابهای پیاپی به تو،
«وَ الْإِسْتَِماعِ إِلَى کِتَابِکَ،»۳
و گوش دادن به نامه ات
«لَمُوَهِّنٌ رَأْیِی،»۴
رأیم را بی نتیجه دانسته،
«وَ مُخَطِّئٌ فِرَاسَتِی.»۵
و فراستم را تخطئه می کنم.
«وَ إِنَّکَ إِذْ تُحَاوِلُنِی الْأُمُورَ»۶
و در اموری که از من درخواست داری،
«وَ تُرَاجِعُنِی السُّطُورَ،»۷
و نامه هایی که برای پاسخ گرفتن به جانب من می فرستی،
«کَالْمُسْتَثْقِلِ النَّائِمِ»۸
کسی را می مانی که به خواب سنگین فرو رفته
«تَکْذِبُهُ أَحَلاَمُهُ،»۹
و خوابهای بی پایه اش دروغ از آب درمی آید،
«وَ الْمُتَحَیِّرِ [۱] الْقَائِمِ یَبْهَظُهُ مَقَامُهُ،»۱۰
و چون سرگردان به پا ایستاده ای که ایستادنش او را به سنگینی و سختی انداخته
«لَا یَدْرِی أَلَهُ مَا یَأْتِی أَمْ عَلَیْهِ،»۱۱
نمی داند آنچه او را پیش می آید آیا به سود اوست یا به زیان او.
«وَ لَسْتَ بِهِ، غَیْرَ أَنَّهُ بِکَ شَبِیهٌ.»۱۲
تو همانند چنین کسی نیستی ولی او شبیه توست!
«وَ أُقْسِمُ بِاللهِ إِنَّهُ لَوْ لَا بَعْضُ الْإِسْتِبْقَاءِ،»۱۳
به خدا قسم اگر علاقه ام به باقی ماندن مردم مؤمن نبود
«لَوَصَلَتْ إِلَیْکَ مِنِّی قَوَارِعُ،»۱۴
ضربات کوبنده ای از طرف من به تو می رسید که
«تَقْرَعُ الْعَظْمَ،»۱۵
استخوان را بکوبد،
«وَ تَهْلِسُ اللَّحْمَ!»۱۶
و گوشت را آب کند.
«وَ اعْلَمْ أَنَّ الشَّیْطَانَ قَدْ ثَبَّطَکَ عَنْ أَنْ تُرَاجِعَ أَحْسَنَ أُمُورِکَ، وَ تَأْذَنَ لِمَقَالِ نَصِیحَتِکَ،»۱۷
آگاه باش که شیطان تو را از اینکه به بهترین امورت بازگردی، و گفتار نصیحت کننده خود را بشنوی بازداشته.
«وَ السَّلاَمُ لِأَهْلِهِ.»۱۸
و سلام بر اهلش.
۱. ↑ در بعضی نسخ «أَو الْمُتَحَیِّرِ» آمده است.
اخلاقی
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى عَبْدِاللّهِ بْنِ الْعَبّاسِ (رَحِمَهُاللّهُ)
به عبداللّه بن عباس (رحمةاللّهعلیه)
الانسان و القوانین الإلهیّة
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
اما بعد،
«فَإِنَّکَ لَسْتَ بِسَابِق أَجَلَکَ،»۲
تو بر مرگت پیشی نخواهی جست،
«وَ لَا مَرْزوُق مَا لَیْسَ لَکَ.»۳
و رزقی که روزی تو نیست به تو نخواهند داد.
«وَ اعْلَمْ بِأنَّ الدَّهْرَ یَوْمَانِ:»۴
آگاه باش روزگار دو روز است:
«یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ،»۵
روزی به نفع تو و روزی به ضرر تو،
«وَ أَنَّ الدُّنْیَا دَارُ دُوَلٍ،»۶
و دنیا خانه ای است که دست به دست می گردد،
«فَمَا کَانَ مِنْهَا لَکَ أَتَاکَ عَلَى ضَعْفِکَ،»۷
آنچه از دنیا نصیب توست به تو می رسد هر چند ناتوان باشی،
«وَ مَا کَانَ مِنْهَا عَلَیْکَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِکَ.»۸
و آنچه به ضرر توست با نیروی خود قدرت دفعش را نخواهی داشت.