نامه ۵۳ نهج البلاغه قسمت دوم

«وَ کَانَ لِلّهِ حَرْباً حَتَّى یَنْزِعَ أَوْ یَتُوبَ.»۶۶

و شخص ستمکار محارب با خداست تا وقتی‌ که از ستم دست بردارد و توبه کند.

«وَ لَیْسَ شَیْءٌ أَدْعَی إِلَى تَغْیِیرِ نِعْمَةِ اللهِ وَ تَعْجِیلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَة عَلَى ظُلْم،»۶۷

چیزی‌ در تغییر نعمت خدا، و سرعت دادن به عقوبت او قوی‌ تر از ستمکاری‌ نیست،

«فَإِنَّ اللهَ سَمِیعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِینَ (المظلومین)،»۶۸

که خداوند شنوای‌ دعای‌ ستمدیدگان،

«وَ هُوَ لِلظَّالِمِینَ بِالْمِرْصَادِ.»۶۹

و در کمین سـتمکاران است.

۴. کیفیّة جلب رضا العامة او رضا الخاصّة

«وَ لْیَکُنْ أَحَبَّ الاُْمُورِ إِلَیْکَ أَوْسَطُهَا فِی الْحَقِّ،»۷۰

باید محبوبترین امور نزد تو میانه ترینش در حق،

«وَ أَعَمُّهَا فِی الْعَدْلِ،»۷۱

و همگانی‌ ترینش در عدالت،

«وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَی الرَّعِیَّةِ،»۷۲

و جامع ترینش در خشنودی‌ رعیت باشد،

«فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ یُجْحِفُ بِرِضَی الْخَاصَّةِ،»۷۳

چرا که خشم عمومْ خشنودی‌ خواص را بی‌ نتیجه می‌ کند،

«وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ یُغْتَفَرُ مَعَ رِضَی الْعَامَّةِ.»۷۴

و خشم خواص در برابر خشنودی‌ عموم بی‌ اثر است.

«وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الرَّعِیَّةِ أَثْقَلَ عَلَى الْوَالِی مَؤُونَةً فِی رخاء (مفردات‌نهج‌البلاغه)|الرَّخَاءِ،»۷۵

و به وقت آسانی‌ و رفاه احدی‌ از رعیّت بر والی‌ پرخرج تر،

«وَ أَقَلَّ مَعُونَةً لَهُ فِی الْبَلاَءِ،»۷۶

و زمان مشکلات کم یاری‌ تر،

«وَ أَکْرَهَ لِلاِْنْصَافِ،»۷۷

و هنگام انصاف ناخشنودتر،

«وَ أَسْأَلَ بِالاِْلْحَافِ،»۷۸

و در خواهش و خواسته با اصرارتر،

«وَ أَقَلَّ شُکْراً عِنْدَ الاِْعْطَاءِ،»۷۹

و زمان بخشش کم سپاس تر،

«وَ أَبْطَأَ عُذْراً عِنْدَ الْمَنْعِ،»۸۰

و وقت منعِ از عطا دیرعذرپذیرتر،

«وَ أَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ مُلِمَّاتِ الدَّهْرِ مِنْ أَهْلِ الْخَاصَّةِ.»۸۱

و در حوادث روزگار بی‌ صبرتر از خواص نیست.

«وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ،»۸۲

همانا ستون دین،

«وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ،»۸۳

و جمعیّت مسلمانان،

«وَ الْعُدَّةُ لِلاَْعْدَاءِ،»۸۴

و مهیاشدگان برای‌ جنگ با دشمن

«الْعَامَّةُ مِنَ الاُْمَّةِ;»۸۵

توده مردمند،

«فَلْیَکُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ، وَ مَیْلُکَ مَعَهُمْ.»۸۶

پس باید توجه و میل تو به آنـان باشد.

۵. ضرورة حفظ السّرّ

«وَ لْیَکُنْ أَبْعَدَ رَعِیَّتِکَ مِنْکَ،»۸۷

باید دورترین رعیّت تو از حریم تو،

«وَ أَشْنَأَهُمْ عِنْدَکَ، أَطْلَبُهُمْ لِمَعَائِبِ النَّاسِ;»۸۸

در شدّت کینه تو نسبت به او کسی‌ باشد که در حق مردم عیبجوتر است،

«فَإِنَّ فِی النَّاسِ عُیُوباً،»۸۹

زیرا در مردم عیوبی‌ هست

«الْوَالِی أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا،»۹۰

که والی‌ در پوشاندن آن عیوب از همه کس سزاوارتر است،

«فَلاَ تَکْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْکَ مِنْهَا،»۹۱

پس در رابطه باعیوبی‌ که از مردم بر تو پنهان است کنجکاوی‌ مکن،  ادامه مطلب ...

نامه ۵۳ نهج البلاغه قسمت اول

سیاسی ، اخلاقی ، اقتصادی ، عسکری ، عبادی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

کَتَبَهُ لِلاَْشْتَرِ النَّخَعِىِّ (رَحِمَهُ‌اللّهُ) لَمّا وَلاّهُ عَلى مِصْرَ وَ اَعْمالِها. حینَ اضْطَرَبَ اَمْرُ اَمیرِها مُحَمَّدِ بْنِ اَبى بَکْر. وَ هُوَ اَطْوَلُ عَهْد کَتَبَهُ وَ اَجْمَعُهُ لِلْمَحاسِنِ.

برای‌ مالک اشتر نَخَعی‌ (رحمه اللّه) زمانی‌ که او را به امارت مصر و مناطق تابعه آن انتخاب نمود. و این برنامه به وقتی‌ بود که کار حاکم مصر محمد بن ابوبکر در آشفتگی‌ قرار داشت. این عهدنامه طولانی‌ ترین عهدنامه و از جهت دربرداشتن خوبیها جامع ترین آنهاست.

(بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ)۱

به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

«هذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللهِ عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ،مَالِکَ بْنِ الْحَارِثِ الاَْشْتَرَ فِی عَهْدِهِ إِلَیْهِ، حِینَ وَلاَّهُ مِصْرَ:»۲

این فرمانی‌ است که بنده خدا امیرالمؤمنین در پیمانش به مالک بن حارث اشتر زمانی‌ که او را به فرمانروایی‌ مصر برگزید دستور داد،

«جِبَایَةَ خَرَاجِهَا،»۳

تا مالیاتهای‌ آن را جمع کند،

«وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا،»۴

و با دشمنش جهاد نماید،

«وَ اسْتِصْلاَحَ أَهْلِهَا،»۵

و به اصلاح اهلش برخیزد،

«وَ عِمَارَةَ بِلاَدِهَا.»۶

و شهرهایش را آباد سازد.

۱. ضرورة بناءِ الذات

«أَمَرَهُ بِتَقْوَی اللهِ،»۷

او را فرمان می‌ دهد به تقوای‌ الهی‌،

«وَ إِیثَارِ طَاعَتِهِ،»۸

و مقدم داشتن طاعت خدا،

«وَ اتِّبَاعِ مَا أَمَرَ بِهِ فِی کِتَابِهِ: مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِه،»۹

و پیروی‌ آنچه را که خداوند در کتابش از واجبات و سنّت های‌ خود امر فرموده،

«الَّتِی لاَ یَسْعَدُ أَحَدٌ إِلاَّ بِاتِّبَاعِهَا،»۱۰

که کسی‌ جز به پیروی‌ آنها خوشبخت نمی‌ شود،

«وَ لاَ یشْقَی إِلاَّ مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا،»۱۱

و جز به انکار و ضایع نمودن آنها بدبخت نمی‌ گردد;

«وَ أَنْ یَنْصُرَ اللهَ سُبْحانَهُ بِقَلْبِهِ وَ یَدِهِ وَ لِسَانِهِ;»۱۲

و دیگر آنکه خداوند سبحان را به قلب و دست و زبانش یاری‌ کند،

«فَإِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ، قَدْ تَکَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ، وَ إِعْزَازِ مَنْ أَعَزَّهُ.»۱۳

زیرا خداوند یاری‌ِ یاری‌ کننده خود، و عزّت آن کس را که او را عزیز بدارد ضامن شده.

«وَ أَمَرَهُ أَنْ یَکْسِرَ نَفْسَهُ مِنَ الشَّهَوَاتِ،»۱۴

او را دستور می‌ دهد که نفس را به وقت خواسته های‌ نابجا درهم شکند،

«وَ یَزَعَهَا عِنْدَ الْجَمَحَاتِ،»۱۵

و آن را به هنگام سرکشی‌ ها بازدارد،

«فَإِنَّ النَّفْسَ أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ،»۱۶

که نفس امرکننده به بدی‌ است

«إِلاَّ مَا رَحِمَ اللهُ.»۱۷

مگر خداوند رحم نماید.

«ثُمَّ اعْلَمْ یَا مَالِکُ،»۱۸

ای‌ مالک، آگاه باش

«أَنِّی قَدْ وَجَّهْتُکَ إِلَى بِلاَد قَدْ جَرَتْ عَلَیْهَا دُوَلٌ قَبْلَکَ، مِنْ عَدْل وَ جَوْر،»۱۹

که تو را به شهرهایی‌ روانه کردم که پیش از تو فرمانروایانی‌ در آن به عدالت و ستم حکومت کردند،

«وَ أَنَّ النَّاسَ یَنْظُرُونَ مِنْ أُمُورِکَ فِی مِثْلِ مَا کُنْتَ تَنْظُرُ فِیهِ مِنْ أُمُورِ الْوُلاَةِ قَبْلَکَ،»۲۰

و مردم به وضع تو به همان صورت می‌ نگرند که تو به حاکمان پیش از خود می‌ نگریسته ای‌،

«وَ یَقُولُونَ فِیکَ مَا کُنْتَ تَقُولُ فِیهِمْ،»۲۱

و همان را در حق تو می‌ گویند که تو درباره حاکمان گذشته مصر می‌ گفته ای‌;

«وَ إِنَّمَا یُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحِینَ بِمَا یُجْرِی اللهُ لَهُمْ عَلَى أَلْسُنِ عِبَادِهِ.»۲۲

شایستگان را به ذکر خیری‌ که خداوند بر زبان بندگانش جاری‌ می‌ کند می‌ توان شناخت.

«فَلْیَکُنْ أَحَبَّ الذَّخَائِرِ إِلَیْکَ ذَخِیرَةُ الْعَمِلِ الصَّالِحِ،»۲۳

پس باید محبوبترین اندوخته ها در نزد تو عمل صالح باشد.

«فَامْلِکْ هَوَاکَ،»۲۴

بنابراین بر هواهایت مسلط باش،

«وَ شُحَّ بِنَفْسِکَ عَمَّا لاَ یَحِلُّ لَکَ،»۲۵  ادامه مطلب ...

نامه ۵۲ نهج البلاغه

معنوی ، عبادی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

اِلى اُمراءِ الْبِلادِ فى مَعْنَى الصَّلاةِ

به کارگزاران شهرها در رابطه با وضع نماز

اوقات الصلوات الیومیّة

«أَمَّا بَعْدُ،»۱

اما بعد،

«فَصَلُّوا بِالنَّاسِ الظُّهْرَ»۲

نماز ظهر را با مردم بخوانید

«حَتَّى تَفِیءَ الشَّمْسُ مِنْ مَرْبِضِ الْعَنْزِ،»۳

تا وقتی‌ که خورشید به اندازه خوابگاه یک بز از نصف النهار به جانب مغرب برگردد.

«وَ صَلُّوا بِهِمُ الْعَصْرَ»۴

و نمازعصر را به جماعت بخوانید

«وَ الشَّمْسُ بَیْضَاءُ حَیَّةٌ فِی عُضْو مِنَ النَّهَارِ»۵

آن گاه که خورشید درپاره ای‌ از روز سپید و جلوه گر است

«حِینَ یُسَارُ فِیهَا فَرْسَخَانِ.»۶

و می‌ توان تا غروب کردنش به اندازه دو فرسخ راه پیمود.

«وَ صَلُّوا بِهِمُ الْمَغْرِبَ حِینَ یُفْطِرُ الصَّائِمُ،»۷

و نماز مغرب را وقتی‌ با مردم بخوانید که روزه دار افطار می‌ نماید،

«وَ یَدْفَعُ الْحَاجُّ إِلَى مِنًی.»۸

و حاجی‌ به جانب مِنی‌ می‌ رود.

«وَ صَلُّوا بِهِمُ الْعِشَاءَ حِینَ یَتَوَارَی الشَّفَقُ إِلَى ثُلُثِ اللَّیْلِ،»۹

و نماز عشا را از وقتی‌ که سرخی‌ پنهان می‌ شود تا ثلث از شب با مردم بخوانید.

«وَ صَلُّوا بِهِمُ الْغَدَاةَ»۱۰

و نماز صبح را هنگامی‌ بخوانید

«وَ الرَّجُلُ یَعْرِفُ وَجْهَ صَاحِبِهِ،»۱۱

که مرد می‌ تواند چهره دوستش را تشخیص دهد.

«وَ صَلُّوا بِهِمْ صَلاَةَ أَضْعَفِهِمْ،»۱۲

نمازتان بامردم همچون نماز ناتوان ترین آنان باشد،

«وَ لاَ تَکُونُوا فَتَّانِینَ.»۱۳

و در طول دادن نماز عامل به فتنه افتادن مردم نباشید.

نامه ۵۱ نهج البلاغه

سیاسی ، اخلاقی ، اقتصادی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ سیاسی ، اخلاقی ، اقتصادی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

اِلى عُمّالِهِ عَلَى الْخَراجِ

بـه مـأمـوران مالیـات

الجباة و الاخلاق الاجتماعیة

«مِنْ عَبْدِ اللهِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَى أَصْحَابِ الْخَرَاجِ:»۱

از بنده خدا علی‌ امیر مؤمنان ، به عاملان مالیات:

«أَمَّا بَعْدُ،»۲

اما بعد،

«فَإِنَّ مَنْ لَمْ یَحْذَرْ مَا هُوَ صَائِرٌ إِلَیْهِ»۳

هر که از قیامتی‌ که به آن روی‌ خواهد نهاد حذر نکند،

«لَمْ یُقَدِّمْ لِنَفْسِهِ مَا یُحْرِزُهَا.»۴

چیزی‌ که او را از بلاهای‌ آن روز حفظ کند پیش نفرستاده.

«وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَا کُلِّفْتُمْ بِهِ یَسِیرٌ،»۵

آگاه باشید آنچه از تکالیف به عهده شماست اندک است،

«وَ أَنَّ ثَوَابَهُ کَثِیرٌ،»۶

و ثوابش بسیار.

«وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِیَما نَهَی اللهُ عَنْهُ مِنَ الْبَغْیِ وَ الْعُدْوَانِ عِقَابٌ یُخَافُ»۷

اگر برای‌ آنچه از جانب حق نهی‌ شده مانند ستم و دشمنی‌ کیفری‌ که از آن بترسند وجود نداشت،

«لَکَانَ فِی ثَوَابِ اجْتِنَابِهِ مَا لاَ عُذْرَ فِی تَرْکِ طَلَبِهِ.»۸

در ثواب اجتناب از آنها آنقدر هست که عذری‌ برای‌ مردم در ترک طلب آنها نباشد.

«فَأَنْصِفُوا النَّاسَ مِنْ أَنْفُسِکُمْ،»۹

از جانب خود مردم را انصاف دهید،

«وَ اصْبِرُوا لِحَوَائِجِهِمْ.»۱۰

و در برابر انجام حاجاتشان صبر کنید،

«فَإِنَّکُمْ خُزَّانُ الرَّعِیَّةِ،»۱۱

که شما خزانه داران رعیت،

«وَ وُکَلاَءُ الاُْمَّةِ،»۱۲

و وکلای‌ ملّت،

«وَ سُفَرَاءُ الاَْئِمَّةِ.»۱۳

و نمایندگان پیشوایان هستید.

«وَ لاَ تُحْشِمُوا (تحسموا ـ تحبسوا) أَحَداً عَنْ حَاجَتِهِ»۱۴

احدی‌ را به خاطر نیازش نرنجانید،

«وَ لاَ تَحْبِسُوهُ عَنْ طَلِبَتِهِ،»۱۵

و او را از خواسته اش منع ننمایید.

«وَ لاَ تَبِیعُنَّ لِلنَّاسِ فِی الْخَرَاجِ کِسْوَةَ شِتَاء وَ لاَ صَیْف، وَ لاَ دَابَّةً یَعْتَمِلُونَ عَلَیْهَا، وَ لا عَبْداً،»۱۶

اثاث ضروری‌ زندگی‌ مالیات دهنده از قبیل لباس زمستانی‌ و تابستانی‌، و چهارپای‌ در دست کار و غلامش را نفروشید،

«وَ لا تَضْرِبُنَّ أَحَداً سَوْطاً لِمَکانِ دِرْهَم»۱۷

برای‌ گرفتن درهمی‌ کسی‌ را تازیانه نزنید،

«وَ لاَ تَمَسُّنَّ مَالَ أَحَد مِنَ النَّاسِ، مُصَلٍّ وَ لاَ مُعَاهَد،»۱۸

به مال احدی‌ از مردم چه مسلمان نمازگزار و چه غیرمسلمانی‌ که در پناه اسلام است دست درازی‌ نکنید،

«إِلاَّ أَنْ تَجِدُوا فَرَساً أَوْ سِلاَحاً یُعْدَی بِهِ عَلَى أَهْلِ الاِْسْلاَمِ،»۱۹

مگر اسب و سلاحی‌ که علیه اسلام به کار گرفته شود،

«فإِنَّهُ لا یَنْبَغی لِلْمُسْلِمِ أنْ یَدَعَ ذلِکَ فی أَیْدِی أَعْدَاءِ الإِسْلامِ»۲۰

زیرا سزاوار مسلمان نیست اسب و سلاح را در دست دشمنان اسلام واگذارد

«فَیَکُونَ شَوْکَةً عَلَیْهِ.»۲۱

تا موجب شـوکت ایشان بر ضـد او شـود.

«وَ لاَ تَدَّخِرُوا أَنْفُسَکُمْ نَصِیحَةً، وَ لاَ الْجُنْدَ حُسْنَ سِیرَة، وَ لاَ الرَّعِیَّةَ مَعُونَةً، وَ لاَ دِینَ اللهِ قُوَّةً،»۲۲

از خیرخواهی‌ نسبت به خویش، و خوشرفتاری‌ با لشگر اسلام، و یاری‌ رساندن به رعیّت، و تقویت دین دریغ مکنید.

«وَ أَبْلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ مَا اسْتَوْجَبَ عَلَیْکُمْ،»۲۳

آنچه در راه خدا بر شما واجب است انجام دهید،

«فَإِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ قَدِ اصْطَنَعَ عِنْدَنَا وَ عِنْدَکُمْ أَنْ نَشْکُرَهُ بِجُهْدِنَا،»۲۴

زیرا خدای‌ سبحان از ما و شما خواسته که او را به اندازه توانایی‌ خود سپاسگزار باشیم،

«وَ أَنْ نَنْصُرَهُ بِمَا بَلَغَتْ قُوَّتُنَا،»۲۵

و در نهایت قدرت به یاریش برخیزیم،

«وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.»۲۶

و قدرتی‌ نیست جز از جانب خــداونـد بـزرگ.

نامه ۵۰ نهج البلاغه

عسکری ، سیاسی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

اِلى اُمَرائِهِ عَلَى الْجُیُوشِ

بـه امیـران سـپاهـش

۱. التحذیر من الاغترار بالنّعم

«مِنْ عَبْدِ اللهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِب أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَى أَصْحَابِ الْمَسَالِحِ:»۱

از بنده خـدا علی‌ بن ابی‌ طالب امیـرمـؤمنان ، به مـرزداران :

«أَمَّا بَعْدُ،»۲

اما بعد،

«فَإِنَّ حَقّاً عَلَى الْوَالِی أَلاَّ یُغَیِّرَهُ عَلَى رَعِیَّتِهِفَضْلٌ نَالَهُ، وَ لاَ طَوْلٌ خُصَّ بِهِ،»۳

شایسته حاکم است که برتری‌ رسیده به او، و نعمتی‌ که به آن اختصاص یافته او را نسبت به رعیّت دگرگون نکند،

«وَ أَنْ یَزِیدَهُ مَا قَسَمَ اللهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ; وَ عَطْفاً عَلَى إِخْوَانِهِ.»۴

و سهمی‌ که خداوند از نعمت نصیبش نموده سزاوار است بر نزدیک شدنش به بندگان حـق، و مهربانیش به برادران بیفزاید.

۲. مسؤولیّات القیادة و القوات

«أَلاَ وَ إِنَّ لَکُمْ عِنْدِی أَلاَّ أَحْتَجِزَ (احتجن) دُونَکُمْ سِرّاً إِلاَّ فِی حَرْب،»۵

بدانید حقّ شما بر من است که چیزی‌ را از شما جز اسرار جنگ پنهان ندارم،

«وَ لاَ أَطْوِیَ دُونَکُمْ أَمْراً إِلاَّ فِی حُکْم،»۶

و کاری‌ بی‌ مشورت شما مگر در احکام الهی‌ انجام ندهم،

«وَ لاَ أُؤَخِّرَ لَکُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ،»۷

و هیچ حقّی‌ از شما را از موضعش به تأخیر نیندازم،

«وَ لاَ أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ،»۸

و تا آن را به جایش نرسانم بازنایستم،

«وَ أَنْ تَکُونُوا عِنْدِی فِی الْحَقِّ سَوَاءً.»۹

و این که همه شما نسبت به حق نزد من مساوی‌ باشید.

«فَإِذَا فَعَلْتُ ذلِکَ وَجَبَتْ لِلّهِ عَلَیْکُمُ النِّعْمَةُ،»۱۰

چون رفتارم با شما این گونه شد نعمت خداوند بر شما تمام می‌ شود،

«وَ لِی عَلَیْکُمُ الطَّاعَةُ;»۱۱

و بر شما واجب است از من اطاعت نمایید،

«وَ أَلاَّ تَنْکُصُوا عَنْ دَعْوَة،»۱۲

و از دستورم سرنپیچید،

«وَ لاَ تُفَرِّطُوا فِی صَلاَح،»۱۳

و در کاری‌ که به صلاح است تقصیر ننمایید،

«وَ أَنْ تَخُوضُوا الْغَمَرَاتِ إِلَى الْحَقِّ،»۱۴

و به خاطر حق در امواج بلاها و سختیها فرو روید.

«فَإِنْ أَنْتُمْ لَمْ تَسْتَقِیمُوا لِی عَلَى ذلِکَ»۱۵

اگر درباره من این چنین استوار نباشید

«لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ أَهْوَنَ عَلَیَّ مِمَّنْ اعْوَجَّ مِنْکُمْ،»۱۶

کسی‌ نزد من خوارتر از کجرفتار شما نباشد،

«ثُمَّ أُعْظِمُ لَهُ الْعُقُوبَةَ،»۱۷

آن گاه او را به شدّت کیفر می‌ دهم،

«وَ لاَ یَجِدُ عِنْدِی فِیهَا رُخْصَةً.»۱۸

و از دستم رهایی‌ نخواهد یافت.

«فَخُذُوا هذَا مِنْ أُمَرَائِکُمْ،»۱۹

چنین عهدی‌ را از امیران خود بگیرید،

«وَ أَعْطُوهُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ مَا یُصْلِحُ اللهُ بِهِ أَمْرَکُمْ،»۲۰

و دستورات آنان را چنانکه خداوند امورتان را به آن اصلاح کند بپذیرید.

«وَ السَّلاَمُ.»۲۱

والسلام.