«فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ (صَلَّىاللّهُعَلَیْهِوَآلِهِ) یَقُولُ فِی غَیْرِ مَوْطِن:»۳۹۲
که من بارها از رسول خدا (صلّیاللّهعلیهوآله) شنیدم می فرمود:
«لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لاَ یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَتَعْتِع.»۳۹۳
«امتی به پاکی و قداست نرسد مگر اینکه حق ناتوان را از قدرتمند با صراحت و روانی کلام بگیرد.»
«ثُمَّ احْتَمِلِ الْخُرْقَ مِنْهُمْ وَ الْعِیَّ،»۳۹۴
آن گاه خشونت و درست حرف نزدن آنان را تحمل کن،
«وَ نَحِّ عَنْهُمُ الضِّیقَ وَ الاَْنْفَ»۳۹۵
تنگ خویی و غرور و خودپسندی نسبت به آنان را از خود دور کن
«یَبْسُطِ اللهُ عَلَیْکَ بِذلِکَ أَکْنَافَ رَحْمَتِهِ،»۳۹۶
تا خداوند جوانب رحمتش را بر تو بگشاید،
«وَ یُوجِبُ لَکَ ثَوَابَ طَاعَتِهِ.»۳۹۷
و ثواب طاعتش را بر تو واجب کند.
«وَ أَعْطِ مَا أَعْطَیْتَ هَنِیئاً،»۳۹۸
آنچه عطا می کنی به خوشرویی عطا کن،
«وَ امْنَعْ فِی إِجْمَال وَ إِعْذَار!»۳۹۹
و خودداری از عطا را با مهربانی و عذر همراه نما!
۹. الاخلاق الخاصّة للوالی
«ثُمَّ أُمُورٌ مِنْ أُمُورِکَ لاَبُدَّ لَکَ مِنْ مُبَاشَرَتِهَا:»۴۰۰
سپس قسمتی از امور است که باید خودت به انجام آنها برخیزی،
«مِنْهَا إِجَابَةُ عُمَّالِکَ»۴۰۱
از جمله پاسخ دادن به کارگزاران دولت
«بِمَا یَعْیَا عَنْهُ کُتَّابُکَ،»۴۰۲
آنجا که منشیانت از پاسخ گویی ناتوانند.
«وَ مِنْهَا إِصْدَارُ حَاجَاتِ النَّاسِ»۴۰۳
و نیز جواب دادن به حاجات و مطالب مردم
«یَوْمَ وُرُودِهَا عَلَیْکَ»۴۰۴
در همان روزی که حاجاتشان به تو می رسد
«بِمَا تَحْرَجُ بِهِ صُدُورُ أَعْوَانِکَ.»۴۰۵
و پاسخش همکارانت را تنگدل و ناراحت می کند.
«وَ أَمْضِ لِکُلِّ یَوْم عَمَلَهُ،»۴۰۶
برنامه هر روز را در همان روز انجام ده،
«فَإِنَّ لِکُلِّ یَوْم مَا فِیهِ.»۴۰۷
زیرا هر روز را کاری مخصوص به همان روز است.
«وَ اجْعَلْ لِنَفْسِکَ فِیَما بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللهِ أَفْضَلَ تِلْکَ الْمَوَاقِیتِ، وَ أَجْزَلَ تِلْکَ الاَْقْسَامِ،»۴۰۸
بهترین اوقات و باعظمت ترین ساعات را برای خود در آنچه بین تو و خداوند است اختصاص ده،
«وَ إِنْ کَانَتْ کُلُّهَا لِلّهِ»۴۰۹
هرچند همه کارها در تمام اوقات برای خداست
«إِذَا صَلَحَتْ فِیهَا النِّیَّةُ،»۴۱۰
اگر نیّـت صحیح باشد،
«وَ سَلِمَتْ مِنْهَا الرَّعِیَّةُ.»۴۱۱
و رعیّت از آن کارها روی آسایش ببیند.
«وَ لْیَکُنْ فِی خَاصَّةِ مَا تُخْلِصُ بِهِ لِلّهِ دِینَکَ،»۴۱۲
و باید در خصوص آنچه به آن دینت را برای خدا خالص می کنی
«إِقَامَةُ فَرَائِضِهِ الَّتِی هِیَ لَهُ خَاصَّةً،»۴۱۳
اقامه واجبات باشد واجباتی که مخصوص به خداوند است،
«فَأَعْطِ اللهَ مِنْ بَدَنِکَ فِی لَیْلِکَ وَ نَهَارِکَ،»۴۱۴
روی این ملاک از بدنت در شب و روز در اختیار خداوند قرار بده،
«وَ وَفِّ مَا تَقَرَّبْتَ بِهِ إِلَى اللهِ مِنْ ذلِکَ کَامِلا غَیْرَ مَثْلُوم وَ لاَ مَنْقُوص،»۴۱۵
و از آنچه موجب قرب تو به خداوند می شود به نحو کامل و بدون کم و کاست انجام ده،
«بَالِغاً مِنْ بَدَنِکَ مَا بَلَغَ.»۴۱۶
گرچه هرگونه صدمه و فرسایشی به بدنت واردآید.
«وَ إِذَا قُمْتَ فِی صَلاَتِکَ لِلنَّاسِ،»۴۱۷
چون بامردم به نمازجماعت بایستی
ادامه مطلب ...
«لاَ یَقْهَرُهُ کَبِیرُهَا،»۳۲۷
که بزرگی امور او را عاجز نکند،
«وَ لاَ یَتَشَتَّتُ عَلَیْهِ کَثِیرُهَا،»۳۲۸
و کثرت کارها پریشانش نسازد.
«وَ مَهْمَا کَانَ فِی کُتَّابِکَ مِنْ عَیْب»۳۲۹
چنانچه در منشیانت عیبی باشد
«فَتَغَابَیْتَ عَنْهُ أُلْزِمْتَهُ.»۳۳۰
و تو از آن بی خبر بمانی مسئول آن هستی.
السادّس ـ التّجار و اصحاب الصّنائع
«ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی الصِّنَاعَاتِ،»۳۳۱
درباره تاجران و صنعتگران پذیرای سفارش باش،
«وَ أَوْصِ بِهِمْ خَیْراً،»۳۳۲
و نسبت به آنان سفارش به نیکی کن،
«الْمُقِیمِ مِنْهُمْ»۳۳۳
بدون فرق بین آنان که در یک جا مقیمند،
«وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ،»۳۳۴
و آنان که با مال خود در رفت و آمدند،
«وَ الْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ،»۳۳۵
و آنان که با هنر دست خود در پی کسب و سودند،
«فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ،»۳۳۶
چه اینکه اینان مایه های منافع،
«وَ أَسْبَابُ الْمَرَافِقِ،»۳۳۷
و اسباب راحت جامعه،
«وَ جُلاَّبُهَا مِنَ الْمَبَاعِدِ وَ الْمَطَارِحِ،»۳۳۸
و جلب کننده سودها از مکانهای دوردست،
«فِی بَرِّکَ وَ بَحْرِکَ،»۳۳۹
در بیابان و دریا،
«وَ سَهْلِکَ وَ جَبَلِکَ،»۳۴۰
و زمین هموار و ناهموار منطقه حکومت تواَند،
«وَ حَیْثُ لاَ یَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا،»۳۴۱
از مناطقی که مردم در آن جمع نمی شوند،
«وَ لاَ یَجْتَرِؤُونَ عَلَیْهَا،»۳۴۲
و به رفت و آمد در آنها جرأت نمی کنند،
«فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لاَ تُخَافُ بَائِقَتُهُ،»۳۴۳
اینان اهل سلامت اند که از ضرر آنان بیمی نیست،
«وَ صُلْحٌ لاَ تُخْشَی غَائِلَتُهُ.»۳۴۴
و اهل صلح و مسالمت اند که ترسی از بدی و آسیب آنان وجود ندارد.
«وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِکَ وَ فِی حَوَاشِی بِلاَدِکَ.»۳۴۵
از آنان که در منطقه حکومت تو به سر می برند و آنان که در گوشه و کنار شهرهایت هستند کنجکاوی کن،
«وَ اعْلَمْ ـ مَعَ ذلِکَ ـ أَنَّ فِی کَثِیر مِنْهُمْ»۳۴۶
ولی روشن باش که با همه آنچه تذکر دادم در میان ایشان گروهی
«ضِیقاً فَاحِشاً،»۳۴۷
تنگ نظر و بخیل
«وَ شُحّاً قَبِیحاً،»۳۴۸
به شکلی قبیح و زشت،
«وَ احْتِکَاراً لِلْمَنَافِعِ،»۳۴۹
و مردمی محتکر،
«وَ تَحَکُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ،»۳۵۰
و نرخ گذارانی به دلخواه در امر خرید و فروش وجود دارد،
«وَ ذلِکَ بَابُ مَضَرَّة لِلْعَامَّةِ،»۳۵۱
که در این وضع زیان جامعه
«وَ عَیْبٌ عَلَى الْوُلاَةِ.»۳۵۲
و عیب و ننگ زمامداران است.
«وَ لاَ یَتَفَاقَمَنَّ فِی نَفْسِکَ شَیْءٌ قَوَّیْتَهُمْ بِهِ،»۱۹۶
و نباید چیزی که آنان را به وسیله آن نیرومند می سازی در دیده ات بزرگ آید،
«وَ لاَ تَحْقِرَنَّ لُطْفاً تَعَاهَدْتَهُمْ بِهِ وَ إِنْ قَلَّ;»۱۹۷
و لطفی که نسبت به ایشان متعهد شده ای کوچک نشماری گرچه کوچک باشد،
«فَإِنَّهُ دَاعِیَةٌ لَهُمْ إِلَى بَذْلِ النَّصِیحَةِ لَکَ، وَ حُسْنِ الظَّنِّ بِکَ.»۱۹۸
زیرا لطف تو آنان را نسبت به تو خیرخواه و خوش گمان می نماید.
«وَ لاَ تَدَعْ تَفَقُّدَ لَطِیفِ أُمُورِهِمُ اتِّکَالا عَلَى جَسِیمِهَا،»۱۹۹
از بررسی امور ناچیز آنان به امید بررسی کارهای بزرگشان چشم مپوش،
«فَإِنَّ لِلْیَسِیرِ مِنْ لُطْفِکَ مَوْضِعاً یَنْتَفِعُونَ بِهِ،»۲۰۰
که نیکی اندک تو جایی دارد که از آن بهره مند می گردند،
«وَ لِلْجَسِیمِ مَوْقِعاً لاَ یَسْتَغْنُونَ عَنْهُ.»۲۰۱
و برای احسان بزرگ تو نیز موقفی است که از آن بی نیاز نیستند.
«وَ لْیَکُنْ آثَرُ رُؤُوسِ جُنْدِکَ عِنْدَکَ مَنْ وَاسَاهُمْ فِی مَعُونَتِهِ، وَ أَفْضَلَ عَلَیْهِمْ مِنْ جِدَتِهِ،»۲۰۱
و باید برگزیده ترین سران سپاهت نزد تو کسی باشد که در کمک به سپاهیان مواسات را رعایت نماید،
«بِمَا یَسَعُهُمْ وَ یَسَعُ مَنْ وَرَاءَهُمْ مِنْ خُلُوفِ أَهْلِیهِمْ،»۲۰۲
و از توانگری خود به آنان احسان کند به اندازه ای که بتواند سپاهیان و خانواده های آنان را که از خود به جای نهاده اند اداره نماید،
«حَتَّى یَکُونَ هَمُّهُمْ هَمّاً وَاحِداً فِی جِهَادِ الْعَدُوِّ.»۲۰۳
تا اندیشه آنان در جنگ با دشمن یک اندیشه باشد،
«فَإِنَّ عَطْفَکَ عَلَیْهِمْ یَعْطِفُ قُلُوبَهُمْ عَلَیْکَ،»۲۰۴
چرا که عنایت تو نسبت به آنان دلهایشان را متوجه تو می گرداند.
«وَ إِنَّ أَفْضَلَ قُرَّةِ عَیْنِ الْوُلاَةِ»۲۰۵
برترین چیزی که موجب چشم روشنی زمامداران می شود
«اسْتِقَامَةُ الْعَدْلِ فِی الْبِلاَدِ،»۲۰۶
برقراری عدالت در شهرها،
«وَ ظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِیَّةِ»۲۰۷
و ظهور دوستی و محبت رعیت است.
«وَ إِنَّهُ لاَ تَظْهَرُ مَوَدَّتُهُمْ إِلاَّ بِسَلاَمَةِ صُدُورِهِمْ،»۲۰۸
و دوستی رعیت آشکار نشود مگر به سلامت دل آنان،
«وَ لاَ تَصِحُّ نَصِیحَتُهُمْ إِلاَّ بِحِیطَتِهِمْ عَلَى وُلاَةِ الاُْمُورِ،»۲۰۹
و خیرخواهی ایشان درست و راست نگردد جز آنکه زمامداران خود را حمایت نمایند،
«وَ قِلَّةِ اسْتِثْقَالِ دُوَلِهِمْ،»۲۱۰
و حکومت حاکمان را بر خود سنگین نشمارند،
«وَ تَرْکِ اسْتِبْطَاءِ انْقِطَاعِ مُدَّتِهِمْ.»۲۱۱
و توقع به پایان رسیدن زمان حکومتشان را نداشته باشند.
«فَافْسَحْ فِی آمَالِهِمْ،»۲۱۲
پس آرزوهای رعیّت را برآور،
«وَ وَاصِلْ فِی حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَیْهِمْ،»۲۱۳
و نیکو ستودن آنان را پیوسته دار،
«وَ تَعْدِیدِ مَا أَبْلَی ذَوُو الْبَلاَءِ مِنْهُمْ;»۲۱۴
و رنج و زحمت و کوشش و ابتلای صاحبان فعالیت را در نظر داشته باش،
«فَإِنَّ کَثْرَةَ الذِّکْرِ لِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ،»۲۱۵
چه اینکه بسیار یاد کردن کارهای خوبْ دلیر را به هیجان آورده،
«وَ تُحَرِّضُ النَّاکِلَ،»۲۱۶
و ترسو را به کوش وا می دارد
«إِنْ شَاءَ اللهُ.»۲۱۷
ان شاء اللّه.
«ثُمَّ اعْرِفْ لِکُلِّ امْرِئ مِنْهُمْ مَا أَبْلَی،»۲۱۸
سپس کوشش هر یک از آنان را به دقّت بشناس،
«وَ لاَ تَضُمَّنَّ بَلاَءَ امْرِئ إِلَى غَیْرِهِ،»۲۱۹
و زحمت کسی را به دیگری نسبت مده،
«وَ لاَ تُقَصِّرَنَّ بِهُ دُونَ غَایَةِ بَلاَئِهِ،»۲۲۰
و در اجر و مزدش به اندازه رنجی که برده کوتاهی مکن،
«وَ لاَ یَدْعُوَنَّکَ شَرَفُ امْرِئ إِلَى أَنْ تُعْظِمَ مِنْ بَلاَئِهِ مَا کَانَ صَغِیراً،»۲۲۱
و مقام کسی باعث نشود که کوشش اندکش را بزرگ شماری، ادامه مطلب ...
«وَ أَلْزِمْ کُلاًّ مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ.»۱۳۲
هر کدام را نسبت به کارشان پاداش بخش.
«وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ بِأَدْعَی إِلَى حُسْنِ ظَنِّ رَاع بِرَعِیَّتِهِ مِنْ إِحْسَانِهِ إِلَیْهِمْ،»۱۳۳
آگاه باش که چیزی برای جلب خوشبینی حاکم بر رعیت بهتر از نیکی به آنان،
«وَ تَخْفِیفِهِ الْمَؤُونَاتِ عَلَیْهِمْ،»۱۳۴
و سبک کردن هزینه بر دوش ایشان،
«وَ تَرْکِ اسْتِکْرَاهِهِ إِیَّاهُمْ عَلَى مَا لَیْسَ لَهُ قِبَلَهُمْ.»۱۳۵
و اجبار نکردنشان به حقّی که حاکم بر آنان ندارد نیست.
«فَلْیَکُنْ مِنْکَ فِی ذلِکَ أَمْرٌ یَجْتَمِعُ لَکَ بِهِ حُسْنُ الظَّنِّ بِرَعِیَّتِکَ،»۱۳۶
به صورتی باید رفتار کنی که خوش گمانی بر رعیتت را در کمک همه جانبه به حاکم فراهم آری،
«فَإِنَّ حُسْنَ الظَّنِّ یَقْطَعُ عَنْکَ نَصَباً طَوِیلا.»۱۳۷
که این خوش گمانی رنجی طولانی را از تو برمی دارد،
«وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّکَ بِهِ لَمَنْ حَسُنَ بَلاَؤُکَ عِنْدَهُ،»۱۳۸
و به خوش گمانی تو کسی شایسته تر است که از تو احسان دیده،
«وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّکَ بِهِ لَمَنْ سَاءَ بَلاَؤُکَ عِنْدَهُ.»۱۳۹
و به بدگمانیت کسی سزاوارتر است که از جانب تو به او ناراحتی رسیده.
«وَ لاَ تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هذِهِ الاُْمَّةِ، وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الاُْلْفَةُ، وَ صَلَحَتْ عَلَیْهَا الرَّعِیَّةُ.»۱۴۰
روشی را که بزرگان امت بر اساس آن رفتار کرده اند، و به سبب آن در میان مردم الفت برقرار شده، و اصلاح جامعه بر پایه آن بوده از بین مبر،
«وَ لاَ تُحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَیْء مِنْ مَاضِی تِلْکَ السُّنَنِ،»۱۴۱
و روشی را که به روشهای گذشته ضرر می زند به وجود نیاور،
«فَیَکُونَ الاَْجْرُ لِمَنْ سَنَّهَا،»۱۴۲
که پاداش و اجر برای کسی است که روشهای درست را برپا کرده،
«وَ الْوِزْرُ عَلَیْکَ بِمَا نَقَضْتَ مِنْهَا.»۱۴۳
و گناه از بین بردن آن روشها بر گردن توست.
«وَ أَکْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ، وَ مُنَاقَشَةَ الْحُکَمَاءِ، فِی تَثْبِیتِ مَا صَلَحَ عَلَیْهِ أَمْرُ بِلاَدِکَ، وَ إِقَامَةِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَکَ.»۱۴۴
در استوار ساختن آنچه صلاح کار شهرهایت بر آن است، و برپا داشتن آنچه مردم پیش از این به آن مستقیم شده اند با دانشمندان و اندیشمندان زیاد گفتگو کن.
۸. التعرفة بالطبقات الاجتماعیّة
«وَ اعْلَمْ أَنَّ الرَّعِیَّةَ طَبَقَاتٌ»۱۴۵
آگاه باش که مردم مملکت گروههای مختلفند
«لاَ یَصْلُحُ بَعْضُهَا إِلاَّ بِبَعْض،»۱۴۶
که هر گروه جز به گروه دیگر اصلاح نمی شود،
«وَ لاَ غِنَی بِبَعْضِهَا عَنْ بَعْض.»۱۴۷
و با داشتن گروهی از گروه دیگر بی نیازی نیست.
«فَمِنْهَا جُنُودُ اللهِ،»۱۴۸
اینان عبارتند از ارتش حق،
«وَ مِنْهَا کُتَّابُ الْعَامَّةِ وَ الْخَاصَّةِ،»۱۴۹
و نویسندگان عمومی و خصوصی،
«وَ مِنْهَا قُضَاةُ الْعَدْلِ،»۱۵۰
و قاضیان عدل،
«وَ مِنْهَا عُمَّالُ الاِْنْصَافِ وَ الرِّفْقِ،»۱۵۱
و مأموران انصاف و مدارا،
«وَ مِنْهَا أَهْلُ الْجِزْیَةِ وَ الْخَرَاجِ مِنْ أَهْلِ الذِّمَّةِ وَ مُسْلِمَةِ النَّاسِ،»۱۵۲
و اهل جزیه و مالیات از غیر مسلمان و مسلمان،
«وَ مِنْهَا التُّجَّارُ وَ أَهْلُ الصِّنَاعَاتِ»۱۵۳
و تاجران و صنعتگران،
«وَ مِنْهَا الطَّبَقَةُ السُّفْلَی مِنْ ذَوِی الْحَاجَةِ وَ الْمَسْکَنَةِ،»۱۵۴
و طبقه پایین از نیازمندان و افتادگان.
«وَ کُلٌّ قَدْ سَمَّی اللهُ لَهُ سَهْمَهُ،»۱۵۵
خداوند سهم هر یک از این طبقات را مقرر فرموده،
«وَ وَضَعَ عَلَى حَدِّهِ فَرِیضَةً فِی کِتَابِهِ أَوْ سُنَّةِ نَبِیِّهِ (صَلَّیاللّهُعَلَیْهِوَآلِهِ) عَهْداً مِنْهُ عِنْدَنَا مَحْفُوظاً.»۱۵۶
و در کتابش یا سنّت پیامبرش (صلّیاللّهعلیهوآله) عهدی محفوظ را بر حدّ و اندازه واجب آن نزد ما قرار داده است.
«فَالْجُنُودُ، بِإِذْنِ اللهِ، حُصُونُ الرَّعِیَّةِ،»۱۵۷
ارتش به اذن خداوند دژ مردم، ادامه مطلب ...