وَ مِنْ وَصِیَّة لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از سفارش های آن حضرت است
وَصّــى بِها شُـرَیْحَ بْـنَ هانِـىء، لَمّـا جَعَلَـهُ عَلـى مُقَـدِّمَتِـهِ اِلـى الشّـامِ.
که به شریح بن هانی سفارش نموده، هنگامی که وی را به فرماندهی لشگر به طرف شام فرستاد.
اخلاقیة القائد
«اتَّقِ اللهَ فِی کُلِّ صَبَاح وَ مَسَاء،»۱
خدا را در هر صبح و شام بپرهیز،
«وَ خَفْ عَلَى نَفْسِکَ الدُّنْیَا الْغَرُورَ،»۲
بر خود از دنیای فریب دهنده بترس،
«وَ لاَ تَأْمَنْهَا عَلَى حَال،»۳
و در هیچ حال از آن ایمن مشو.
«وَ اعْلَمْ أَنَّکَ إِنْ لَمْ تَرْدَعْ (ترتدع) نَفْسَکَ عَنْ کَثِیر مِمَّا تُحِبُّ، مَخَافَةَ مَکْرُوه;»۴
و آگاه باش اگر خود را از امور فراوانی که دوست داری به خاطر ترس از زیان آن بازنگردانی،
«سَمَتْ بِکَ الاَْهْوَاءُ إِلَى کَثِیر مِنَ الضَّرَرِ.»۵
هواهای نفس وجودت را به بسیاری از زیانها می کشاند.
«فَکُنْ لِنَفْسِکَ مَانِعاً رَادِعاً،»۶
پس نفس خود را از هوسها مانع شو و بازگردان،
«وَ لِنَزْوَتِکَ عِنْدَ الْحَفِیظَةِ وَاقِماً قَامِعاً.»۷
و تندی خشمت را دفع کننده و کوبنده باش.
اخلاقی ، سیاسی
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى مُعاوِیَةَ
بـه معاویـه
نصح العدّو
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
اما بعد،
«فَإِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ قَدْ جَعَلَ الدُّنْیَا لِمَا بَعْدَهَا،»۲
خداوند سبحان دنیا را برای آخرت قرار داده،
«وَ ابْتَلَی فِیهَا أَهْلَهَا،»۳
و مردم دنیا را در دنیا به عرصه آزمایش نهاده
«لِیَعْلَمَ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا،»۴
تا معلوم کند عمل کدام یک بهتر است.
«وَ لَسْنَا لِلدُّنْیَا خُلِقْنَا،»۵
ما را برای دنیا نیافریده اند،
«وَ لاَ بِالسَّعْیِ فِیهَا أُمِرْنَا،»۶
و به کوشش در کار دنیا مأمور نشده ایم،
«وَ إِنَّمَا وُضِعْنَا فِیهَا لِنُبْتَلَی بِهَا.»۷
ما را در دنیا قرار داده اند تا به آن آزمایش شویم.
«وَ قَدِ ابْتَلاَنِی اللهُ بِکَ وَ ابْتَلاَکَ بِی:»۸
خداوند مرا به تو، و تو را به من آزمایش نموده،
«فَجَعَلَ أَحَدَنَا حُجَّةً عَلَى الاْخَرِ،»۹
و یکی از ما را بر دیگری حجت قرار داده،
«فَعَدَوْتَ عَلَى الدُّنْیَا بِتَأْوِیلِ الْقُرْآنِ،»۱۰
پس تو با تفسیر قرآن برخلاف حق،به دنیا روی آوردی،
«فَطَلَبْتَنِی بِمَا لَمْ تَجْنِ یَدِی وَ لاَ لِسَانِی،»۱۱
پس از من خونی را خواستی که دست و زبانم به آن آلوده نشده،
«وَ عَصَیْتَهُ (عَصَبتَهُ) أَنْتَ وَ أَهْلُ الشَّامِ بِی،»۱۲
و تو و اهل شام تهمت ریخته شدن آن را به من زدید،
«وَ أَلَّبَ عَالِمُکُمْ جَاهِلَکُمْ، وَ قَائِمُکُمْ قَاعِدَکُمْ.»۱۳
تا جایی که آگاهتان جاهلتان را، و در کارتان از کارافتادگانتان را به جنگ با من برانگیخت.
«فَاتَّقِ اللهَ فِی نَفْسِکَ،»۱۴
درباره خود تقوای الهی را رعایت نما،
«وَ نَازِعِ الشَّیْطَانَ قِیَادَکَ،»۱۵
و مهارت را از دست شیطان بیرون کن،
«وَ اصْرِفْ إِلَى الاْخِرَةِ وَجْهَکَ، فَهِیَ طَرِیقُنَا وَ طَرِیقُکَ.»۱۶
روی خود را به جانب آخرت که راه ما و توست بگردان،
«وَ احْذَرْ أَنْ یُصِیبَکَ اللهُ مِنْهُ بِعَاجِلِ قَارِعَة تَمَسُّ الاَْصْلَ،»۱۷
و بترس از اینکه خداوند به زودی به بلای کوبنده ای گرفتارت کند که بنیانت را بردارد،
«وَ تَقْطَعُ الدَّابِرَ،»۱۸
و دنباله ات را قطع نماید،
«فَإِنِّی أُولِی لَکَ بِاللهِ أَلِیَّةً غَیْرَ فَاجِرَة،»۱۹
که من برای تو به خداوند قسم می خورم قسمی که دروغ را به آن راه نیست،
«لَئِنْ جَمَعَتْنِی وَ إِیَّاکَ جَوَامِعُ الاَْقْدَارِ لاَ أَزَالُ بِبَاحَتِکَ»۲۰
اگر مقدّراتِ گردآورنده من و تو را در پیکار با هم روی درروی قراردهد همواره با تو می مانم
(حَتَّی یَحْکُمَ اللهُ بَیْنَنَا وَ هُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ)(۱)۲۱
« تا خداوند بین ما داوری کند، که او بهترین داوران است.»
سیاسی
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى طَلْحَةَ وَ الزُّبَیْرِ، مَعَ عِمْرانَ بْنِ الْحُصَیْنِ الْخُزاعِىِّ. ذَکَرَهُ اَبُوجَعْفَر الاِْسْکافِىُّ فى کِتابِ الْمَقاماتِ فى مَناقِبِ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ (عَلَیْهِالسَّلامُ).
که عِمران بن حُصَین خُزاعی به جانب طلحه و زبیر فرستاد. ابوجفعر اسکافی آن را در کتاب مقامات در مناقب امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) ذکر کرده است.
الاجابة على ادّعاء اصحاب الجمل
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
اما بعد،
«فَقَدْ عَلِمْتُمَا، وَ إِنْ کَتَمْتُمَا،»۲
شما آگاهید ـ گرچه پنهان می دارید ـ
«أَنِّی لَمْ أُرِدِ النَّاسَ حَتَّى أَرَادُونِی،»۳
که من دنبال مردم نرفتم تا مردم دنبال من آمدند،
«وَ لَمْ أُبَایِعْهُمْ حَتَّى بَایَعُونِی.»۴
و با آنان بیعت نکردم تا با من بیعت نمودند،
«وَ إِنَّکُمَا مِمَّنْ أَرَادَنِی وَ بَایَعَنِی،»۵
شما دو نفر از کسانی بودید که دنبال من آمدید و بیعت کردید.
«وَ إِنَّ الْعَامَّةَ لَمْ تُبَایِعْنِی لِسُلْطَان غَالِب (غاصب)، وَ لاَ لِعَرَض حَاضِر،»۶
عموم مردم با من به خاطر سلطنت و قدرت یا متاع موجود دنیا بیعت ننمودند،
«فَإِنْ کُنْتَُما بَایَعْتَُمانِی طَائِعِینَ،»۷
پس اگر شما از روی رغبت بیعت کردید
«فَارْجِعَا وَ تُوبَا إِلَى اللهِ مِنْ قَرِیب;»۸
تا زود است برگردید و به محضر خداوند توبه کنید،
«وَ إِنْ کُنْتَُما بَایَعْتَُمانِی کَارِهِینِ،»۹
و اگر از روی ناخشنودی بوده،
«فَقَدْ جَعَلْتَُما لِی عَلَیْکُمَا السَّبِیلَ بِإِظْهَارِکُمَا الطَّاعَةَ، وَ إِسْرَارِکُمَا الْمَعْصِیَةَ.»۱۰
به اظهار طاعت و پنهان داشتن گناهِ پیمان شکنی راه بازخواست از خودتان را به روی من گشودید.
«وَ لَعَمْرِی مَا کُنْتَُما بِأَحَقِّ الْمُهَاجِرِینَ بِالتَّقِیَّةِ وَ الْکِتَْمانِ،»۱۱
به جان خودم قسم شما از سایر مهاجرین (که مجبور به بیعت نبودند) به تقیّه و کتمان عقیده سزاوارتر نبودید،
«وَ إِنَّ دَفْعَکُمَا هذَا الاَْمْرَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَدْخُلاَ فِیهِ، کَانَ أَوْسَعَ عَلَیْکُمَا مِنْ خُرُوجِکُمَا مِنْهُ، بَعْدَ إِقْرَارِکُمَا بِهِ.»۱۲
و زیر بار بیعت من نرفتن پیش از آنکه در آن وارد شوید از بیعت شکنی پس از اقرار به آن برای شما آسان تر بود.
«وَ قَدْ زَعَمْتَُما أَنِّی قَتَلْتُ عُثَْمانَ،»۱۳
گمان کردید عثمان را من کشتم،
«فَبَیْنِی وَ بَیْنَکُمَا مَنْ تَخَلَّفَ عَنِّی وَ عَنْکُمَا مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ،»۱۴
بیایید بین من و شما مردمی که نه حامی من هستند و نه حامی شما و اکنون در مدینه اند داوری کنند،
«ثُمَّ یُلْزَمُ کُلُّ امْرِئ بِقَدْرِ مَا احْتَمَلَ.»۱۵
سپس هر کس به اندازه گناهش در این حادثه مسئول شناخته شود.
«فَارْجِعَا أَیُّهَا الشَّیْخَانِ عَنْ رَأْیِکُمَا،»۱۶
ای دو مرد سالخورده، از رأی خودبازگردید،
«فَإِنَّ الاْنَ أَعْظَمَ أَمْرِکُمَا الْعَارُ،»۱۷
چه اینکه دراین حال بزرگترین مسأله برای شما ننگ است،
«مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَجَمَّعَ الْعَارُ وَ النَّارُ،»۱۸
و این بهتر از این است که ننگ و آتش دوزخ دامنتان را بگیرد.
«وَ السَّلاَمُ.»۱۹
والسلام.
الثّالث ـ التحذیر من المنّ
«وَ إِیَّاکَ وَ الْمَنَّ عَلَى رَعِیَّتِکَ بِإِحْسَانِکَ،»۵۲۲
بپرهیز از اینکه احسانت را بر رعیّت منّت گذاری،
«أَوِ التَّزَیُّدَ فِیَما کَانَ مِنْ فِعْلِکَ،»۵۲۳
یا کرده خود را بیش از آنچه هست بزرگ شماری،
«أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ،»۵۲۴
یا به رعیّت وعده ای دهی و خلاف آن را به جا آوری،
«فَإِنَّ الْمَنَّ یُبْطِلُ الاِْحْسَانَ،»۵۲۵
چرا که منّت موجب بطلان احسان،
«وَ التَّزَیُّدَ یَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ،»۵۲۶
و کار را بیش از آنچه هست پنداشتن باعث از بین بردن نور حق در قلب،
«وَ الْخُلْفَ یُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللهِ وَ النَّاسِ.»۵۲۷
و خلف وعده سبب خشم خدا و مردم است،
«قَالَ اللهُ تَعَالی:»۵۲۸
خداوند بزرگ فرموده:
(کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ)(۳)۵۲۹
«این باعث خشم بزرگ خداست که بگویید و انجـام نـدهیـد.»
الرابّع ـ التحذیر من العجلة
«وَ إِیَّاکَ»۵۳۰
و برحذر باش از
«وَ الْعَجَلَةَ بِالاُْمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا،»۵۳۱
عجله در کارهایی که وقتش نرسیده،
«أَوِ التَّسَقُّطَ (السَناقط ـ التثبّط) فِیهَا عِنْدَ إِمْکَانِهَا،»۵۳۲
یا سهل انگاری در اموری که انجامش ممکن شده،
«أَوِ اللَّجَاجَةَ فِیهَا إِذَا تَنَکَّرَتْ،»۵۳۳
یا لجبازی در چیزی که نامعلوم است،
«أَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا إِذَا اسْتَوْضَحَتْ.»۵۳۴
یا سستی در آنچه که روشن است.
«وَ ضَعْ کُلَّ أَمْر مَوْضِعَهُ،»۵۳۵
هر چیزی را در جای خودش بگذار،
«وَ أَوْقِعْ کُلَّ أَمْر مَوْقِعَهُ.»۵۳۶
و هر کاری را به موقع خودش انجام ده.
الخامس ـ التحذیر من طلب العناوین
«وَ إِیَّاکَ وَ الاِْسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِیهِ أُسْوَةٌ،»۵۳۷
از اینکه چیزی را به خود اختصاص دهی در حالی که همه مردم در آن مساوی هستند بپرهیز،
«وَ التَّغَابِیَ عَمَّا تُعْنَی بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُیُونِ،»۵۳۸
و از غفلت در آنچه که توجه تو به آن ضروری است و برای همگان معلوم است برحذر باش،
«فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْکَ لِغَیْرِکَ.»۵۳۹
زیرا آنچه را به خود اختصاص داده ای از تو به نفع دیگران می گیرند،
«وَ عَمَّا قَلِیل تَنْکَشِفُ عَنْکَ أَغْطِیَةُ الاُْمُورِ،»۵۴۰
و در اندک زمانی پرده از روی کارهایت برداشته می شود،
«وَ یُنْتَصَفُ مِنْکَ لِلْمَظْلُومِ.»۵۴۱
و داد مظلوم را از تو بستانند.
«امْلِکْ حَمِیَّةَ أَنْفِکَ، وَ سَوْرَةَ حَدِّکَ، وَ سَطْوَةَ یَدِکَ، وَ غَرْبَ لِسَانِکَ،»۵۴۲
خشم و شدّت و غضب و سرکشی قدرت و تیزی زبانت را در اختیار گیر،
«وَ احْتَرِسْ مِنْ کُلِّ ذلِکَ بِکَفِّ الْبَادِرَةِ، وَ تَأْخِیرِ السَّطْوَةِ،»۵۴۳
و از تمام این امور به بازداشتن خود از شتاب در انتقام، و تأخیر انداختن حمله و سطوتْ خود را حفظ کن،
«حَتَّى یَسْکُنَ غَضَبُکَ»۵۴۴
تا خشمت آرام گردد
«فَتَمْلِکَ الاِْخْتِیَارَ:»۵۴۵
و عنان اختیارت را مالک شوی،
«وَ لَنْ تَحْکُمَ ذلِکَ مِنْ نَفْسِکَ»۵۴۶
و هرگز حاکم و مسلط بر خود نخواهی شد
«حَتَّى تُکْثِرَ هُمُومَکَ بِذِکْرِ الْمَعَادِ إِلَى رَبِّکَ.»۵۴۷
تا اینکه بسیار به یاد بازگشت به خداوند افـتــی.
«وَاقِعاً ذلِکَ مِنْ قَرَابَتِکَ وَ خَاصَّتِکَ (خواصّک) حَیْثُ وَقَعَ،»۴۵۸
گرچه این برنامه به زیان نزدیکان و خاصانت باشد،
«وَ ابْتَغِ عَاقِبَتَهُ بِمَا یَثْقُلُ عَلَیْکَ مِنْهُ،»۴۵۹
و در این مورد نسبت آنچه بر تو گران است جویای عاقبتش باش،
«فَإِنَّ مَغَبَّةَ ذلِکَ مَحْمُودَةٌ.»۴۶۰
که سرانجامِ رعایت حق پسندیده و نیکوست.
«وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِیَّةُ بِکَ حَیْفاً»۴۶۱
هرگاه رعیت گمان ستمی بر تو ببرد
«فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ،»۴۶۲
آشکارا عذرت را به آنان ارائه کن،
«وَ اعْدِلْ (و اعزل) عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ،»۴۶۳
و به اظهار عذر گمانهای آنان را از خود بگردان،
«فَإِنَّ فِی ذلِکَ رِیَاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ،»۴۶۴
چرا که اظهار عذر موجب عادت دادن نفس به اخلاق حسنه،
«وَ رِفْقاً بِرَعِیَّتِکَ،»۴۶۵
و مهربانی و نرمی نسبت به رعیت است،
«وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِیمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ.»۴۶۶
و این عذرخواهی تو را به خواسته ات در واداشتن رعیت به حـق می رساند.
۱۱. أسلوب مواجهة الأعداء
«وَ لاَ تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوُّکَ وَ لِلّهِ فِیهِ رِضًی،»۴۶۷
از صلحی که دشمنت به آن دعوت می کند و خشنودی خدا در آن است روی مگردان،
«فَإِنَّ فِی الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِکَ،»۴۶۸
زیرا صلح موجب آسایش لشگریان،
«وَ رَاحَةً مِنْ هُمُومِکَ،»۴۶۹
و آسودگی خاطر تو،
«وَ أَمْناً لِبِلاَدِکَ،»۴۷۰
و امنیت شهرهای توست.
«وَ لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ،»۴۷۱
ولی پس از صلح به کلی از دشمن حذر کن،
«فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ»۴۷۲
چه بسا که دشمن برای غافلگیر کردن تن به صلح دهد.
«فَخُذْ بِالْحَزْمِ،»۴۷۳
در این زمینه طریق احتیاط گیر،
«وَ اتَّهِمْ فِی ذلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ.»۴۷۴
و به راه خوش گمانی قدم مگذار.
«وَ إِنْ عَقَدْتَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً،»۴۷۵
اگر بین خود و دشمنت قراردادی بستی،
«أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً،»۴۷۶
یا از جانب خود به او لباس امان پوشاندی،
«فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ،»۴۷۷
به قراردادت وفا کن،
«وَ ارْعَ ذِمَّتَکَ بِالاَْمَانَةِ،»۴۷۸
و امان دادنت را به امانت رعایت نما،
«وَ اجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَیْتَ،»۴۷۹
و خود را سپر تعهدات خود قرار ده،
«فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللهِ شَیْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَیْهِ اجْتَِماعاً، مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ، وَ تَشَتُّتِ آرَائِهِمْ، مِنْ تَعْظِیمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ.»۴۸۰
زیرا مردم بر چیزی از واجبات الهی چون بزرگ شمردن وفای به پیمان ـ با همه هواهای گوناگون و اختلاف آرایی که دارند ـ اتفاق ندارند.
«وَ قَدْ لَزِمَ ذلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِیَما بَیْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِینَ»۴۸۱
مشرکین هم علاوه بر مسلمین وفای بر عهد را بر خود لازم می دانستند،
«لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ;»۴۸۲
چرا که عواقب زشت پیمان شکنی را آزموده بودند.
«فَلاَ تَغْدِرَنَّ بِذِمَّتِکَ،»۴۸۳
پس در آنچه به عهده گرفته ای خیانت نورز،
ادامه مطلب ...