أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِی أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ وَ احْتَجَّ بِمَا نَهَجَ وَ حَذَّرَکُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِی الصُّدُورِ خَفِیّاً وَ نَفَثَ فِی الْآذَانِ نَجِیّاً فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى وَ وَعَدَ فَمَنَّى وَ زَیَّنَ سَیِّئَاتِ الْجَرَائِمِ وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِینَتَهُ وَ اسْتَغْلَقَ رَهِینَتَهُ أَنْکَرَ مَا زَیَّنَ وَ اسْتَعْظَمَ مَا هَوَّنَ وَ حَذَّرَ مَا أَمَّنَ.
10. هشدار از دشمنى شیطان:
سفارش مى کنم شما را به پروا داشتن از خدا، خدایى که با ترساندن هاى مکرّر، راه عذر را بر شما بست، و با دلیل و برهان روشن، حجت را تمام کرد، و شما را پرهیز داد از دشمنى شیطانى که پنهان در سینه ها راه مى یابد، و آهسته در گوش ها راز مى گوید، گمراه و پست است، وعده هاى دروغین داده، در آرزوى آنها به انتظار مى گذارد، زشتى هاى گناهان را زینت مى دهد، گناهان بزرگ را کوچک مى شمارد، و آرام آرام دوستان خود را فریب داده، راه رستگارى را بر روى در بند شدگانش مى بندد، و در روز قیامت آنچه را که زینت داده انکار مى کند، و آنچه را که آسان کرده، بزرگ مى شمارد، و از آنچه که پیروان خود را ایمن داشته بود سخت مى ترساند.
و منها فی صفة خلق الإنسان:
أَمْ هَذَا الَّذِی أَنْشَأَهُ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ نُطْفَةً دِهَاقاً وَ عَلَقَةً مِحَاقاً وَ جَنِیناً وَ رَاضِعاً وَ وَلِیداً وَ یَافِعاً ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً وَ لِسَاناً لَافِظاً وَ بَصَراً لَاحِظاً لِیَفْهَمَ مُعْتَبِراً وَ یُقَصِّرَ مُزْدَجِراً حَتَّى إِذَا قَامَ اعْتِدَالُهُ وَ اسْتَوَى مِثَالُهُ نَفَرَ مُسْتَکْبِراً وَ خَبَطَ سَادِراً مَاتِحاً فِی غَرْبِ هَوَاهُ کَادِحاً سَعْیاً لِدُنْیَاهُ فِی لَذَّاتِ طَرَبِهِ وَ بَدَوَاتِ أَرَبِهِ ثُمَّ لَا یَحْتَسِبُ رَزِیَّةً وَ لَا یَخْشَعُ تَقِیَّةً فَمَاتَ فِی فِتْنَتِهِ غَرِیراً وَ عَاشَ فِی هَفْوَتِهِ یَسِیراً لَمْ یُفِدْ عِوَضاً وَ لَمْ یَقْضِ مُفْتَرَضاً.
11. شگفتى هاى آفرینش انسان:
مگر انسان، همان نطفه و خون نیم بند نیست که خدا او را در تاریکى هاى رحم و خلاف هاى تو در تو، پدید آورد تا به صورت چنین در آمد، سپس کودکى شیرخوار شد، بزرگتر و بزرگتر شده تا نوجوانى رسیده گردید، سپس او را دلى فراگیر، و زبانى گویا، و چشمى بینا عطا فرمود تا عبرت ها را درک کند، و از بدى ها بپرهیزد، و آنگاه که جوانى در حد کمال رسید، و بر پاى خویش استوار ماند، گردن کشى آغاز کرد، و روى از خدا گرداند، و در بیراهه گام نهاد، در هوا پرستى غرق شد، و براى به دست آوردن لذّت هاى دنیا تلاش فراوان کرد، و سر مست شادمانى دنیا شد.
هرگز نمى پندارد مصیبتى پیش آید و بر اساس تقوى فروتنى ندارد، ناگهان سرمست و مغرور در این آزمایش چند روزه، مرگ او را مى رباید، او را که در دل بد بختى ها، اندکى زندگى کرده، و آنچه را که از دست داده عوضى به دست نیاورده است، و آنچه از واجبات را که ترک کرد، قضایش را بجا نیاورد.
التذکیر بضُروب النعم:
جَعَلَ لَکُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِیَ مَا عَنَاهَا وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا وَ أَشْلَاءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا مُلَائِمَةً لِأَحْنَائِهَا فِی تَرْکِیبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا فِی مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ وَ حَوَاجِزِ عَافِیَتِهِ وَ قَدَّرَ لَکُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْکُمْ وَ خَلَّفَ لَکُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِینَ قَبْلَکُمْ مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَایَا دُونَ الْآمَالِ وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ لَمْ یَمْهَدُوا فِی سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ وَ لَمْ یَعْتَبِرُوا فِی أُنُفِ الْأَوَانِ. فَهَلْ یَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ إِلَّا حَوَانِیَ الْهَرَمِ وَ أَهْلُ غَضَارَةِ الصِّحَّةِ إِلَّا نَوَازِلَ السَّقَمِ وَ أَهْلُ مُدَّةِ الْبَقَاءِ إِلَّا آوِنَةَ الْفَنَاءِ مَعَ قُرْبِ الزِّیَالِ وَ أُزُوفِ الِانْتِقَالِ وَ عَلَزِ الْقَلَقِ وَ أَلَمِ الْمَضَضِ وَ غُصَصِ الْجَرَضِ وَ تَلَفُّتِ الِاسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَ الْأَقْرِبَاءِ وَ الْأَعِزَّةِ وَ الْقُرَنَاءِ فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ.
7. راه هاى پند پذیرى (راههاى شناخت)
خدا گوش هایى براى پند گرفتن از شنیدنى ها، و چشم هایى براى کنار زدن تاریکى ها، به شما بخشیده است، و هر عضوى از بدن را اجزاء متناسب و هماهنگ عطا فرموده تا در ترکیب ظاهرى صورت ها و دوران عمر با هم سازگار باشند، با بدن هایى که منافع خود را تأمین مى کنند، و قلب هایى که روزى را به سراسر بدن با فشار مى رسانند، و از نعمت هاى شکوهمند خدا برخوردارند، و در برابر نعمت ها شکر گزارند، و از سلامت خدادادى بهره مندند.
مدّت زندگى هر یک از شماها را مقدّر فرمود، و از شما پوشیده داشت، و از آثار گذشتگان عبرت هاى پند آموز براى شما ذخیره کرد، لذّت هایى که از دنیا چشیدند، و خوشى ها و زندگى راحتى که پیش از مرگ داشتند، سر انجام دست مرگ گریبان آنها را گرفت و میان آنها و آرزوهایشان جدایى افکند: آنها که در روز سلامت چیزى براى خود ذخیره نکردند، و در روزگاران خوش زندگى عبرت نگرفتند.
آیا خوشى هاى جوانى را جز ناتوانى پیرى در انتظار است و آیا سلامت و تندرستى را جز حوادث بلا و بیمارى در راه است و آیا آنان که زنده اند جز فنا و نیستى را انتظار دارند؟ با اینکه هنگام جدایى و تپش دل ها نزدیک است که سوزش درد را چشیده، و شربت غصّه را نوشیده، و فریاد یارى خواستن برداشته، و از فرزندان و خویشاوندان خود، در خواست کمک کرده است. آیا خویشاوندان مى توانند مرگ را از او دفع کنند و آیا گریه و زارى آنها نفعى براى او دارد.
وَ قَدْ غُودِرَ فِی مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِیناً وَ فِی ضِیقِ الْمَضْجَعِ وَحِیداً قَدْ هَتَکَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِکُ جِدَّتَهُ وَ عَفَتِ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ وَ مَحَا الْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا وَ الْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا وَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا مُوقِنَةً بِغَیْبِ أَنْبَائِهَا لَا تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا وَ لَا تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَیِّئِ زَلَلِهَا أَوَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَ الْآبَاءَ وَ إِخْوَانَهُمْ وَ الْأَقْرِبَاءَ تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ وَ تَرْکَبُونَ قِدَّتَهُمْ وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ فَالْقُلُوبُ قَاسِیَةٌ عَنْ حَظِّهَا لَاهِیَةٌ عَنْ رُشْدِهَا سَالِکَةٌ فِی غَیْرِ مِضْمَارِهَا کَأَنَّ الْمَعْنِیَّ سِوَاهَا وَ کَأَنَّ الرُّشْدَ فِی إِحْرَازِ دُنْیَاهَا. وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَکُمْ عَلَى الصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ وَ أَهَاوِیلِ زَلَلِـهِ وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ.
8. عبرت از مرگ:
او را در سرزمین مردگان مى گذارند، و در تنگناى قبر تنها خواهد ماند. حشرات درون زمین، پوستش را مى شکافند، و خشت و خاک گور بدن او را مى پوساند، تند بادهاى سخت آثار او را نابود مى کند، و گذشت شب و روز، نشانه هاى او را از میان بر مى دارد، بدن ها پس از آن همه طراوت متلاشى مى گردند، و استخوان ها بعد از آن همه سختى و مقاومت، پوسیده مى شوند.
و ارواح در گرو سنگینى بار گناهانند، و در آنجاست که به اسرار پنهان یقین مى کنند، امّا نه بر اعمال درستشان چیزى اضافه مى شود و نه از اعمال زشت مى توانند توبه کنند.
آیا شما فرزندان و پدران و خویشاوندان همان مردم نیستید که بر جاى پاى آنها قدم گذاشته اید و از راهى که رفتند مى روید و روش آنها را دنبال مى کنید امّا افسوس که دلها سخت شده، پند نمى پذیرد، و از رشد و کمال باز مانده، و راهى که نباید برود مى رود، گویا آنها هدف پندها و اندرزها نیستند و نجات و رستگارى را در به دست آوردن دنیا مى دانند.
بدانید که باید از صراط عبور کنید، گذرگاهى که عبور کردن از آن خطرناک است، با لغزش هاى پرت کننده، و پرتگاه هاى وحشت زا، و ترس هاى پیاپى.
بعد الموت، البعث:
حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ وَ أَزِفَ النُّشُورُ أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ وَ أَوْکَارِ الطُّیُورِ وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِکِ سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ مُهْطِعِینَ إِلَى مَعَادِهِ رَعِیلًا صُمُوتاً قِیَاماً صُفُوفاً یَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ وَ یُسْمِعُهُمُ الدَّاعِی عَلَیْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِکَانَةِ وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ قَدْ ضَلَّتِ الْحِیَلُ وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ کَاظِمَةً وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ مُهَیْنِمَةً وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ وَ عَظُمَ الشَّفَقُ وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِی إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ وَ مُقَایَضَةِ الْجَزَاءِ وَ نَکَالِ الْعِقَابِ وَ نَوَالِ الثَّوَابِ.
4. وصف رستاخیز
تا آنجا که امور زندگانى پیاپى بگذرد، و روزگاران سپرى شود، و رستاخیز بر پا گردد، در آن زمان، انسانها را از شکاف گورها، و لانه هاى پرندگان، و خانه درندگان، و میدان هاى جنگ، بیرون مى آورد که با شتاب به سوى فرمان پروردگار مى روند، و به صورت دسته هایى خاموش، و صف هاى آرام و ایستاده حاضر مى شوند، چشم بیننده خدا آنها را مى نگرد، و صداى فرشتگان به گوش آنها مى رسد.
لباس نیاز و فروتنى پوشیده درهاى حیله و فریب بسته شده و آرزوها قطع گردیده است. دل ها آرام، صداها آهسته، عرق از گونه ها چنان جارى است که امکان حرف زدن نمى باشد، اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته، بانگى رعد آسا و گوش خراش، همه را لرزانده، به سوى پیشگاه عدالت، براى دریافت کیفر و پاداش مى کشاند.
تنبیه الخلق:
عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً وَ [مُضَمِّنُونَ] مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً وَ کَائِنُونَ رُفَاتاً وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً وَ مَدِینُونَ جَزَاءً وَ مُمَیَّزُونَ حِسَاباً قَدْ أُمْهِلُوا فِی طَلَبِ الْمَخْرَجِ وَ هُدُوا سَبِیلَ الْمَنْهَجِ وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ وَ کُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّیَبِ وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِیَادِ وَ رَوِیَّةِ الِارْتِیَادِ وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ فِی مُدَّةِ الْأَجَلِ وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ.
5. وصف احوال بندگان خدا
بندگانى که با دست قدرتمند خدا آفریده شدند، و بى اراده خویش پدید آمده، پرورش یافتند، سپس در گهواره گور آرمیده متلاشى مى گردند. و روزى به تنهایى سر از قبر بر مى آورند، و براى گرفتن پاداش به دقت حساب رسى مى گردند.
در این چند روزه دنیا مهلت داده شدند تا در راه صحیح قدم بر دارند، راه نجات نشان داده شده تا رضایت خدا را بجویند، تاریکى هاى شک و تردید از آنها برداشته شد، و آنها را آزاد گذاشته اند تا براى مسابقه در نیکوکارى ها، خود را آماده سازند، تا فکر و اندیشه خود را به کار گیرند و در شناخت نور الهى در زندگانى دنیا تلاش کنند.
ادامه مطلب ...
صفتُه جَلّ شأنُه:
أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ کَرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلًا بَادِیاً وَ أَسْتَهْدِیهِ قَرِیباً هَادِیاً وَ أَسْتَعِینُهُ قَاهِراً قَادِراً وَ أَتَوَکَّلُ عَلَیْهِ کَافِیاً نَاصِراً وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ وَ تَقْدِیمِ نُذُرِهِ.
1. شناخت صفات الهى
ستایش خداوندى را سزاست، که به قدرت، والا و برتر، و با عطا و بخشش نعمت ها به پدیده ها نزدیک است. اوست بخشنده تمام نعمت ها، و دفع کننده تمام بلاها و گرفتارى ها. او را مى ستایم در برابر مهربانى ها و نعمت هاى فراگیرش. به او ایمان مى آورم چون مبدأ هستى و آغاز کننده خلقت آشکار است.
از او هدایت مى طلبم چون راهنماى نزدیک است، و از او یارى مى طلبم که توانا و پیروز است، و به او توکّل مى کنم چون تنها یاور و کفایت کننده است.
و گواهى مى دهم که محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست. او را فرستاده تا فرمان هاى خدا را اجرا کند و بر مردم حجّت را تمام کرده، آنها را در برابر اعمال ناروا بترساند.
الوصیة بالتقوى:
أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِی ضَرَبَ الْأَمْثَالَ وَ وَقَّتَ لَکُمُ الْآجَالَ وَ أَلْبَسَکُمُ الرِّیَاشَ وَ أَرْفَغَ لَکُمُ الْمَعَاشَ وَ أَحَاطَ بِکُمُ الْإِحْصَاءَ وَ أَرْصَدَ لَکُمُ الْجَزَاءَ وَ آثَرَکُمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ وَ أَنْذَرَکُمْ بِالْحُجَجِ الْبَوَالِغِ فَأَحْصَاکُمْ عَدَداً وَ وَظَّفَ لَکُمْ مُدَداً فِی قَرَارِ خِبْرَةٍ وَ دَارِ عِبْرَةٍ أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِیهَا وَ مُحَاسَبُونَ عَلَیْهَا.
2. سفارش به پرهیزکارى
سفارش مى کنم شما بندگان خدا را به تقواى الهى، که براى بیدارى شما مثل هاى پند آموز آورده، و سر آمد زندگانى شما را معیّن فرمود، و لباس هاى رنگارنگ بر شما پوشانده، و زندگى پر وسعت به شما بخشیده، و با حسابگرى دقیق خود، بر شما مسلّط است.
در برابر کارهاى نیکو، به شما پاداش مى دهد، و با نعمت هاى گسترده و بخشش هاى بى حساب، شما را گرامى داشته است، و با اعزام پیامبران و دستورات روشن، از مخالفت با فرمانش شما را بر حذر داشته است.
تعداد شما را مى داند، و چند روزى جهت آزمایش و عبرت براى شما مقرّر داشته، که در این دنیا آزمایش مى گردید، و برابر اعمال خود محاسبه مى شوید.
(برخى از شارحان گفتند این خطبه در شهر کوفه در شناساندن دنیا ایراد شد).
دنیا شناسى:
چگونه خانه دنیا را توصیف کنم که ابتداى آن سختى و مشقّت، و پایان آن نابودى است در حلال دنیا حساب، و در حرام آن عذاب است. کسى که ثروتمند گردد فریب مى خورد، و آن کس که نیازمند باشد اندوهناک است، و تلاش کننده دنیا به آن نرسد، و به رها کننده آن، روى آورد. کسى که با چشم بصیرت به آن بنگرد او را آگاهى بخشد، و آن کس که چشم به دنیا دوزد کور دلش مى کند.
سید رضی مى گوید: (اگر صاحب اندیشه اى درست در کلام امام که فرمود: «من أبصر بها بصرته» اندیشه کند در آن معناى شگرف، و بینشى ژرف مى نگرد، که هرگز به پایان آن نتوان رسید، و ژرفاى کلام امام را نخواهد دید. بخصوص که جمله «و من أبصر الیها أعمته» را هماهنگ با جمله قبل، به خوبى ارزیابى کند خواهد دید که تفاوت این دو کلام تا کجاست. تفاوتى روشن و شگفتى آور و آشکار. درود خدا و سلام او بر امام على علیه السّلام باد).
و من کلام له (علیه السلام) فی ذمّ صفة الدنیا:
مَا أَصِفُ مِنْ دَارٍ أَوَّلُهَا عَنَاءٌ، وَآخِرُهَا فَنَاءٌ! فِی حَلاَلِهَا حِسَابٌ، وَ فِی حَرَامِهَا عِقَابٌ. مَنِ اسْتَغْنَى فِیهَا فُتِنَ وَ مَنِ افْتَقَرَ فِیهَا حَزِنَ، وَ مَنْ سَاعَاهَا فَاتَتْهُ وَ مَنْ قَعَدَ عَنْهَا وَاتَتْهُ، وَ مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَیْهَا أَعْمَتْهُ.
[قال الشریف أقول و إذا تأمل المتأمل قوله (علیه السلام) «و من أبصر بها بصرته» وجد تحته من المعنى العجیب و الغرض البعید ما لا تبلغ غایته و لا یدرک غوره لا سیما إذا قرن إلیه قوله «و من أبصر إلیها أعمته» فإنه یجد الفرق بین أبصر بها و أبصر إلیها واضحا نیّرا و عجیبا باهرا].