خطبه ۷۶ نهج البلاغه

و من خطبة له (علیه السلام) فی الحَثّ على العمل الصالح:

رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ حُکْماً فَوَعَى وَ دُعِیَ إِلَى رَشَادٍ فَدَنَا وَ أَخَذَ بِحُجْزَةِ هَادٍ فَنَجَا، رَاقَبَ رَبَّهُ وَ خَافَ ذَنْبَهُ، قَدَّمَ خَالِصاً وَ عَمِلَ صَالِحاً، اکْتَسَبَ مَذْخُوراً وَ اجْتَنَبَ مَحْذُوراً، وَ رَمَى غَرَضاً وَ أَحْرَزَ عِوَضاً، کَابَرَ هَوَاهُ وَ کَذَّبَ مُنَاهُ، جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِیَّةَ نَجَاتِهِ وَ التَّقْوَى عُدَّةَ وَفَاتِهِ، رَکِبَ الطَّرِیقَةَ الْغَرَّاءَ وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ الْبَیْضَاءَ، اغْتَنَمَ الْمَهَلَ وَ بَادَرَ الْأَجَلَ وَ تَزَوَّدَ مِنَ الْعَمَلِ.صفات بنده پرهیزکار:

خدا رحمت کند کسى را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فرا گیرد، و چون هدایت شود بپذیرد، دست به دامن هدایت کننده زند و نجات یابد، مراقب خویش در برابر پروردگار باشد، از گناهان خود بترسد، خالصانه گام بردارد، عمل نیکو انجام دهد، ذخیره اى براى آخرت فراهم آورد، و از گناه بپرهیزد. همواره اغراض دنیایى را از سر دور کند، و درجات آخرت به دست آورد، با خواسته هاى دل مبارزه کند.

آرزوهاى دروغین را طرد و استقامت را مرکب نجات خود قرار دهد. و تقوا را زاد و توشه روز مردن گرداند، در راه روشن هدایت قدم بگذارد، و از راه روشن هدایت فاصله نگیرد. چند روز زندگى دنیا را غنیمت شمارد و پیش از آن که مرگ او فرا رسد خود را آماده سازد، و از اعمال نیکو، توشه آخرت برگیرد.


خطبه ۷۵ نهج البلاغه

و من کلام له (علیه السلام) لما بلغه اتهام بنی أمیة له بالمشارکة فی دَم عثمان‏:

(در سال 36 هجرى وقتى شنید که بنى امیّه با تهمت هاى فراوان آن حضرت را در خون عثمان شریک مى پندارند، فرمود).

أَوَ لَمْ یَنْهَ بَنِی أُمَیَّةَ عِلْمُهَا بِی عَنْ قَرْفِی، أَوَ مَا وَزَعَ الْجُهَّالَ سَابِقَتِی عَنْ تُهَمَتِی؟ وَ لَمَا وَعَظَهُمُ اللَّهُ بِهِ أَبْلَغُ مِنْ لِسَانِی. أَنَا حَجِیجُ الْمَارِقِینَ وَ خَصِیمُ النَّاکِثِینَ الْمُرْتَابِینَ، وَ عَلَى کِتَابِ اللَّهِ تُعْرَضُ الْأَمْثَالُ وَ بِمَا فِی الصُّدُورِ تُجَازَى الْعِبَادُ.

دفاعیات امام برابر تهمت ها: 

آیا شناختى که بنى امیّه از روحیّات من دارند آنان را از عیب جویى بر من باز نمى دارد و آیا سوابق مبارزات من، نادان را بر سر جاى خود نمى شناسند که به من تهمت نزنند؟ 

آنچه خدا آنان را بدان پند داد از بیان من رساتر است. من مارقین (از دین خارج شدگان) را با حجّت و برهان مغلوب مى کنم و دشمن ناکثین «پیمان شکنان» و تردید دارندگان در اسلام مى باشم، شبهات را باید در پرتو کتاب خدا، قرآن، شناخت و بندگان خدا به آنچه در دل دارند پاداش داده مى شوند.

خطبه ۷۴ نهج البلاغه

و من خطبة له (علیه السلام) لما عزموا على بیعة عثمان‏:

(در ذى الحجّه سال 23 هجرى پس از قتل عمر، در روز شورا آن هنگام که مردم به ناحق، براى بیعت کردن با عثمان جمع شدند، فرمود). 

لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّی أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَیْرِی، وَ وَاللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِینَ وَ لَمْ یَکُنْ فِیهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَیَّ خَاصَّةً، الْتِمَاساً لِأَجْرِ ذَلِکَ وَ فَضْلِهِ وَ زُهْداً فِیمَا تَنَافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَ زِبْرِجِهِ‏.

ویژگى هاى امام على علیه السلام از زبان خود:

همانا مى دانید که سزاوارتر از دیگران به خلافت من هستم. سوگند به خدا به آنچه انجام داده اید گردن مى نهم، تا هنگامى که اوضاع مسلمین رو براه باشد، و از هم نپاشد، و جز من به دیگرى ستم نشود، و پاداش این گذشت و سکوت و فضیلت را از خدا انتظار دارم، و از آن همه زر و زیورى که به دنبال آن حرکت مى کنید، پرهیز مى کنم.

خطبه ۷۳ نهج البلاغه

و من کلام له (علیه السلام) قاله لمروان بن الحکم بالبصرة؛ قَالُوا: أُخِذَ مَرْوَانُ بْنُ الْحَکَمِ أَسِیراً یَوْمَ الْجَمَلِ فَاسْتَشْفَعَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ (علیهما السلام) إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَکَلَّمَاهُ فِیهِ فَخَلَّى سَبِیلَهُ فَقَالا لَهُ یُبَایِعُکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ (علیه السلام):

[گویند در سال 36 هجرى وقتى مروان بن حکم، داماد عثمان، در جنگ جمل اسیر شد، امام حسن علیه السّلام و امام حسین علیه السّلام نزد پدر عذر او خواستند و امام على علیه السّلام او را رها کرد. گفتند: پدر، مروان با شما بیعت مى کند، امام فرمود]:
أَوَ لَمْ یُبَایِعْنِی بَعْدَ قَتْلِ عُثْمَانَ؟ لَا حَاجَةَ لِی فِی بَیْعَتِهِ، إِنَّهَا کَفٌّ یَهُودِیَّةٌ لَوْ بَایَعَنِی بِکَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِهِ. أَمَا إِنَّ لَهُ إِمْرَةً کَلَعْقَةِ الْکَلْبِ أَنْفَهُ وَ هُوَ أَبُو الْأَکْبُشِ الْأَرْبَعَةِ وَ سَتَلْقَى الْأُمَّةُ مِنْهُ وَ مِنْ وَلَدِهِ یَوْماً أَحْمَرَ.
خبر غیبى از حکومت چهار فرمانرواى فاسد، از پسران مروان:
مگر پس از کشته شدن عثمان با من بیعت نکرد؟ مرا به بیعت او نیازى نیست دست او دست یهودى است، اگر با دست خود بیعت کند، در نهان بیعت را مى شکند. آگاه باشید، او حکومت کوتاه مدتى خواهد داشت، مانند فرصت کوتاه سگى که با زبان بینى خود را پاک کند. او پدر چهار فرمانرواست (قوچ هاى چهار گانه) و امّت اسلام از دست او و پسرانش روزگار خونینى خواهند داشت.

خطبه ۷۲ نهج البلاغه

و من خطبة له (علیه السلام) علّم فیها الناس الصلاة على النبی (صلی الله علیه وآله) و فیها بیان صفات الله سبحانه و صفة النبی و الدعاء له‏:

(مردم را آموزش داد تا چگونه بر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم درود فرستند). و در آن  بیان ویژگی های خداوند سبحان و ویژگی های پیامبر و دعا برای اوست.

صفات الله و‏ صفات النبی‏:

اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْمَدْحُوَّاتِ وَ دَاعِمَ الْمَسْمُوکَاتِ وَ جَابِلَ الْقُلُوبِ عَلَى فِطْرَتِهَا شَقِیِّهَا وَ سَعِیدِهَا. اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِکَ وَ نَوَامِیَ بَرَکَاتِکَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ الْفَاتِحِ لِمَا انْغَلَقَ وَ الْمُعْلِنِ الْحَقَّ بِالْحَقِّ وَ الدَّافِعِ جَیْشَاتِ الْأَبَاطِیلِ وَ الدَّامِغِ صَوْلَاتِ الْأَضَالِیلِ کَمَا حُمِّلَ فَاضْطَلَعَ قَائِماً بِأَمْرِکَ مُسْتَوْفِزاً فِی مَرْضَاتِکَ غَیْرَ نَاکِلٍ عَنْ قُدُمٍ وَ لَا وَاهٍ فِی عَزْمٍ وَاعِیاً لِوَحْیِکَ حَافِظاً لِعَهْدِکَ مَاضِیاً عَلَى نَفَاذِ أَمْرِکَ حَتَّى أَوْرَى قَبَسَ الْقَابِسِ وَ أَضَاءَ الطَّرِیقَ لِلْخَابِطِ وَ هُدِیَتْ بِهِ الْقُلُوبُ بَعْدَ خَوْضَاتِ الْفِتَنِ وَ الْآثَامِ وَ أَقَامَ بِمُوضِحَاتِ الْأَعْلَامِ وَ نَیِّرَاتِ الْأَحْکَامِ فَهُوَ أَمِینُکَ الْمَأْمُونُ وَ خَازِنُ عِلْمِکَ الْمَخْزُونِ وَ شَهِیدُکَ یَوْمَ الدِّینِ وَ بَعِیثُکَ بِالْحَقِّ وَ رَسُولُکَ إِلَى الْخَلْقِ‏.

1. ویژگى هاى  خدا و ویژگی های پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم:

بار خدایا اى گستراننده هر گسترده، و اى نگهدارنده آسمان ها، و اى آفریننده دل ها بر فطرت هاى خویش: دل هاى رستگار و دل هاى شقاوت زده.

گرامى ترین درودها و افزون ترین برکات خود را بر محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده ات اختصاص ده، که خاتم پیامبران گذشته، و گشاینده درهاى بسته و آشکار کننده حق با برهان است.

دفع کننده لشکرهاى باطل، و درهم کوبنده شوکت گمراهان است، آن گونه که بار سنگین رسالت را بر دوش کشید، و به فرمانت قیام کرد، و به سرعت در راه خشنودى تو گام برداشت، حتّى یک قدم به عقب برنگشت، و اراده او سست نشد.

و در پذیرش و گرفتن وحى، نیرومند بود، حافظ و نگهبان عهد و پیمان تو بود، و در اجراى فرمانت تلاش کرد تا آنجا که نور حق را آشکار، و راه را براى جاهلان روشن ساخت، و دل هایى که در فتنه و گناه فرو رفته بودند هدایت شدند.

پرچم هاى حق را بر افراشت. و احکام نورانى را بر پا کرد، پس او پیامبر امین، و مورد اعتماد، و گنجینه دار علم نهان تو، و شاهد روز رستاخیز، و بر انگیخته تو براى بیان حقائق، و فرستاده تو به سوى مردم است. 

 

ادامه مطلب ...