خطبه ۸۱ نهج البلاغه

و من کلام له (علیه السلام) فی الزُهد:

(برخى از شارحان گفتند این خطبه در شهر کوفه ایراد شد).

أَیُّهَاالنَّاسُ، الزَّهَادَةُ قِصَرُ الاَْمَلِ، وَالشُّکْرُ عِنْدَ النِّعَمِ، وَالتَّوَرُّعُ عِنْدَ الْـمَحَارِمِ، فَإِنْ عَزَبَ ذلِکَ عَنْکُمْ فَلاَ یَغْلِبِ الْحَرَامُ صَبْرَکُمْ، وَلاَ تَنْسَوْا عِنْدَ النِّعَمِ شُکْرَکُمْ، فَقَدْ أَعْذَرَ اللهُ إِلَیْکُمْ بِحُجَج مُسْفِرَة ظَاهِرَة، وَ کُتُب بَارِزَةِ الْعُذْرِ وَاضِحَة.

تعریف زهد و پارسایى:

اى مردم، زهد یعنى کوتاه کردن آرزو، و شکرگزارى برابر نعمت‏ها، و پرهیز در برابر محرّمات. پس اگر نتوانستید همه این صفات را فراهم سازید، تلاش کنید که حرام بر صبر شما غلبه نکند، و در برابر نعمت‏ها، شکر یادتان نرود. چه اینکه خداوند با دلائل روشن و آشکار، عذرها را قطع، و با کتاب‏هاى آسمانى روشنگر، بهانه ‏ها را از بین برده است.

خطبه ۸۰ نهج البلاغه

و من خطبة له (علیه السلام) بعد فراغه من حرب الجمل فی ذمّ النساء ببیان نقصهنّ‏:

(پس از جنگ جمل و فرونشاندن شورش بصره در سال 36 هجرى ماه جمادى الثّانى در مسجد شهر بصره فرمود).

مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ. فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ.

1. بیان تفاوت هاى زنان و مردان:

اى مردم همانا زنان در مقایسه با مردان، در ایمان، و بهره ورى از اموال، و عقل متفاوتند، اما تفاوت ایمان بانوان، بر کنار بودن از نماز و روزه در ایّام «عادت حیض» آنان است، و اما تفاوت عقلشان با مردان بدان جهت که شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است، و علّت تفاوت در بهره ورى از اموال آن که ارث بانوان نصف ارث مردان است.

فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَر.

2. مدّیریت خانوادگى:

پس، از زنان بد بپرهیزید و مراقب نیکانشان باشید، در خواسته هاى نیکو، همواره فرمانبردارشان نباشید، تا در انجام منکرات طمع ورزند.


خطبه ۷۹ نهج البلاغه

 من کلام له (علیه السلام) قاله لبعض أصحابه لما عزم على المسیر إلى الخوارج، و قد قال له: إن سِرتَ یا أمیرالمؤمنین فی هذا الوقت، خشیتُ ألا تظفر بمرادک، من طریق علم النجوم. فقال (علیه السلام):

(به هنگام حرکت براى نبرد با خوارج، در ماه صفر سال 38 هجرى، شخصى با پیشگویى از راه شناخت ستارگان گفت: اگر در این ساعت حرکت کنید، پیروز نمى شوید و من از راه علم ستاره شناسى این محاسبه را کردم، امام فرمود):

أَ تَزْعُمُ أَنَّکَ تَهْدِی إِلَى السَّاعَةِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا صُرِفَ عَنْهُ السُّوءُ وَ تُخَوِّفُ مِنَ السَّاعَةِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ؟ فَمَنْ صَدَّقَکَ بِهَذَا فَقَدْ کَذَّبَ الْقُرْآنَ وَ اسْتَغْنَى عَنِ الِاسْتِعَانَةِ بِاللَّهِ فِی نَیْلِ الْمَحْبُوبِ وَ دَفْعِ الْمَکْرُوهِ، وَ تَبْتَغِی فِی قَوْلِکَ لِلْعَامِلِ بِأَمْرِکَ أَنْ یُولِیَکَ الْحَمْدَ دُونَ رَبِّهِ لِأَنَّکَ بِزَعْمِکَ أَنْتَ هَدَیْتَهُ إِلَى السَّاعَةِ الَّتِی نَالَ فِیهَا النَّفْعَ وَ أَمِنَ الضُّرَّ.

1. پرهیز از توجّه به غیر خدا:

گمان مى کنى تو از آن ساعتى آگاهى که اگر کسى حرکت کند زیان نخواهید دید و مى ترسانى از ساعتى که اگر کسى حرکت کند ضررى دامنگیر او خواهد شد؟ کسى که گفتار تو را تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است، و از یارى طلبیدن خدا در رسیدن به هدف هاى دوست داشتنى، و محفوظ ماندن از ناگواریها، بى نیاز شده است.

گویا مى خواهى به جاى خداوند، تو را ستایش کنند، چون به گمان خود مردم را به ساعتى آشنا کردى که منافعشان را به دست مى آورند و از ضرر و زیان در امان مى مانند.

ثم أقبل (علیه السلام) على الناس فقال‏: أَیُّهَا النَّاسُ، إِیَّاکُمْ وَ تَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا یُهْتَدَى بِهِ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ، فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَى الْکَهَانَةِ وَ الْمُنَجِّمُ کَالْکَاهِنِ وَ الْکَاهِنُ کَالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ کَالْکَافِرِ وَ الْکَافِرُ فِی النَّارِ، سِیرُوا عَلَى اسْمِ اللَّهِ‏.

2. پرهیز دادن مردم از ستاره شناسى:

اى مردم، از فرا گرفتن علم ستاره شناسى براى پیشگویى هاى دروغین، بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم که در دریا نوردى و صحرا نوردى به آن نیاز دارید، چه اینکه ستاره شناسى شما را به غیب گویى و غیب گویى به جادوگرى مى کشاند، و ستاره شناس چون غیب گو، و غیب گو چون جادوگر و جادوگر چون کافر و کافر در آتش جهنم است. با نام خدا حرکت کنید.

خطبه ۷۸ نهج البلاغه

(از دعاهاى آن حضرت است).

نیایش امام:

خدایا از من در گذر آنچه را از من بدان داناترى، و اگر بار دیگر به آن باز گردم تو نیز به بخشایش باز گرد.

خدایا، آنچه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخشاى.

خدایا، ببخشاى آنچه را که با زبان به تو نزدیک شدم ولى با قلب آن را ترک کردم.

خدایا، ببخشاى نگاه هاى اشارت آمیز، و سخنان بى فایده، و خواسته هاى بى مورد دل، و لغزش هاى زبان.


و من کلام له (علیه السلام) من کلمات کان یَدعو بها:

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی، فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَیَّ بِالْمَغْفِرَةِ؛ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی مَا وَأَیْتُ مِنْ نَفْسِی وَ لَمْ تَجِدْ لَهُ وَفَاءً عِنْدِی؛ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی مَا تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَیْکَ بِلِسَانِی ثُمَّ خَالَفَهُ قَلْبِی؛ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی رَمَزَاتِ الْأَلْحَاظِ وَ سَقَطَاتِ الْأَلْفَاظِ وَ شَهَوَاتِ الْجَنَانِ وَ هَفَوَاتِ اللِّسَانِ‏.


خطبه ۷۷ نهج البلاغه

و من کلام له (علیه السلام) و ذلک حین منعه سعید بن العاص حقه:

(آنگاه که در زمان عثمان در سال 33 هجرى، سعید بن عاص، حق مسلّم امام على علیه السّلام را جهت محاصره اقتصادى، از آن حضرت منع کرد، فرمود).

إِنَّ بَنِی أُمَیَّةَ لَیُفَوِّقُونَنِی تُرَاثَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) تَفْوِیقاً وَ اللَّهِ لَئِنْ بَقِیتُ لَهُمْ لَأَنْفُضَنَّهُمْ نَفْضَ اللَّحَّامِ الْوِذَامَ التَّرِبَةَ.

[قال الشریف: و یروى التراب الوذمة و هو على القلب قال الشریف و قوله (علیه السلام) لیفوقوننی أی یعطوننی من المال قلیلا کفواق الناقة و هو الحلبة الواحدة من لبنها. و الوذام جمع وذمة و هی الحزة من الکرش أو الکبد تقع فی التراب فتنفض].

هشدار به غاصبان بنى امیه:

بنى امیّه، از میراث پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم جز اندک چیزى، به من نمى پردازند، سوگند به خدا اگر زنده ماندم، بنى امیّه را از حکومت دور مى کنم چونان قصّابى که شکمبه خاک آلوده را دور مى افکند.

(سید رضی مى گوید: و «التّراب الوذمة» نیز روایت شد، که درست نیست و قلب در عبارت است. سخن امام که فرمود «لیفوقوننى» یعنى اندک اندک از مال به من مى دهند، چونان که بچّه شتر را اندک اندک شیر مى خورانند و یک بار شیر از شتر مى دوشند. و «وذام» جمع «و ذمة» پاره اى از شکمبه یا جگر است که در خاک بیفتد و سپس آن را بردارند).