اخلاقی
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى عَبْدِاللّهِ بْنِ الْعَبّاسِ (رَحِمَهُاللّهُ)
به عبداللّه بن عباس (رحمةاللّهعلیه)
الانسان و القوانین الإلهیّة
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
اما بعد،
«فَإِنَّکَ لَسْتَ بِسَابِق أَجَلَکَ،»۲
تو بر مرگت پیشی نخواهی جست،
«وَ لَا مَرْزوُق مَا لَیْسَ لَکَ.»۳
و رزقی که روزی تو نیست به تو نخواهند داد.
«وَ اعْلَمْ بِأنَّ الدَّهْرَ یَوْمَانِ:»۴
آگاه باش روزگار دو روز است:
«یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ،»۵
روزی به نفع تو و روزی به ضرر تو،
«وَ أَنَّ الدُّنْیَا دَارُ دُوَلٍ،»۶
و دنیا خانه ای است که دست به دست می گردد،
«فَمَا کَانَ مِنْهَا لَکَ أَتَاکَ عَلَى ضَعْفِکَ،»۷
آنچه از دنیا نصیب توست به تو می رسد هر چند ناتوان باشی،
«وَ مَا کَانَ مِنْهَا عَلَیْکَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِکَ.»۸
و آنچه به ضرر توست با نیروی خود قدرت دفعش را نخواهی داشت.
اخلاقی
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلَى الْمُنْذِرِ بْنِ الْجارُودِ الْعَبْدِىِّ، وَ قَدْ کانَ اسْتَعْمَلَهُ عَلى بَعْضِ النَّواحى، فَخان الْأَمانَةَ فى بَعْضِ ما وَلّاهُ مِنْ اَعْمالِهِ.
به منذر بن جارود عبدی که او را در بعضی نواحی به کار گمارد و او در امانت کارگزاریش خیانت کرد.
ذمّ الخیانة الاقتصادّیة
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
اما بعد،
«فَإِنَّ صَلاَحَ أَبِیکَ غَرَّنِی مِنْکَ،»۲
درستی پدرت مرا نسبت به تو خوشبین نمود،
«وَ ظَنَنْتُ أَنَّکَ تَتَّبِعُ هَدْیَهُ،»۳
و فکر کردم پیرو او هستی،
«وَ تَسْلُکَ سَبِیلَهُ،»۴
و به روش او می روی،
«فَإِذَا أَنْتَ فِیَما رُقِّیَ إِلَیَّ عَنْکَ لَا تَدَعُ لِهَوَاکَ انْقِیَاداً،»۵
ناگاه به من گزارش رسید که در تبعیت از هوای نفس دست بردار نیستی،
«وَ لَا تُبْقِی لِآخِرَتِکَ عَتَاداً.»۶
و ذخیره ای برای آخرتت باقی نمی گذاری،
«تَعْمُرُ دُنْیَاکَ بِخَرَابِ آخِرَتِکَ،»۷
با ویران کردن آخرتت دنیایت را آباد می کنی،
«وَ تَصِلُ عَشِیرَتَکَ بِقَطِیعَةِ دِینِکَ.»۸
و به قیمت جدا شدن از دینت به خویشانت می پیوندی.
«وَ لَئِنْ کَانَ مَا بَلَغَنِی عَنْکَ حَقّاً،»۹
اگر آنچه از تو به من گزارش شده درست باشد
«لَجَمَلُ أَهْلِکَ وَ شِسْعُ نَعْلِکَ خَیْرٌ مِنْکَ،»۱۰
شتر خانواده ات و بند کفشت از تو بهتر است!
«وَ مَنْ کَانَ بِصِفَتِکَ»۱۱
کسی که مانند تو باشد
«فَلَیْسَ بِأَهْل أَنْ یُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ،»۱۲
نه اهلیت دارد که مرزی به وسیله او بسته شود،
«أَوْ یُنْفَذَ بِهِ أَمْرٌ،»۱۳
و نه برنامه ای به توسط او اجرا گردد،
«أَوْ یُعْلَی لَهُ قَدْرٌ،»۱۴
و یا مقامش را بالا برند،
«أَوْ یُشْرَکَ فِی أَمَانَة،»۱۵
یا در امانتی شریکش نمایند،
«أَوْ یُؤْمَنَ عَلَى خِیَانَة[۱].»۱۶
یا از خیانت او در امان باشند.
«فَأَقْبِلْ إِلَیَّ حِینَ یَصِلُ إِلَیْکَ کِتَابِی هذَا،»۱۷
زمانی که این نامه به دستت رسد به طـرف من حـرکت کن.
«إِنْ شَاءَ اللهُ.»۱۸
ان شـاء اللّـه.
وَ الْمُنْذِرُ هذا هُوَ الَّذى قالَ فیهِ اَمیرُالْمُؤْمِنینَ (عَلَیْهِالسَّلامُ): «اِنَّهُ لَنَظّارٌ فى عِطْفَیْـهِ، مُخْتـالٌ فى بُرْدَیْـهِ، تَفّـالٌ فى شِـراکَیْـهِ.»
این منذر کسی است که امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) درباره اش فرمود: «از خودبینی و خودپسندی مرتب به این طرف و آن طرفش نظر می کند، در دو جامه خودمی خرامد، و پیوسته گرد و غبار کفشهایش را پاک می نماید.»
۱. ↑ در بعضى از نسخ به جاى «خِیَانَة»، «جِبایة» آمده است.
سیاسی
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى سَهْلِ بْنِ حُنَیْف الاَْنْصارِىِّ، وَ هُوَ عامِلُهُ عَلَى الْمَدینَةِ،
به سهل بن حُنَیف انصاری که کارگزار حضرت در مدینه بود،
فى مَعْنى قَوْم مِنْ اَهْلِها لَحِقُوا بِمُعاوِیَةَ.
در رابطه با گروهی از اهل مدینه که به معاویه پیوستند.
اسلوب مواجهة الفرار
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
اما بعد،
«فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رِجَالا مِمَّنْ قِبَلَکَ یَتَسَلَّلُونَ إِلَىْ مُعَاوِیَةَ،»۲
به من خبر رسیده که مردمی که نزد تواَند به پنهانی به جانب معاویه می روند،
«فَلَا تَأْسَفْ عَلَى مَا یَفُوتُکَ مِنْ عَدَدِهِمْ، وَ یَذْهَبُ عَنْکَ مِنْ مَدَدِهِمْ،»۳
بر آنچه که از عدد ایشان کم می شود، و از کمکشان کاسته می گردد افسوس به خود راه مده،
«فَکَفَی لَهُمْ غَیّاً، وَ لَکَ مِنْهُمْ شَافِیاً،»۴
در ضلالت آنان و آرامش خاطر تو همین بس که
«فِرَارُهُمْ مِنَ الْهُدَی وَ الْحَقِّ،»۵
از هدایت و حق گریختند،
«وَ إِیضَاعُهُمْ إِلَى الْعَمَی وَ الْجَهْلِ.»۶
و به طرف کوردلی و نادانی شتافتند،
«وَ إِنَّمَا هُمْ أَهْلُ دُنْیَا،»۷
اینان اهل دنیایند،
«مُقْبِلُونَ عَلَیْهَا،»۸
به آن روی آورده
«وَ مُهْطِعُونَ إِلَیْهَا،»۹
و به دنبالش افتاده اند،
«وَ قَدْ عَرَفُوا الْعَدْلَ وَ رَأَوْهُ، وَ سَمِعُوهُ وَ وَعَوْهُ،»۱۰
عدالت را شناختند و دیدند و شنیدند و فهمیدند،
«وَ عَلِمُوا أَنَّ النَّاسَ عِنْدَنَا فِی الْحَقِّ أُسْوَةٌ،»۱۱
و دانستند که مردم در پیشگاه ما در حق با هم مساویند،
«فَهَرَبُوا إِلَى الْأَثَرَةِ،»۱۲
و در عین حال گریختند تا خود را به نان و نوایی برسانند;
«فَبُعْداً لَهُمْ وَ سُحْقاً!!»۱۳
از رحمت خدا دور باشند و دور!
«إِنَّهُمْ ـ وَاللهِ ـ لَمْ یَنْفِرُوا مِنْ جَوْر،»۱۴
به خدا قسم آنان از ستم فرار نکرده،
«وَ لَمْ یَلْحَقُوا بِعَدْلٍ،»۱۵
و به عدالت روی ننموده اند.
«وَ إِنَّا لَنَطْمَعُ فِی هذَا الْأَمْرِ»۱۶
امیدواریم خداوند در این مسأله خلافت
«أَنْ یُذَلِّلَ اللهُ لَنَا صَعْبَهُ،»۱۷
دشواریش را بر ما آسان
«وَ یُسَهِّلَ لَنَا حَزْنَهُ،»۱۸
و ناهمواریش را بر ما هموار نماید،
«إِنْ شَاءَ اللهُ،»۱۹
ان شـاء اللّـه.
«وَ السَّلام.»۲۰
و سـلام بـر تـو.
اخلاقی
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلَى الْحارِثِ الْهَمْدانِىِّ
به حـارث هَمْـدانی
۱. اخلاق المسؤولین الحکومیین
«وَ تَمَسَّکْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ وَ انْتَصِحْهُ [۱] ،»۱
به ریسمان قرآن چنگ بزن و از آن طلب پند کن،
«وَ أَحِلَّ حَلاَلَهُ،»۲
حلالش را حلال،
«وَ حَرِّمْ حَرَامَهُ،»۳
و حرامش را حرام شمار،
«وَ صَدِّقْ بِمَا سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ،»۴
به آنچه که از حق گذشته است تصدیق کن،
«وَ اعْتَبِرْ بِمَا مَضَی مِنَ الدُّنْیَا مَا [۲] بَقِیَ مِنْهَا،»۵
از گذشته جهان برای باقیمانده آن پند گیر،
«فَإِنَّ بَعْضَهَا یُشْبِهُ بَعْضاً،»۶
زیرا بعضی از آن شبیه بعض دیگر است،
«وَ آخِرَهَا لَاحِقٌ بِأَوَّلِهَا!»۷
و آخرش به آغازش می پیوندد،
«وَ کُلُّهَا حَائِلٌ مُفَارِقٌ.»۸
و همه آن از بین رفتنی و از دست دادنی است.
«وَ عَظِّمِ اسْمَ اللهِ أَنْ تَذْکُرَهُ إِلَّا عَلَى حَقٍّ،»۹
نام خدا را بزرگ دار در اینکه از نام خدا جز به حق یاد کنی.
«وَ أَکْثِرْ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ،»۱۰
بسیار یاد مرگ و بعد از مرگ باش.
«وَ لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلّا بِشَرْط وَثِیقٍ.»۱۱
مرگ را جز با شرط محکم و استوار آرزو مکن.
«وَ احْذَرْ کُلَّ عَمَلٍ یَرْضَاهُ صَاحِبُهُ لِنَفْسِهِ، وَ یُکْرَهُ لِعَامَّةِ الْمُسْلِمِینَ.»۱۲
از هر عملی که کننده اش آن را برای خود می پسندد و برای مسلمین خوشایند نیست برحذر باش.
«وَ احْذَرْ کُلَّ عَمَلٍ یُعْمَلُ بِهِ فِی السِّرِّ، وَ یُسْتَحَی مِنْهُ فِی الْعَلاَنِیَةِ،»۱۳
و از هر برنامه ای که در نهان انجام می گیرد و در آشکار از آن شرم می رود دوری کن.
«وَ احْذَرْ کُلَّ عَمَلٍ إِذَا سُئِلَ عَنْهُ صَاحِبُهُ أَنْکَرَهُ أَوِ اعْتَذَرَ مِنْهُ.»۱۴
از کارهایی که اگر از کننده اش سؤال شود به انکار برمی خیزد یا از آن پوزش می طلبد بپرهیز.
«وَ لَا تَجْعَلْ عِرْضَکَ غَرَضاً لِنِبَالِ الْقَوْلِ،»۱۵
آبرویت را نشانه تیرهای گفته های مردم قرار مده،
«وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِکُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ،»۱۶
و هر آنچه را شنیدی با مردم در میان مگذار،
«فَکَفَی بِذلِکَ کَذِباً.»۱۷
که همین کار بر دروغگویی کفایت می کند،
«وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ کُلَّ مَا حَدَّثُوکَ بِهِ،»۱۸
و نیز هر آنچه را برای تو می گویند تکذیب مکن،
«فَکَفَی بِذلِکَ جَهْلاً.»۱۹
که این گواه بر جهل است.
«وَ اکْظِمِ الْغَیْظَ،»۲۰
خشم را فرو خور،
«وَ تَجَاوَزْ عِنْدَ الْمَقْدَرَةِ،»۲۱
به هنگام توانایی گذشت کن،
«وَ احْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ،»۲۲
و به وقت غضب بردبار باش،
«وَ اصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ،»۲۳
و زمان حکومت و قدرت چشم پوشی داشته باش
«تَکُنْ لَکَ الْعَاقِبَةُ.»۲۴
تا عاقبت خوشی برایت باشد.
«وَ اسْتَصْلِحْ کُلَّ نِعْمَةٍ أَنْعَمَهَا اللهُ عَلَیْکَ،»۲۵
از هر نعمتی که خداوند در اختیارت گذاشته به راه صلاح مصرف کن،
اخلاقی
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى سَلْمانَ الْفارِسِىِّ (رَحِمَهُاللّهُ) قَبْلَ اَیّامِ خِلافَتِهِ.
به سـلمان فارسی (رحمةاللّه) علیه پیش از خلافت حضـرت.
أسلوب مواجهة للدّنیا
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
اما بعد،
«فَإِنَّمَا مَثَلُ الدُّنْیَا مَثَلُ الْحَیِّةِ،»۲
دنیا همچون مار است،
«لَیِّنٌ مَسُّهَا،»۳
چون به آن دست نهی نرم،
«قَاتِلٌ سَمُّهَا;»۴
ولی زهرش کشنده است.
«فَأَعْرِضْ عَمَّا یُعْجِبُکَ فِیهَا،»۵
از آنچه که در دنیا تو را خوشایند است دوری کن
«لِقِلَّةِ مَا یَصْحَبُکَ مِنْهَا;»۶
چرا که از کالایش اندکی همراه تو می ماند،
«وَضَعْ عَنْکَ هُمُومَهَا،»۷
و اندوهش را از خود بگذار
«لِمَا أَیْقَنْتَ بِهِ مِنْ فِرَاقِهَا، وَ تَصَرُّفِ حَالاَتِهَا;»۸
چون فراقش و دگرگونیش را باور داری.
«وَ کُنْ آنَسَ مَا تَکُونُ بِهَا،»۹
به وقتی که اُنس تو با دنیا بیشتر است
«أَحْذَرَ مَا تَکُونَ مِنْهَا;»۱۰
همان زمان از آن بیشتر برحذر باش،
«فَإِنَّ صَاحِبَهَا کُلَّمَا اطْمَأَنَّ فِیهَا إِلَى سُرُور»۱۱
که دنیادار چون به لذت و خوشی آرام گرفت
«أَشْخَصَتْهُ عَنْهُ إِلَى مَحْذُور،»۱۲
دنیا او را به عرصه بلا و سختی فرستاد،
«أَوْ إِلَى إِینَاس أَزَالَتْهُ عَنْهُ إِلَى إِیحَاش!»۱۳
یا هر زمان به انس با دنیا مطمئن شد او را به ترس و وحشت دچار ساخت!
«وَ السَّلام.»۱۴
و السلام.