عوارض اینترنت

خواهشاً روزانه زیاد توی اینترنت نباشید  خصوصا با اینترنت سیم کارت و یا بی سیم wifi براتون ضرر داره انواع  بیماری های خطرناک هم به وجود میاره مثل تومور و انواع سرطان و اون ها را بدتر می‌کند، هر روز مقدار کمی یعنی حدود ۴۰ دقیقه تا ۲ ساعت باشید اگه ضرر نکنه وگرنه کمتر حدود ۳۰ دقیقه در روز اگه بیماری دارید برسونید واقعا میگم خواهش میکنم وضع سلامتی جامعه بد هست یک مقدار به خاطر همیناست که افراد به همدیگه چندان نمی‌گویند! 

نامه ۶۷ نهج البلاغه

اخلاقی ، سیاسی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

اِلى قُثَمِ بْنِ الْعَبّاسِ، وَ هُوَ عامِلُهُ عَلى مَکَّةَ.

بـه قُثَـم بن عبـاس که عامل حضـرت در مکـه بـود.

۱. خدمة الحجّاج فی ایّام الحج

«أَمَّا بَعْدُ،»۱

اما بعد،

«فَأَقِمْ لِلنَّاسِ الْحَجَّ،»۲

برای‌ مردم حج را برپا دار،

«وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللهِ،»۳

و ایّام اللّه را به یادشان آر،

«وَ اجْلِسْ لَهُمُ الْعَصْرَیْنِ،»۴

دو طرف روز را به خاطر آنان بنشین،

«فَأَفْتِ الْمُسْتَفْتِیَ،»۵

و آن را که از تو فتوا خواهد فتوا ده،

«وَ عَلِّمِ الْجَاهِلَ،»۶

جاهل را بیاموز،

«وَ ذَاکِرِ الْعَالِمَ،»۷

و با دانا به گفتگو برخیز.

«وَ لاَ یَکُنْ لَکَ إِلَى النَّاسِ سَفِیرٌ إِلاَّ لِسَانُکَ، وَ لاَ حَاجِبٌ إِلاَّ وَجْهُکَ،»۸

بین تو و مردم پیام رسانی‌ جز زبانت، و دربانی‌ جز چهره ات نباشد،

«وَ لاَ تَحْجُبَنَّ ذَا حَاجَة عَنْ لِقَائِکَ بِهَا،»۹

و نیازمندی‌ را از دیدارت محروم مکن،

«فَإِنَّهَا إِنْ ذِیدَتْ عَنْ أَبْوَابِکَ فی أَوَّلِ وِرْدِهَا»۱۰

که اگر در ابتدای‌ کار از درگاهت رانده شود،

«لَمْ تُحْمَدْ فیَِما بَعْدُ عَلَى قَضَائِهَا.»۱۱

برای‌ روا شدن حاجتش در آخر کار ستایش نشوی‌.

«وَ انْظُرْ إِلَى مَا اجْتَمَعَ عِنْدَکَ مِنْ مَالِ اللهِ»۱۲

در بیت المالی‌ که نزد تو جمع شده دقت کن

«فَاصْرِفْهُ إِلَى مَنْ قِبَلَکَ مِنْ ذَوِی الْعِیَالِ، وَ الَْمجَاعَةِ،»۱۳

و آن را برای‌ عیالمندان و گرسنگانی‌ که در نزد تو هستند مصرف کن،

«مُصِیباً بِهِ مَوَاضِعَ الْفَاقَةِ وَ الْخَلاَّتِ،»۱۴

و به فقیران و نیازمندان برسان،

«وَ مَا فَضَلَ عَنْ ذلِکَ فَاحْمِلْهُ إِلَیْنَا لِنَقْسِمَهُ فِیمَنْ قِبَلَنَا.»۱۵

و اضافه آن را نزد من فرست تا میان کسانی‌ که پیش ما هستند تقسیم کنیم.

۲. الوصیّة بقضاء حوائج الحجّاج

«وَ مُرْ أَهْلَ مَکَّةَ أَلاَّ یَأْخُذُوا مِنْ سَاکِن أَجْراً،»۱۶

به مردم مکه فرمان بده از کسانی‌ که در این منطقه مسکن می‌ گیرند اجاره نگیرند،

«فَإِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ یَقُولُ:»۱۷

زیرا خداوند می‌ فرماید:

(سَوَاءً الْعَاکِفُ فِیهِ وَ الْبَادِ)(۱)۱۸

«عاکف و بادی‌ در آن مساویند.»

«فَالْعَاکِفُ: الْمُقِیمُ بِهِ،»۱۹

مقصود از عاکف مقیم مکه،

«وَ الْبَادِی: الَّذِی یَحُجُّ إِلَیْهِ مِنْ غَیْرِ أَهْلِهِ.»۲۰

و بادی‌ آن شخصی‌ است که از دیار دیگر به حج می‌ رود و اهل مکه نیست.

«وَفَّقَنَا اللهُ وَ إِیَّاکُمْ لَِمحَابِّهِ،»۲۱

خداوند ما و شما را به آنچه محبوب اوست موفق نماید.

«وَ السَّلام.»۲۲

والسلام.

(۱) حج/سوره۲۲، آیه۲۵.    

نامه ۶۶ نهج البلاغه

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

اِلى عَبْدِ اللّهِ بْنِ الْعَبّاسِ، وَ قَدْ تَقَدَّمَ ذِکْرُهُ بِخِلافِ هذِهِ الرِّوایَةِ.

به عبداللّه بن عباس که پیش از این به صورتی‌ دیگر آمـده است.(۱)

ضرورة النّظرة الواقعیّة إلى الأُمور

«أَمَّا بَعْدُ،»۱

اما بعد،

«فَإِنَّ العَبْدَ لَیَفْرَحُ بِالشَّیْءِ الَّذِی لَمْ یَکُنْ لِیَفُوتَهُ،»۲

آدمی‌ از رسیدن به چیزی‌ که از او فوت نمی‌ شد خوشحال می‌ گردد،

«وَ یَحْزَنُ عَلَى الشَّیْءِ الَّذِی لَمْ یَکُنْ لِیُصِیبَهُ،»۳

و از فوت چیزی‌ که نصیب او نمی‌ گشت اندوهناک می‌ شود (این خوشحالی‌ و اندوه بیجاست).

«فَلاَ یَکُنْ أَفْضَلَ مَا نِلْتَ فِی نَفْسِکَ مِنْ دُنْیَاکَ بُلُوغُ لَذَّة أَوْ شِفَاءُ غَیْظ،»۴

برترین برنامه از دنیایت نزد تو رسیدن به کامیابی‌ یا به کار بردن خشم و غضب نباشد،

«وَ لکِنْ إِطْفَاءُ بَاطِل أَوْ إِحْیَاءُ حَقٍّ.»۵

باید بهترین کار نزد تو نابود کردن باطل یا زنده کردن حق باشد.

«وَ لْیَکُنْ سُرُورُکَ بِمَا قَدَّمْتَ،»۶

باید خوشحالیت معطوف به چیزی‌ شود که از پیش فرستاده ای‌،

«وَ أَسَفُکَ عَلَى مَا خَلَّفْتَ،»۷

و اندوهت بر ثروتی‌ که بعد از خود به جای‌ می‌ گذاری‌،

«وَ هَمُّکَ فِیَما بَعْدَ الْمَوْتِ.»۸

و اندیشه ات متوجه جهان بعد از مرگ باشد.

(۱) نامه ۲۲ مشاهده شود.

قسمت دوم سریال مهمان کشی

جالبه، علاقه داشتید بشنوید

https://uupload.ir/view/mk2_(online-audio-converter.com)_e2xm.mp3

نامه ۶۵ نهج البلاغه

سیاسی ، اخلاقی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

اِلَیْهِ اَیْضـاً

باز هم به معاویه

۱. فضح معاویة

«أمَّا بَعْدُ،»۱

اما بعد،

«فَقَدْ آنَ لَکَ أَنْ تَنْتَفِعَ بِاللَّمْحِ الْبَاصِرِ مِنْ عِیَانِ الاُْمُورِ،»۲

زمان آن رسیده که با دیدی‌ دقیق به مشاهده امور روشن برخیزی‌ و از آن بهره مند گردی‌،

«فَقَدْ سَلَکْتَ مَدَارِجَ أَسْلاَفِکَ بِادِّعَائِکَ الاَْبَاطِیلَ،»۳

تو با ادعاهای‌ باطل به راه پیشینیانت رفتی‌،

«وَ اقْتِحَامِکَ غُرُورَ الْمَیْنِ وَ الاَْکَاذِیبِ،»۴

و خود را بی‌ پروا در عرصه فریب و دروغها انداختی‌،

«وَ بِانْتِحَالِکَ مَا قَدْ عَلاَ عَنْکَ،»۵

آنچه را برتر از مرتبه توست به خود بستی‌،

«وَ ابْتِزَازِکَ لِمَا قَدِ اخْتُزِنَ دُونَکَ،»۶

و بیت المالی‌ را که برای‌ دیگران اندوخته شده ربودی‌،

«فِرَاراً مِنَ الْحَقِّ،»۷

همه این برنامه هایت به خاطر فرار از حق،

«وَ جُحُوداً لِمَا هُوَ أَلْزَمُ لَکَ مِنْ لَحْمِکَ وَ دَمِکَ;»۸

و انکار نمودن واقعیاتی‌ است که ازگوشت و خون برای‌ تو لازمتر بود،

«مِمَّا قَدْ وَعَاهُ سَمْعُکَ،»۹

همان واقعیاتی‌ که گوشت شنیده،

«وَ مُلِئَ بِهِ صَدْرُکَ.»۱۰

و سینه ات از آن پر شده،

«فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ الْمُبِینُ،»۱۱

آیا بعد از حق جز گمراهی‌ آشکار چیزی‌ هست،

«وَ بَعْدَ الْبَیَانِ إِلاَّ اللَّبْسُ؟»۱۲

و پس از بیان روشن غیر از اشتباه برنامه ای‌ وجود دارد؟

«فَاحْذَرِ الشُّبْهَةَ وَ اشْتَِمالَهَا عَلَى لُبْسَتِهَا،»۱۳

از اشتباه و حق و باطل را به هم آمیختن دوری‌ کن،

«فَإِنَّ الْفِتْنَةَ طَالَمَا أَغْدَفَتْ جَلاَبِیبَهَا،»۱۴

که فتنه دیرزمانی‌ است که پرده هایش را بر چهره افکنده،

«وَ أَغْشَتِ الاَْبْصَارَ ظُلْمَتُهَا.»۱۵

و تاریکیش دیـده های‌ بینا را نابینا ساخته.

۲. الرّد على ادعاءات معاویة

«وَ قَدْ أَتَانِی کِتَابٌ مِنْکَ ذُو أَفَانِینَ مِنَ الْقَوْلِ»۱۶

از طرف تو نامه ای‌ به من رسید با سخنانی‌ بی‌ تناسب،

«ضَعُفَتْ قُوَاهَا عَنِ السِّلْمِ،»۱۷

که از آشتی‌ و صلح نشانه ای‌ ندارد،

«وَ أَسَاطِیرَ لَمْ یَحُکْهَا مِنْکَ عِلْمٌ وَ لاَ حِلْمٌ;»۱۸

و کلمات افسانه گونه ای‌ که دانش و بردباری‌ آن را برنبافته است،

«أَصْبَحْتَ مِنْهَا کَالْخَائِضِ فِی الدَّهَاسِ،»۱۹

با این گفته های‌ بی‌ اساست به کسی‌ مانی‌ که در شنزار فرو رفته،

«وَ الْخَابِطِ فِی الدِّیمَاسِ،»۲۰

یا به تاریکی‌ در منطقه ای‌ بی‌ نشانه قدم برمی‌ دارد،

«وَ تَرَقَّیْتَ إِلَى مَرْقَبَة بَعِیدَةِ الْمَرَامِ،»۲۱

خود را به جای‌ بلندی‌ برده ای‌ که رسیدن به آن سخت،

«نَازِحَةِ الاَْعْلاَمِ،»۲۲

و نشانه هایش دور است،

«تَقْصُرُ دُونَهَا الاَْنُوقُ»۲۳

عقاب بلند پرواز به آن نمی‌ رسد،

«وَ یُحَاذَی بِهَا الْعَیُّوقُ.»۲۴

و هر که بر آن بالا رود با ستاره عَیّوق برابری‌ می‌ کند.

«وَ حَاشَ لِلّهِ أَنْ تَلِیَ لِلْمُسْلِمِینَ بَعْدِی صَدْراً أَوْ وِرْداً،»۲۵

پناه به خدا که تو پس از من حکومت مسلمین را برای‌ دخالت در امورشان به دست گیری‌،

  ادامه مطلب ...