نامه ۵۱ نهج البلاغه

سیاسی ، اخلاقی ، اقتصادی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ سیاسی ، اخلاقی ، اقتصادی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

اِلى عُمّالِهِ عَلَى الْخَراجِ

بـه مـأمـوران مالیـات

الجباة و الاخلاق الاجتماعیة

«مِنْ عَبْدِ اللهِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَى أَصْحَابِ الْخَرَاجِ:»۱

از بنده خدا علی‌ امیر مؤمنان ، به عاملان مالیات:

«أَمَّا بَعْدُ،»۲

اما بعد،

«فَإِنَّ مَنْ لَمْ یَحْذَرْ مَا هُوَ صَائِرٌ إِلَیْهِ»۳

هر که از قیامتی‌ که به آن روی‌ خواهد نهاد حذر نکند،

«لَمْ یُقَدِّمْ لِنَفْسِهِ مَا یُحْرِزُهَا.»۴

چیزی‌ که او را از بلاهای‌ آن روز حفظ کند پیش نفرستاده.

«وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَا کُلِّفْتُمْ بِهِ یَسِیرٌ،»۵

آگاه باشید آنچه از تکالیف به عهده شماست اندک است،

«وَ أَنَّ ثَوَابَهُ کَثِیرٌ،»۶

و ثوابش بسیار.

«وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِیَما نَهَی اللهُ عَنْهُ مِنَ الْبَغْیِ وَ الْعُدْوَانِ عِقَابٌ یُخَافُ»۷

اگر برای‌ آنچه از جانب حق نهی‌ شده مانند ستم و دشمنی‌ کیفری‌ که از آن بترسند وجود نداشت،

«لَکَانَ فِی ثَوَابِ اجْتِنَابِهِ مَا لاَ عُذْرَ فِی تَرْکِ طَلَبِهِ.»۸

در ثواب اجتناب از آنها آنقدر هست که عذری‌ برای‌ مردم در ترک طلب آنها نباشد.

«فَأَنْصِفُوا النَّاسَ مِنْ أَنْفُسِکُمْ،»۹

از جانب خود مردم را انصاف دهید،

«وَ اصْبِرُوا لِحَوَائِجِهِمْ.»۱۰

و در برابر انجام حاجاتشان صبر کنید،

«فَإِنَّکُمْ خُزَّانُ الرَّعِیَّةِ،»۱۱

که شما خزانه داران رعیت،

«وَ وُکَلاَءُ الاُْمَّةِ،»۱۲

و وکلای‌ ملّت،

«وَ سُفَرَاءُ الاَْئِمَّةِ.»۱۳

و نمایندگان پیشوایان هستید.

«وَ لاَ تُحْشِمُوا (تحسموا ـ تحبسوا) أَحَداً عَنْ حَاجَتِهِ»۱۴

احدی‌ را به خاطر نیازش نرنجانید،

«وَ لاَ تَحْبِسُوهُ عَنْ طَلِبَتِهِ،»۱۵

و او را از خواسته اش منع ننمایید.

«وَ لاَ تَبِیعُنَّ لِلنَّاسِ فِی الْخَرَاجِ کِسْوَةَ شِتَاء وَ لاَ صَیْف، وَ لاَ دَابَّةً یَعْتَمِلُونَ عَلَیْهَا، وَ لا عَبْداً،»۱۶

اثاث ضروری‌ زندگی‌ مالیات دهنده از قبیل لباس زمستانی‌ و تابستانی‌، و چهارپای‌ در دست کار و غلامش را نفروشید،

«وَ لا تَضْرِبُنَّ أَحَداً سَوْطاً لِمَکانِ دِرْهَم»۱۷

برای‌ گرفتن درهمی‌ کسی‌ را تازیانه نزنید،

«وَ لاَ تَمَسُّنَّ مَالَ أَحَد مِنَ النَّاسِ، مُصَلٍّ وَ لاَ مُعَاهَد،»۱۸

به مال احدی‌ از مردم چه مسلمان نمازگزار و چه غیرمسلمانی‌ که در پناه اسلام است دست درازی‌ نکنید،

«إِلاَّ أَنْ تَجِدُوا فَرَساً أَوْ سِلاَحاً یُعْدَی بِهِ عَلَى أَهْلِ الاِْسْلاَمِ،»۱۹

مگر اسب و سلاحی‌ که علیه اسلام به کار گرفته شود،

«فإِنَّهُ لا یَنْبَغی لِلْمُسْلِمِ أنْ یَدَعَ ذلِکَ فی أَیْدِی أَعْدَاءِ الإِسْلامِ»۲۰

زیرا سزاوار مسلمان نیست اسب و سلاح را در دست دشمنان اسلام واگذارد

«فَیَکُونَ شَوْکَةً عَلَیْهِ.»۲۱

تا موجب شـوکت ایشان بر ضـد او شـود.

«وَ لاَ تَدَّخِرُوا أَنْفُسَکُمْ نَصِیحَةً، وَ لاَ الْجُنْدَ حُسْنَ سِیرَة، وَ لاَ الرَّعِیَّةَ مَعُونَةً، وَ لاَ دِینَ اللهِ قُوَّةً،»۲۲

از خیرخواهی‌ نسبت به خویش، و خوشرفتاری‌ با لشگر اسلام، و یاری‌ رساندن به رعیّت، و تقویت دین دریغ مکنید.

«وَ أَبْلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ مَا اسْتَوْجَبَ عَلَیْکُمْ،»۲۳

آنچه در راه خدا بر شما واجب است انجام دهید،

«فَإِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ قَدِ اصْطَنَعَ عِنْدَنَا وَ عِنْدَکُمْ أَنْ نَشْکُرَهُ بِجُهْدِنَا،»۲۴

زیرا خدای‌ سبحان از ما و شما خواسته که او را به اندازه توانایی‌ خود سپاسگزار باشیم،

«وَ أَنْ نَنْصُرَهُ بِمَا بَلَغَتْ قُوَّتُنَا،»۲۵

و در نهایت قدرت به یاریش برخیزیم،

«وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.»۲۶

و قدرتی‌ نیست جز از جانب خــداونـد بـزرگ.

نامه ۵۰ نهج البلاغه

عسکری ، سیاسی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

اِلى اُمَرائِهِ عَلَى الْجُیُوشِ

بـه امیـران سـپاهـش

۱. التحذیر من الاغترار بالنّعم

«مِنْ عَبْدِ اللهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِب أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَى أَصْحَابِ الْمَسَالِحِ:»۱

از بنده خـدا علی‌ بن ابی‌ طالب امیـرمـؤمنان ، به مـرزداران :

«أَمَّا بَعْدُ،»۲

اما بعد،

«فَإِنَّ حَقّاً عَلَى الْوَالِی أَلاَّ یُغَیِّرَهُ عَلَى رَعِیَّتِهِفَضْلٌ نَالَهُ، وَ لاَ طَوْلٌ خُصَّ بِهِ،»۳

شایسته حاکم است که برتری‌ رسیده به او، و نعمتی‌ که به آن اختصاص یافته او را نسبت به رعیّت دگرگون نکند،

«وَ أَنْ یَزِیدَهُ مَا قَسَمَ اللهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ; وَ عَطْفاً عَلَى إِخْوَانِهِ.»۴

و سهمی‌ که خداوند از نعمت نصیبش نموده سزاوار است بر نزدیک شدنش به بندگان حـق، و مهربانیش به برادران بیفزاید.

۲. مسؤولیّات القیادة و القوات

«أَلاَ وَ إِنَّ لَکُمْ عِنْدِی أَلاَّ أَحْتَجِزَ (احتجن) دُونَکُمْ سِرّاً إِلاَّ فِی حَرْب،»۵

بدانید حقّ شما بر من است که چیزی‌ را از شما جز اسرار جنگ پنهان ندارم،

«وَ لاَ أَطْوِیَ دُونَکُمْ أَمْراً إِلاَّ فِی حُکْم،»۶

و کاری‌ بی‌ مشورت شما مگر در احکام الهی‌ انجام ندهم،

«وَ لاَ أُؤَخِّرَ لَکُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ،»۷

و هیچ حقّی‌ از شما را از موضعش به تأخیر نیندازم،

«وَ لاَ أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ،»۸

و تا آن را به جایش نرسانم بازنایستم،

«وَ أَنْ تَکُونُوا عِنْدِی فِی الْحَقِّ سَوَاءً.»۹

و این که همه شما نسبت به حق نزد من مساوی‌ باشید.

«فَإِذَا فَعَلْتُ ذلِکَ وَجَبَتْ لِلّهِ عَلَیْکُمُ النِّعْمَةُ،»۱۰

چون رفتارم با شما این گونه شد نعمت خداوند بر شما تمام می‌ شود،

«وَ لِی عَلَیْکُمُ الطَّاعَةُ;»۱۱

و بر شما واجب است از من اطاعت نمایید،

«وَ أَلاَّ تَنْکُصُوا عَنْ دَعْوَة،»۱۲

و از دستورم سرنپیچید،

«وَ لاَ تُفَرِّطُوا فِی صَلاَح،»۱۳

و در کاری‌ که به صلاح است تقصیر ننمایید،

«وَ أَنْ تَخُوضُوا الْغَمَرَاتِ إِلَى الْحَقِّ،»۱۴

و به خاطر حق در امواج بلاها و سختیها فرو روید.

«فَإِنْ أَنْتُمْ لَمْ تَسْتَقِیمُوا لِی عَلَى ذلِکَ»۱۵

اگر درباره من این چنین استوار نباشید

«لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ أَهْوَنَ عَلَیَّ مِمَّنْ اعْوَجَّ مِنْکُمْ،»۱۶

کسی‌ نزد من خوارتر از کجرفتار شما نباشد،

«ثُمَّ أُعْظِمُ لَهُ الْعُقُوبَةَ،»۱۷

آن گاه او را به شدّت کیفر می‌ دهم،

«وَ لاَ یَجِدُ عِنْدِی فِیهَا رُخْصَةً.»۱۸

و از دستم رهایی‌ نخواهد یافت.

«فَخُذُوا هذَا مِنْ أُمَرَائِکُمْ،»۱۹

چنین عهدی‌ را از امیران خود بگیرید،

«وَ أَعْطُوهُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ مَا یُصْلِحُ اللهُ بِهِ أَمْرَکُمْ،»۲۰

و دستورات آنان را چنانکه خداوند امورتان را به آن اصلاح کند بپذیرید.

«وَ السَّلاَمُ.»۲۱

والسلام.

نامه ۴۹ نهج البااغه

اخلاقی ، سیاسی

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

اِلى مُعاوِیَةَ اَیْضاً

بـاز بـه معـاویـه

تحذیر معاویة من حبّ الدنیا

«أَمَّا بَعْدُ،»۱

اما بعد،

«فَإِنَّ الدُّنْیَا مَشْغَلَةٌ عَنْ غَیْرِهَا،»۲

دنیا آدمی‌ را از دیگر امور باز می‌ دارد،

«وَ لَمْ یُصِبْ صَاحِبُهَا مِنْهَا شَیْئاً»۳

دنیادار به چیزی‌ از دنیا نمی‌ رسد

«إِلاَّ فَتَحَتْ لَهُ حِرْصاً عَلَیْهَا، وَ لَهَجاً بِهَا،»۴

جز آنکه دری‌ از حرص و شیفتگی‌ به آن به رویش باز می‌ گردد،

«وَ لَنْ یَسْتَغْنِیَ صَاحِبُهَا بِمَا نَالَ فِیهَا عَمَّا لَمْ یَبْلُغْهُ مِنْهَا،»۵

دنیادار به آنچه از دنیا دست یافته نسبت به آنچه به دست نیاورده بی‌ نیاز نمی‌ شود،

«وَ مِنْ وَرَاءِ ذلِکَ فِرَاقُ مَا جَمَعَ،»۶

و به دنبال آنچه فراهم نموده جدایی‌ و فراق،

«وَ نَقْضُ مَا أَبْرَمَ!»۷

و پنبه شدن رشته هاست!

«وَ لَوِ اعْتَبَرْتَ بِمَا مَضَی حَفِظْتَ مَا بَقِیَ،»۸

اگر از گذشته عبرت گیری‌ آنچه را مانده حفظ خواهی‌ نمود.

«وَ السَّلاَمُ.»۹

والسلام.

نامه ۴۸ نهج البلاغه

وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از نامه های‌ آن حضرت است

اِلى مُعاوِیَةَ

بـه معـاویه

نصیحة العدّو

«وَ إِنَّ الْبَغْیَ وَ الزُّورَ یُوتِغَانِ (یذیعان) الْمَرْءَ فِی دِینِهِ وَ دُنْیَاهُ،»۱

ستم و بهتان انسان را در دین و دنیایش رسوا و انگشت نما می‌ کند،

«وَ یُبْدِیَانِ خَلَلَهُ عِنْدَ مَنْ یَعِیبُهُ،»۲

و عیب و نقصش را نزد عیبجویان آشکار می‌ نماید.

«وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّکَ غَیْرُ مُدْرِک مَا قُضِیَ فَوَاتُهُ،»۳

تومی‌ دانی‌ آنچه از دستت رفته به دست نخواهی‌ آورد (خون عثمان).

«وَ قَدْ رَامَ أَقْوَامٌ أَمْراً بِغَیْرِ الْحَقِّ»۴

اقوامی‌ کاری‌ را به ناحق قصد کردند

«فَتَأَلَّوْا (تَأَوَّلُوا) عَلَى اللهِ»۵

و به تأویل حکم حق دست زدند،

«فَأَکْذَبَهُمْ،»۶

خداوند هم آنان را تکذیب کرد.

«فَاحْذَرْ یَوْماً یَغْتَبِطُ فِیهِ مَنْ أَحْمَدَ عَاقِبَةَ عَمَلِهِ،»۷

پس برحذر باش از روزی‌ که مسرور می‌ گردد کسی‌ که عاقبت کارش را نیکو یافته،

«وَ یَنْدَمُ مَنْ أَمْکَنَ الشَّیْطَانَ مِنْ قِیَادِهِ فَلَمْ یُجَاذِبْهُ.»۸

و پشیمان شود آن که عنانش را به شیطان داده و به دفعش برنخاسته.

«وَ قَدْ دَعَوْتَنَا إِلَى حُکْمِ الْقُرْآنِ»۹

تو ما را به حکم قرآن خواندی‌

«وَ لَسْتَ مِنْ أَهْلِهِ،»۱۰

در حالی‌ که اهل قرآن نیستی‌،

«وَ لَسْنَا إِیَّاکَ أَجَبْنَا،»۱۱

و ما هم جواب تو را ندادیم،

«وَ لکِنَّا أَجَبْنَا الْقُرْآنَ فِی حُکْمِهِ،»۱۲

بلکه حکم قرآن را پذیرفتیم.

«وَ السَّلام.»۱۳

والســـلام.

نامه ۴۷ نهج البلاغه

اخلاقیة ، سیاسیة


وَ مِنْ وَصِیَّة لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از وصیت های‌ آن حضرت است

لِلْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ (عَلَیْهِمَاالسَّلامُ)، لَمّا ضَرَبَهُ ابْنُ مُلْجَم لَعَنَهُ اللّهُ.

به حسن و حسین (علیهماالسّلام) وقتی‌ که ابن ملجم لعنة اللّه علیه به او ضربت زد.

۱. حِکَمٌ خالدةٌ

«أُوصِیکُمَا بِتَقْوَی اللهِ،»۱

شما را به تقوای‌ الهی‌ سفارش می‌ نمایم،

«وَ أَلاَّ تَبْغِیَا الدُّنْیَا وَ إِنْ بَغَتْکُمَا،»۲

و اینکه دنیا را مجویید گرچه دنیا شما را بجوید،

«وَ لاَ تَأْسَفَا عَلَى شَیْء مِنْهَا زُوِیَ عَنْکُمَا،»۳

و بر آنچه از دنیا از دستتان رفته متأسّف نباشید.

«وَ قُولاَ بِالْحَقِّ،»۴

حق بگویید،

«وَ اعْمَلاَ لِلاَْجْرِ (للآخرة)،»۵

و برای‌ ثواب الهی‌ بکوشـید.

«وَ کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً،»۶

دشـمن سـتمگر

«وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً.»۷

و یـار سـتمدیده باشـید.

«أُوصِیکُمَا، وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی، بِتَقْوَی اللهِ، وَ نَظْمِ أَمْرِکُمْ، وَ صَلاَحِ ذَاتِ بَیْنِکُمْ،»۸

شما و همه فرزندان و خاندانم و هر که این وصیتم به او می‌ رسد را به تقوای‌ الهی‌، و نظم در زندگی‌، و اصلاح بین مردم سفارش می‌ کنم،

«فَإِنِّی سَمِعْتُ جَدَّکُمَا (صَلَّى‌اللّهُ‌عَلَیْهِ‌وَآلِهِ) یَقُولُ:»۹

چرا که از جد شما (صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله) شنیدم می‌ فرمود:

«صَلاَحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلاَةِ وَ الصِّیَامِ.»۱۰

«اصلاح دادن بین مردم از عموم نماز و روزه بهتر است.»

«اللهَ اللهَ فِی الاَْیْتَامِ،»۱۱

خدا را خدا را درباره یتیمان،

«فَلاَ تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ،»۱۲

آنان را گاهی‌ سیر و گاهی‌ گرسنه مگذارید،

«وَ لاَ یَضِیعُوا بِحَضْرَتِکُمْ»۱۳

مباد که در کنار شما تباه شوند.

«وَ اللهَ اللهَ فِی جِیرَانِکُمْ،»۱۴

خدا را خدا را در رابطه با همسایگان،

«فَإِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّکُمْ.»۱۵

که مورد سفارش پیامبر شمایند،

«مَا زَالَ یُوصِی بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُمْ.»۱۶

پیوسته به آنان سفارش داشت تا جایی‌ که گمان بردیم میراث برشان خواهد ساخت!

«وَ اللهَ اللهَ فِی الْقُرْآنِ،»۱۷

خدا را خدا را درباره قرآن،

«لاَ یَسْبِقُکُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ.»۱۸

نیاید که دیگران در عمل به آن از شما پیشی‌ جویند.

«وَ اللهَ اللهَ فِی الصَّلاَةِ،»۱۹

خدا را خدا را درباره نماز،

«فَإِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُمْ.»۲۰

که نماز ستون دین شماست.

«وَ اللهَ اللهَ فِی بَیْتِ رَبِّکُمْ،»۲۱

خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان،

«لاَ تُخَلُّوهُ مَا بَقِیتُمْ،»۲۲

تا وقتی‌ هستید آنجارا خالی‌ مگذارید،

«فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا.»۲۳

که اگر خالی‌ گذاشته شود از کیفر حق مهلت نیابید.

«وَ اللهَ اللهَ فِی الْجِهَادِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُمْ فِی سَبِیلِ اللهِ.»۲۴

خدا را خدا را در باره جهاد با اموال و جان و زبانتان در راه خدا.

«وَ عَلَیْکُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ،»۲۵

بر شما باد به پیوند با هم و بخشش مال به یکدیگر،

  ادامه مطلب ...