الثّالث ـ التحذیر من المنّ
«وَ إِیَّاکَ وَ الْمَنَّ عَلَى رَعِیَّتِکَ بِإِحْسَانِکَ،»۵۲۲
بپرهیز از اینکه احسانت را بر رعیّت منّت گذاری،
«أَوِ التَّزَیُّدَ فِیَما کَانَ مِنْ فِعْلِکَ،»۵۲۳
یا کرده خود را بیش از آنچه هست بزرگ شماری،
«أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ،»۵۲۴
یا به رعیّت وعده ای دهی و خلاف آن را به جا آوری،
«فَإِنَّ الْمَنَّ یُبْطِلُ الاِْحْسَانَ،»۵۲۵
چرا که منّت موجب بطلان احسان،
«وَ التَّزَیُّدَ یَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ،»۵۲۶
و کار را بیش از آنچه هست پنداشتن باعث از بین بردن نور حق در قلب،
«وَ الْخُلْفَ یُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللهِ وَ النَّاسِ.»۵۲۷
و خلف وعده سبب خشم خدا و مردم است،
«قَالَ اللهُ تَعَالی:»۵۲۸
خداوند بزرگ فرموده:
(کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ)(۳)۵۲۹
«این باعث خشم بزرگ خداست که بگویید و انجـام نـدهیـد.»
الرابّع ـ التحذیر من العجلة
«وَ إِیَّاکَ»۵۳۰
و برحذر باش از
«وَ الْعَجَلَةَ بِالاُْمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا،»۵۳۱
عجله در کارهایی که وقتش نرسیده،
«أَوِ التَّسَقُّطَ (السَناقط ـ التثبّط) فِیهَا عِنْدَ إِمْکَانِهَا،»۵۳۲
یا سهل انگاری در اموری که انجامش ممکن شده،
«أَوِ اللَّجَاجَةَ فِیهَا إِذَا تَنَکَّرَتْ،»۵۳۳
یا لجبازی در چیزی که نامعلوم است،
«أَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا إِذَا اسْتَوْضَحَتْ.»۵۳۴
یا سستی در آنچه که روشن است.
«وَ ضَعْ کُلَّ أَمْر مَوْضِعَهُ،»۵۳۵
هر چیزی را در جای خودش بگذار،
«وَ أَوْقِعْ کُلَّ أَمْر مَوْقِعَهُ.»۵۳۶
و هر کاری را به موقع خودش انجام ده.
الخامس ـ التحذیر من طلب العناوین
«وَ إِیَّاکَ وَ الاِْسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِیهِ أُسْوَةٌ،»۵۳۷
از اینکه چیزی را به خود اختصاص دهی در حالی که همه مردم در آن مساوی هستند بپرهیز،
«وَ التَّغَابِیَ عَمَّا تُعْنَی بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُیُونِ،»۵۳۸
و از غفلت در آنچه که توجه تو به آن ضروری است و برای همگان معلوم است برحذر باش،
«فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْکَ لِغَیْرِکَ.»۵۳۹
زیرا آنچه را به خود اختصاص داده ای از تو به نفع دیگران می گیرند،
«وَ عَمَّا قَلِیل تَنْکَشِفُ عَنْکَ أَغْطِیَةُ الاُْمُورِ،»۵۴۰
و در اندک زمانی پرده از روی کارهایت برداشته می شود،
«وَ یُنْتَصَفُ مِنْکَ لِلْمَظْلُومِ.»۵۴۱
و داد مظلوم را از تو بستانند.
«امْلِکْ حَمِیَّةَ أَنْفِکَ، وَ سَوْرَةَ حَدِّکَ، وَ سَطْوَةَ یَدِکَ، وَ غَرْبَ لِسَانِکَ،»۵۴۲
خشم و شدّت و غضب و سرکشی قدرت و تیزی زبانت را در اختیار گیر،
«وَ احْتَرِسْ مِنْ کُلِّ ذلِکَ بِکَفِّ الْبَادِرَةِ، وَ تَأْخِیرِ السَّطْوَةِ،»۵۴۳
و از تمام این امور به بازداشتن خود از شتاب در انتقام، و تأخیر انداختن حمله و سطوتْ خود را حفظ کن،
«حَتَّى یَسْکُنَ غَضَبُکَ»۵۴۴
تا خشمت آرام گردد
«فَتَمْلِکَ الاِْخْتِیَارَ:»۵۴۵
و عنان اختیارت را مالک شوی،
«وَ لَنْ تَحْکُمَ ذلِکَ مِنْ نَفْسِکَ»۵۴۶
و هرگز حاکم و مسلط بر خود نخواهی شد
«حَتَّى تُکْثِرَ هُمُومَکَ بِذِکْرِ الْمَعَادِ إِلَى رَبِّکَ.»۵۴۷
تا اینکه بسیار به یاد بازگشت به خداوند افـتــی.
«وَاقِعاً ذلِکَ مِنْ قَرَابَتِکَ وَ خَاصَّتِکَ (خواصّک) حَیْثُ وَقَعَ،»۴۵۸
گرچه این برنامه به زیان نزدیکان و خاصانت باشد،
«وَ ابْتَغِ عَاقِبَتَهُ بِمَا یَثْقُلُ عَلَیْکَ مِنْهُ،»۴۵۹
و در این مورد نسبت آنچه بر تو گران است جویای عاقبتش باش،
«فَإِنَّ مَغَبَّةَ ذلِکَ مَحْمُودَةٌ.»۴۶۰
که سرانجامِ رعایت حق پسندیده و نیکوست.
«وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِیَّةُ بِکَ حَیْفاً»۴۶۱
هرگاه رعیت گمان ستمی بر تو ببرد
«فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ،»۴۶۲
آشکارا عذرت را به آنان ارائه کن،
«وَ اعْدِلْ (و اعزل) عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ،»۴۶۳
و به اظهار عذر گمانهای آنان را از خود بگردان،
«فَإِنَّ فِی ذلِکَ رِیَاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ،»۴۶۴
چرا که اظهار عذر موجب عادت دادن نفس به اخلاق حسنه،
«وَ رِفْقاً بِرَعِیَّتِکَ،»۴۶۵
و مهربانی و نرمی نسبت به رعیت است،
«وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِیمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ.»۴۶۶
و این عذرخواهی تو را به خواسته ات در واداشتن رعیت به حـق می رساند.
۱۱. أسلوب مواجهة الأعداء
«وَ لاَ تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوُّکَ وَ لِلّهِ فِیهِ رِضًی،»۴۶۷
از صلحی که دشمنت به آن دعوت می کند و خشنودی خدا در آن است روی مگردان،
«فَإِنَّ فِی الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِکَ،»۴۶۸
زیرا صلح موجب آسایش لشگریان،
«وَ رَاحَةً مِنْ هُمُومِکَ،»۴۶۹
و آسودگی خاطر تو،
«وَ أَمْناً لِبِلاَدِکَ،»۴۷۰
و امنیت شهرهای توست.
«وَ لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ،»۴۷۱
ولی پس از صلح به کلی از دشمن حذر کن،
«فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ»۴۷۲
چه بسا که دشمن برای غافلگیر کردن تن به صلح دهد.
«فَخُذْ بِالْحَزْمِ،»۴۷۳
در این زمینه طریق احتیاط گیر،
«وَ اتَّهِمْ فِی ذلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ.»۴۷۴
و به راه خوش گمانی قدم مگذار.
«وَ إِنْ عَقَدْتَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً،»۴۷۵
اگر بین خود و دشمنت قراردادی بستی،
«أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً،»۴۷۶
یا از جانب خود به او لباس امان پوشاندی،
«فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ،»۴۷۷
به قراردادت وفا کن،
«وَ ارْعَ ذِمَّتَکَ بِالاَْمَانَةِ،»۴۷۸
و امان دادنت را به امانت رعایت نما،
«وَ اجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَیْتَ،»۴۷۹
و خود را سپر تعهدات خود قرار ده،
«فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللهِ شَیْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَیْهِ اجْتَِماعاً، مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ، وَ تَشَتُّتِ آرَائِهِمْ، مِنْ تَعْظِیمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ.»۴۸۰
زیرا مردم بر چیزی از واجبات الهی چون بزرگ شمردن وفای به پیمان ـ با همه هواهای گوناگون و اختلاف آرایی که دارند ـ اتفاق ندارند.
«وَ قَدْ لَزِمَ ذلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِیَما بَیْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِینَ»۴۸۱
مشرکین هم علاوه بر مسلمین وفای بر عهد را بر خود لازم می دانستند،
«لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ;»۴۸۲
چرا که عواقب زشت پیمان شکنی را آزموده بودند.
«فَلاَ تَغْدِرَنَّ بِذِمَّتِکَ،»۴۸۳
پس در آنچه به عهده گرفته ای خیانت نورز،
ادامه مطلب ...
«فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ (صَلَّىاللّهُعَلَیْهِوَآلِهِ) یَقُولُ فِی غَیْرِ مَوْطِن:»۳۹۲
که من بارها از رسول خدا (صلّیاللّهعلیهوآله) شنیدم می فرمود:
«لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لاَ یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَتَعْتِع.»۳۹۳
«امتی به پاکی و قداست نرسد مگر اینکه حق ناتوان را از قدرتمند با صراحت و روانی کلام بگیرد.»
«ثُمَّ احْتَمِلِ الْخُرْقَ مِنْهُمْ وَ الْعِیَّ،»۳۹۴
آن گاه خشونت و درست حرف نزدن آنان را تحمل کن،
«وَ نَحِّ عَنْهُمُ الضِّیقَ وَ الاَْنْفَ»۳۹۵
تنگ خویی و غرور و خودپسندی نسبت به آنان را از خود دور کن
«یَبْسُطِ اللهُ عَلَیْکَ بِذلِکَ أَکْنَافَ رَحْمَتِهِ،»۳۹۶
تا خداوند جوانب رحمتش را بر تو بگشاید،
«وَ یُوجِبُ لَکَ ثَوَابَ طَاعَتِهِ.»۳۹۷
و ثواب طاعتش را بر تو واجب کند.
«وَ أَعْطِ مَا أَعْطَیْتَ هَنِیئاً،»۳۹۸
آنچه عطا می کنی به خوشرویی عطا کن،
«وَ امْنَعْ فِی إِجْمَال وَ إِعْذَار!»۳۹۹
و خودداری از عطا را با مهربانی و عذر همراه نما!
۹. الاخلاق الخاصّة للوالی
«ثُمَّ أُمُورٌ مِنْ أُمُورِکَ لاَبُدَّ لَکَ مِنْ مُبَاشَرَتِهَا:»۴۰۰
سپس قسمتی از امور است که باید خودت به انجام آنها برخیزی،
«مِنْهَا إِجَابَةُ عُمَّالِکَ»۴۰۱
از جمله پاسخ دادن به کارگزاران دولت
«بِمَا یَعْیَا عَنْهُ کُتَّابُکَ،»۴۰۲
آنجا که منشیانت از پاسخ گویی ناتوانند.
«وَ مِنْهَا إِصْدَارُ حَاجَاتِ النَّاسِ»۴۰۳
و نیز جواب دادن به حاجات و مطالب مردم
«یَوْمَ وُرُودِهَا عَلَیْکَ»۴۰۴
در همان روزی که حاجاتشان به تو می رسد
«بِمَا تَحْرَجُ بِهِ صُدُورُ أَعْوَانِکَ.»۴۰۵
و پاسخش همکارانت را تنگدل و ناراحت می کند.
«وَ أَمْضِ لِکُلِّ یَوْم عَمَلَهُ،»۴۰۶
برنامه هر روز را در همان روز انجام ده،
«فَإِنَّ لِکُلِّ یَوْم مَا فِیهِ.»۴۰۷
زیرا هر روز را کاری مخصوص به همان روز است.
«وَ اجْعَلْ لِنَفْسِکَ فِیَما بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللهِ أَفْضَلَ تِلْکَ الْمَوَاقِیتِ، وَ أَجْزَلَ تِلْکَ الاَْقْسَامِ،»۴۰۸
بهترین اوقات و باعظمت ترین ساعات را برای خود در آنچه بین تو و خداوند است اختصاص ده،
«وَ إِنْ کَانَتْ کُلُّهَا لِلّهِ»۴۰۹
هرچند همه کارها در تمام اوقات برای خداست
«إِذَا صَلَحَتْ فِیهَا النِّیَّةُ،»۴۱۰
اگر نیّـت صحیح باشد،
«وَ سَلِمَتْ مِنْهَا الرَّعِیَّةُ.»۴۱۱
و رعیّت از آن کارها روی آسایش ببیند.
«وَ لْیَکُنْ فِی خَاصَّةِ مَا تُخْلِصُ بِهِ لِلّهِ دِینَکَ،»۴۱۲
و باید در خصوص آنچه به آن دینت را برای خدا خالص می کنی
«إِقَامَةُ فَرَائِضِهِ الَّتِی هِیَ لَهُ خَاصَّةً،»۴۱۳
اقامه واجبات باشد واجباتی که مخصوص به خداوند است،
«فَأَعْطِ اللهَ مِنْ بَدَنِکَ فِی لَیْلِکَ وَ نَهَارِکَ،»۴۱۴
روی این ملاک از بدنت در شب و روز در اختیار خداوند قرار بده،
«وَ وَفِّ مَا تَقَرَّبْتَ بِهِ إِلَى اللهِ مِنْ ذلِکَ کَامِلا غَیْرَ مَثْلُوم وَ لاَ مَنْقُوص،»۴۱۵
و از آنچه موجب قرب تو به خداوند می شود به نحو کامل و بدون کم و کاست انجام ده،
«بَالِغاً مِنْ بَدَنِکَ مَا بَلَغَ.»۴۱۶
گرچه هرگونه صدمه و فرسایشی به بدنت واردآید.
«وَ إِذَا قُمْتَ فِی صَلاَتِکَ لِلنَّاسِ،»۴۱۷
چون بامردم به نمازجماعت بایستی
ادامه مطلب ...
«لاَ یَقْهَرُهُ کَبِیرُهَا،»۳۲۷
که بزرگی امور او را عاجز نکند،
«وَ لاَ یَتَشَتَّتُ عَلَیْهِ کَثِیرُهَا،»۳۲۸
و کثرت کارها پریشانش نسازد.
«وَ مَهْمَا کَانَ فِی کُتَّابِکَ مِنْ عَیْب»۳۲۹
چنانچه در منشیانت عیبی باشد
«فَتَغَابَیْتَ عَنْهُ أُلْزِمْتَهُ.»۳۳۰
و تو از آن بی خبر بمانی مسئول آن هستی.
السادّس ـ التّجار و اصحاب الصّنائع
«ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی الصِّنَاعَاتِ،»۳۳۱
درباره تاجران و صنعتگران پذیرای سفارش باش،
«وَ أَوْصِ بِهِمْ خَیْراً،»۳۳۲
و نسبت به آنان سفارش به نیکی کن،
«الْمُقِیمِ مِنْهُمْ»۳۳۳
بدون فرق بین آنان که در یک جا مقیمند،
«وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ،»۳۳۴
و آنان که با مال خود در رفت و آمدند،
«وَ الْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ،»۳۳۵
و آنان که با هنر دست خود در پی کسب و سودند،
«فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ،»۳۳۶
چه اینکه اینان مایه های منافع،
«وَ أَسْبَابُ الْمَرَافِقِ،»۳۳۷
و اسباب راحت جامعه،
«وَ جُلاَّبُهَا مِنَ الْمَبَاعِدِ وَ الْمَطَارِحِ،»۳۳۸
و جلب کننده سودها از مکانهای دوردست،
«فِی بَرِّکَ وَ بَحْرِکَ،»۳۳۹
در بیابان و دریا،
«وَ سَهْلِکَ وَ جَبَلِکَ،»۳۴۰
و زمین هموار و ناهموار منطقه حکومت تواَند،
«وَ حَیْثُ لاَ یَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا،»۳۴۱
از مناطقی که مردم در آن جمع نمی شوند،
«وَ لاَ یَجْتَرِؤُونَ عَلَیْهَا،»۳۴۲
و به رفت و آمد در آنها جرأت نمی کنند،
«فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لاَ تُخَافُ بَائِقَتُهُ،»۳۴۳
اینان اهل سلامت اند که از ضرر آنان بیمی نیست،
«وَ صُلْحٌ لاَ تُخْشَی غَائِلَتُهُ.»۳۴۴
و اهل صلح و مسالمت اند که ترسی از بدی و آسیب آنان وجود ندارد.
«وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِکَ وَ فِی حَوَاشِی بِلاَدِکَ.»۳۴۵
از آنان که در منطقه حکومت تو به سر می برند و آنان که در گوشه و کنار شهرهایت هستند کنجکاوی کن،
«وَ اعْلَمْ ـ مَعَ ذلِکَ ـ أَنَّ فِی کَثِیر مِنْهُمْ»۳۴۶
ولی روشن باش که با همه آنچه تذکر دادم در میان ایشان گروهی
«ضِیقاً فَاحِشاً،»۳۴۷
تنگ نظر و بخیل
«وَ شُحّاً قَبِیحاً،»۳۴۸
به شکلی قبیح و زشت،
«وَ احْتِکَاراً لِلْمَنَافِعِ،»۳۴۹
و مردمی محتکر،
«وَ تَحَکُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ،»۳۵۰
و نرخ گذارانی به دلخواه در امر خرید و فروش وجود دارد،
«وَ ذلِکَ بَابُ مَضَرَّة لِلْعَامَّةِ،»۳۵۱
که در این وضع زیان جامعه
«وَ عَیْبٌ عَلَى الْوُلاَةِ.»۳۵۲
و عیب و ننگ زمامداران است.