وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى مُعاوِیَةَ
بـه معـاویه
فضح السّیاسة الاستعماریة لمعاویة
«وَ أَرْدَیْتَ جِیلا مِنَ النَّاسِ کَثِیراً;»۱
جمعیت زیادی از مردم را هلاک نمودی،
«خَدَعْتَهُمْ بِغَیِّکَ،»۲
آنان را به گمراهیت فریفتی،
«وَ أَلْقَیْتَهُمْ فِی مَوْجِ بَحْرِکَ،»۳
و در موج دورویی خود انداختی،
«تَغْشَاهُمُ الظُّلُمَاتُ،»۴
تاریکی ها آنان را پوشانده،
«وَ تَتَلاَطَمُ بِهِمُ الشُّبُهَاتُ،»۵
و شبهه ها آنان را به تلاطم افکنده،
«فَجَازُوا (جاروا) عَنْ وِجْهَتِهِمْ،»۶
پس از راه حق منحرف شدند،
«وَ نَکَصُوا عَلَى أَعْقَابِهِمْ،»۷
به گذشته جاهلی برگشتند،
«وَ تَوَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ،»۸
به حقیقت پشت کردند
«وَ عَوَّلُوا عَلَى أَحْسَابِهِمْ،»۹
و تکیه بر حسب و نسب نمودند،
«إِلاَّ مَنْ فَاءَ مِنْ أَهْلِ الْبَصَائِرِ،»۱۰
جز گروهی از بینایان که از مسیر بازگشتند،
«فَإِنَّهُمْ فَارَقُوکَ بَعْدَ مَعْرِفَتِکَ،»۱۱
که پس از شناخت تو از تو جدا شدند،
«وَ هَرَبُوا إِلَى اللهِ مِنْ مُوَازَرَتِکَ،»۱۲
و از یاری تو به سوی حق گریختند،
«إِذْ حَمَلْتَهُمْ عَلَى الصَّعْبِ،»۱۳
زیرا آنان را به کاری دشوار واداشتی،
«وَ عَدَلْتَ بِهِمْ عَنِ الْقَصْدِ.»۱۴
و از راه راست منحرف نمودی.
«فَاتَّقِ اللهَ یَا مُعَاوِیَةُ فِی نَفْسِکَ،»۱۵
ای معاویه، درباره خود از خدا پروا کن،
«وَ جَاذِبِ الشَّیْطَانَ قَیَادَکَ،»۱۶
و عنانت را از دست شیطان به در آر،
«فَإِنَّ الدُّنْیَا مُنْقَطِعَةٌ عَنْکَ،»۱۷
که دنیا از تو جدا گشته،
«وَ الاْخِرَةَ قَرِیبَةٌ مِنْکَ،»۱۸
و آخرت به تو نزدیک شـده.
«وَ السَّلاَمُ.»۱۹
والسلام.
«وَ لَا یَکْبُرَنَّ عَلَیْکَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَکَ،»۴۲۱
ستم اهل ستم بر تو گران نیاید،
«فَإِنِّهُ یَسْعَی فِی مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِکَ،»۴۲۲
زیرا او به زیان خود و سود تو می کوشد،
«وَ لَیْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّکَ أَنْ تَسُوءَهُ.»۴۲۳
و جزای آن که تو را شاد نموده اندوهگین کردن او نیست.
۱۶. القیّم الاخلاقیّة
«وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ،»۴۲۴
پسرم! آگاه باش
«أَنَّ الرِّزْقَ رِزْقَانِ:»۴۲۵
رزق دو نوع است:
«رِزْقٌ تَطْلُبُهُ،»۴۲۶
رزقی که تو آن را می جویی،
«وَ رِزْقٌ یَطْلُبُکَ،»۴۲۷
و رزقی که آن تو را می جوید،
«فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاکَ.»۴۲۸
و اگر تو به او نرسی او به تو می رسد.
«مَا أَقْبَحَ الْخُضُوعَ عِنْدَ الْحَاجَةِ،»۴۲۹
چه زشت است تواضع به وقت احتیاج،
«وَ الْجَفَاءَ عِنْدَ الْغِنَی!»۴۳۰
و ستم در زمان توانگری!
«إِنَّمَا لَکَ مِنْ دُنْیَاکَ، مَا أَصْلَحْتَ بِهِ مَثْوَاکَ،»۴۳۱
از دنیایت به سود تو همان است که آخرتت را به آن اصلاح نمایی.
«وَ إِنْ کُنْتَ جَازِعاً (جزعت) عَلَى مَا تَفَلَّتَ مِنْ یَدَیْکَ،»۴۳۲
اگر برای آنچه از دستت رفته ناله می کنی
«فَاجْزَعْ عَلَى کُلِّ مَا لَمْ یَصِلْ إِلَیْکَ.»۴۳۳
پس برای هرچه به دستت نرسیده نیز ناله بزن.
«اسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ یَکُنْ بِمَا قَدْ کَانَ،»۴۳۴
بر آنچه نبوده به آنچه بوده استدلال کن،
«فَإِنَّ الْأُمُورَ أَشْبَاهٌ;»۴۳۵
زیرا امور دنیا شبیه یکدیگرند.
«وَ لَا تَکُونَنَّ مِمَّنْ لَا تَنْفَعُهُ الْعِظَةُ»۴۳۶
از کسانی مباش که موعظه به آنان سود ندهد
«إِلَّا إِذَا بَالَغْتَ فِی إِیلَامِهِ،»۴۳۷
مگر وقتی که در توبیخ و آزردنشان جدیّت کنی،
«فَإِنَّ الْعَاقِلَ یَتَّعِظُ بِالْآدَابِ،»۴۳۸
که عاقل به ادب پند گیرد،
«وَ الْبَهَائِمَ (و الجاهل) لَا تَتَّعِظُ إِلَّا بِالضَّرْبِ.»۴۳۹
و چهارپایان جز با ضرب تازیانه اصلاح نگردند.
«اطْرَحْ عَنْکَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ (الامور) بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیَقِینِ.»۴۴۰
غمهایی را که بر تو وارد می گردد با تصمیم های قوی بر صبر و استقامت و با حسن یقین از خود دور کن.
«مَنْ تَرَکَ الْقَصْدَ جَارَ،»۴۴۱
هر که راه مستقیم را بگذاشت منحرف شد.
«وَ الصَّاحِبُ مُنَاسِبٌ،»۴۴۲
همنشین به منزله خویشاوند است.
«وَ الصَّدِیقُ مَنْ صَدَقَ غَیْبُهُ،»۴۴۳
دوست آن است که در غیبت انسان نیز دوست باشد.
«وَ الْهَوَی شَرِیکُ الْعَمَی،»۴۴۴
هوای نفس شریک کوردلی است.
«وَ رُبَّ بَعِید أَقْرَبُ مِنْ قَرِیب،»۴۴۵
چه بسا دوری که از نزدیک نزدیک تر است،
«وَ قَرِیب أَبْعَدُ مِنْ بَعِید،»۴۴۶
و چه بسا نزدیکی که از دور دورتر است.
«وَ مَرَارَةُ الْیَأْسِ خَیْرٌ مِنَ الطَّلَبِ إِلَى النَّاسِ،»۳۶۱
تلخی ناامیدی بهتر از خواستن از مردم است.
«وَ الْحِرْفَةُ مَعَ الْعِفَّةِ خَیْرٌ مِنَ الْغِنَی مَعَ الْفُجُورِ،»۳۶۲
مال اندک همراه با عفت نفس از ثروت با گناه بهتر است.
«وَ الْمَرْءُ أَحْفَظُ لِسِرِّهِ،»۳۶۳
آدمی راز زندگیش را بهتر از دیگران حفظ می کند.
«وَ رُبَّ سَاع فِیَما یَضُرُّهُ!»۳۶۴
چه بسا کوشنده ای که تلاش و سعیش به او زیان می زند!
«مَنْ أَکْثَرَ أَهْجَرَ،»۳۶۵
زیاده گو هرزه گو می گردد،
«وَ مَنْ تَفَکَّرَ أَبْصَرَ.»۳۶۶
و آن که نسبت به امورش اندیشه کند بینا می شود.
«قَارِنْ أَهْلَ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ،»۳۶۷
به اهل خیر نزدیک شو تا از آنان گردی،
«وَ بَایِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ.»۳۶۸
و از اهل شر جدا شو تا از آنان به حساب نیایی.
«بِئْسَ الطَّعَامُ الْحَرَامُ!»۳۶۹
بد خوراکی است خوراک حرام!
«وَ ظُلْمُ الضّعِیفِ أَفْحَشُ الظُّلْمِ!»۳۷۰
و ستم بر ضعیف زشت ترین ستم است!
«إِذَا کَانَ الرِّفْقُ خُرْقاً کَانَ الْخُرْقُ رِفْقاً.»۳۷۱
آنجا که نرمی درشتی است درشتی نرمی است،
«رُبَّمَا کَانَ الدَّوَاءُ دَاءً،»۳۷۲
چه بسا دارو درد،
«وَ الدَّاءُ دَوَاءً.»۳۷۳
و درد درمان است.
«وَ رُبَّمَا نَصَحَ غَیْرُ النَّاصِحِ،»۳۷۴
چه بسا خیرخواهی کند آن که خیرخواه نیست،
«وَ غَشَّ الْمُسْتَنْصَحُ»۳۷۵
و خیانت ورزد کسی که از او نصیحت خواسته شده.
«وَ إِیَّاکَ وَ الْإِتِّکَالَ عَلَى الْمُنَی فَإِنَّهَا بَضَائِعُ النَّوْکَى،»۳۷۶
از اعتماد به آرزوها بپرهیز که سرمایه احمقان است.
«وَ الْعَقْلُ حِفْظُ التَّجَارِبِ،»۳۷۷
عقل حفظ تجربه هاست،
«وَ خَیْرُ مَا جَرَّبْتَ مَا وَعَظَکَ.»۳۷۸
و بهترین چیزی که تجربه کرده ای آن است که تو را پند دهد.
«بَادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ أَنْ تَکُونَ غُصَّةً.»۳۷۹
به جانب فرصت بشتاب پیش از آنکه غصه و حسرت گردد.
«لَیْسَ کُلُّ طَالِب یُصِیبُ،»۳۸۰
این طور نیست که هر خواهنده ای به مقصد رسد،
«وَ لَا کُلُّ غَائِب یَؤُوبُ.»۳۸۱
و هر غائب شونده ای بازگردد.
«وَ مِنَ الْفَسَادِ (المفسدة) إِضَاعَةُ الزَّادِ،»۳۸۲
از زمینه های فساد ضایع کردن زاد و توشه
«وَ مَفْسَدَةُ الْمَعَادِ.»۳۸۳
و تباه کردن معاد است.
«وَ لِکُلِّ أَمْر عَاقِبَةٌ،»۳۸۴
برای هر کاری عاقبتی است،
«سَوْفَ یَأْتِیکَ مَا قُدِّرَ لَکَ.»۳۸۵
آنچه برایت رقم خورده زوداست به تو برسد.
ادامه مطلب ...«فَکُنْ مِنْهُ عَلَى حَذَرِ أَنْ یُدْرِکَکَ وَ أَنْتَ عَلَى حَال سَیِّئَة، قَدْ کُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَکَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ،»۳۰۱
از اینکه مرگ تو را به هنگام گناه دریابد ـ گناهی که با خود می گفتی از آن توبه می کنم ـ برحذر باش.
«فَیَحُولَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ ذلِکَ،»۳۰۲
مرگی که بین تو و توبه ات مانع گردد،
«فَإِذَا أَنْتَ قَدْ أَهْلَکْتَ نَفْسَکَ.»۳۰۳
و بدین صورت خود را به هلاکت انداخته باشی.
«یَا بُنَیَّ!»۳۰۴
پسرم!
«أَکْثِرْ مِنْ ذِکْرِ الْمَوْتِ، وَ ذِکْرِ مَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ، وَ تُفْضِی بَعْدَ الْمَوْتِ إِلَیْهِ،»۳۰۵
مرگ را و موقعیتی که ناگهان در آن می افتی، و بعد از مرگ به آن می رسی زیاد به یاد آر،
«حَتَّى یَأْتِیَکَ وَ قَدْ أَخَذْتَ مِنْهُ حِذْرَکَ،»۳۰۶
تا وقتی مرگت برسد خود را مهیّا،
«وَ شَدَدْتَ لَهُ أَزْرَکَ،»۳۰۷
و دامن همت به کمر زده باشی،
«وَ لَا یَأْتِیَکَ بَغْتَةً فَیَبْهَرَکَ.»۳۰۸
مباد که مرگ از راه برسد و تو را مغلوب نماید.
«وَ إِیَّاکَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَی مِنْ إِخْلَادِ أَهْلِ الدُّنْیَا إِلَیْهَا، وَ تَکَالُبِهِمْ عَلَیْهَا،»۳۰۹
از اینکه رغبت دنیاپرستان به دنیا، و حرصشان بر متاع اندک آن تو را فریفته کند برحذر باش،
«فَقَدْ نَبَّأَکَ اللهُ عَنْهَا،»۳۱۰
که خداوندت از اوضاع دنیا خبر داده،
«وَ نَعَتْ هِیَ لَکَ عَنْ نَفْسِهَا،»۳۱۱
و دنیا هم با احوالاتش تو را از زوال خود آگاه نموده،
«وَ تَکَشَّفَتْ لَکَ عَنْ مَسَاوِیهَا.»۳۱۲
و زشتیهایش را به تو نشان داده،
۱۳. معرفة اهل الدّنیا
«فَإِنَّمَا أَهْلُهَا کِلَابٌ عَاوِیَةٌ،»۳۱۳
زیرا دنیاپرستان سگانی فریادزننده،
«وَ سِبَاعٌ ضَارِیَةٌ،»۳۱۴
و درندگانی شکارکننده هستند،
«یَهِرُّ بَعْضُهَا عَلَى بَعْض،»۳۱۵
یکدیگر را می گزند،
وَ یَأْکُلُ عَزِیزُهَا ذَلِیلَهَا،»۳۱۶
زورمندش ضعیفش را می خورد،
«وَ یَقْهَرُ کَبِیرُهَا صَغِیرَهَا.»۳۱۷
و بزرگش به کوچکش به قهر و غلبه حمله می کند.
«نَعَمٌ مُعَقَّلَةٌ (مغفّلة)،»۳۱۸
گروهی از دنیاداران چهارپایانی مهار شده،
«وَ أُخْرَى مُهْمَلَةٌ،»۳۱۹
و دسته ای حیوان رها شده اند،
«قَدْ أَضَلَّتْ عُقُولَهَا،»۳۲۰
عقول خود را از دست داده،
«وَ رَکِبَتْ مَجْهُولَهَا.»۳۲۱
و به راه نامعلوم قدم نهاده اند،
«سُرُوحُ عَاهَة بِوَاد وَعْث،»۳۲۲
حیوانی چند که در چراگاه آفت که قدم درآنجا قراری ندارد سُر داده شده اند،
«لَیْسَ لَهَا رَاع یُقِیمُهَا،»۳۲۳
نه چوپانی که از آنان نگهداری نماید،
«وَ لَا مُسِیمٌ یُسِیمُهَا.»۳۲۴
و نه چراننده ای که آنها را بچراند،
«سَلَکَتْ بِهِمُ الدُّنْیَا طَرِیقَ الْعَمَی،»۳۲۵
دنیا آنان را به راه کوری و ضلالت برده،
«فَیُوَافِیکَ بِهِ غَداً حَیْثُ تَحْتَاجُ إِلَیْهِ»۲۳۱
و در فردای محشر که به آن توشه نیازمند شدی در اختیارت بگذارد،
«فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ إِیَّاهُ،»۲۳۲
وجودش را غنیمت بدان و زاد و توشه ات را بر دوشش بگذار،
«وَ أَکْثِرْ مِنْ تَزْوِیدِهِ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَیْهِ،»۲۳۳
و درحالی که قدرت اضافه کردن زاد و توشه را بر دوشش داری تا بتوانی اضافه کن،
«فَلَعَلَّکَ تَطْلُبُهُ فَلَا تَجِدُهُ.»۲۳۴
چه بسا با از دست رفتن فرصت، چنین شخصی را بجویی و نیابی.
«وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فِی حَالِ غِنَاکَ،»۲۳۵
به روز داشتن دارایی اگر کسی از تو وام خواسـت وامـش ده
«لِیَجْعَلَ (یحصل) قَضَاءَهُ لَکَ فِی یَوْمِ عُسْرَتِکَ.»۲۳۶
تـا در روز تنگدسـتی ات ادا کنـد.
«وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمَامَکَ عَقَبَةً کَؤُوداً،»۲۳۷
آگاه باش که در پیش رویت گذرگاه سختی است،
«الُْمخِفُّ فِیهَا أَحْسَنُ حَالا (أمرا) مِنَ الْمُثْقِلِ،»۲۳۸
آن که سبکبار است در آن گذرگاه حالی بهتر از سنگین بار دارد،
«وَ الْمُبْطِئُ عَلَیْهَا أَقْبَحُ حَالا مِنَ الْمُسْرِعِ،»۲۳۹
و آن که دچار کندی است بدحال تر از شتابنده در آن است.
«وَ أَنَّ مَهْبِطَکَ بِهَا لَا مَحَالَةَ إِمَّا عَلَى جَنَّة أَوْ عَلَى نَار،»۲۴۰
در آنجا محل فرود آمدنت به ناچار یا در بهشت است یا در جهنّم،
«فَارْتَدْ لِنَفْسِکَ قَبْلَ نُزُولِکَ،»۲۴۱
پس پیش از درآمدنت به آن جهان توشه آماده کن،
«وَ وَطِّئِ الْمَنْزِلَ قَبْلَ حُلُولِکَ،»۲۴۲
و قبل از ورودت منزلی فراهم ساز،
«فَلَیْسَ بَعْدَ الْمَوْتِ مُسْتَعْتَبٌ،»۲۴۳
که بعد از مرگْ تدارک کردنِ از دست رفته ممکن نیست،
«وَ لَا إِلَى الدُّنْیَا مُنْصَرَفٌ.»۲۴۴
و راه بازگشت به دنیا برای همیشه بسته است.
۱۰. علامات الرّحمة الالهیّة
«وَ اعْلَمْ أَنَّ الَّذِی بِیَدِهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ»۲۴۵
آگاه باش آن که خزائن آسمانها و زمین در اختیار اوست
«قَدْ أَذِنَ لَکَ فِی الدُّعَاءِ،»۲۴۶
به تو اجازه دعا داده،
«وَ تَکَفَّلَ لَکَ بِالْإِجَابَةِ،»۲۴۷
و اجابت آن را ضمانت نموده
«وَ أَمَرَکَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِیُعْطِیَکَ،»۲۴۸
و دستور داده از او بخواهی تا ببخشد،
«وَ تَسْتَرْحِمَهُ لِیَرْحَمَکَ،»۲۴۹
و رحمتش را بطلبی تا رحمت آرد،
«وَ لَمْ یَجْعَلْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ مَنْ یَحْجُبُکَ عَنْهُ،»۲۵۰
و بین خودش و تو کسی را حاجب قرار نداده