و من خطبة له (علیه السلام) یحذر من فتنة الدنیا:
أَلَا إِنَّ الدُّنْیَا دَارٌ لَا یُسْلَمُ مِنْهَا إِلَّا فِیهَا وَ لَا یُنْجَى بِشَیْءٍ کَانَ لَهَا، ابْتُلِیَ النَّاسُ بِهَا فِتْنَةً فَمَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لَهَا أُخْرِجُوا مِنْهُ وَ حُوسِبُوا عَلَیْهِ وَ مَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لِغَیْرِهَا قَدِمُوا عَلَیْهِ وَ أَقَامُوا فِیهِ، فَإِنَّهَا عِنْدَ ذَوِی الْعُقُولِ کَفَیْءِ الظِّلِّ بَیْنَا تَرَاهُ سَابِغاً حَتَّى قَلَصَ وَ زَائِداً حَتَّى نَقَصَ.
روش برخورد با دنیا:
آگاه باشید دنیا خانه اى است که کسى در آن ایمنى ندارد جز آنکه به جمع آورى توشه آخرت پردازد و از کارهاى دنیایى کسى نجات نمى یابد.
مردم به وسیله دنیا آزمایش مى شوند، پس هر چیزى از دنیا را براى دنیا به دست آورند از کفشان بیرون مى رود، و بر آن محاسبه خواهند شد، و آنچه را در دنیا براى آخرت تهیّه کردند به آن خواهند رسید، و با آن خواهند ماند، دنیا در نظر خردمندان چونان سایه اى است که هنوز گسترش نیافته، کوتاه مى گردد، و هنوز فزونى نیافته کاهش مى یابد.
و من کلام له (علیه السلام) لما خُوفَ من الغیلة:
(در سال 40 هجرى، روزهاى آخر عمر شریف امام علیه السّلام در کوفه در پاسخ به برخى از تهدیدها و کشته شدن ناگهانى فرمود).
وَ إِنَّ عَلَیَّ مِنَ اللَّهِ جُنَّةً حَصِینَةً، فَإِذَا جَاءَ یَوْمِی انْفَرَجَتْ عَنِّی وَ أَسْلَمَتْنِی، فَحِینَئِذٍ لَا یَطِیشُ السَّهْمُ وَ لَا یَبْرَأُ الْکَلْمُ.
موضع گیرى امام علیه السّلام برابر تهدید به ترور:
پروردگار براى من پوششى استوار قرار داد که مرا حفظ نماید، هنگامى که عمرم بسر آید، از من دور شده و مرا تسلیم مرگ مى کند، که در آن روز نه تیر خطا مى رود و نه زخم بهبود مى یابد.
(در سال 38 هجرى، پس از پایان جنگ نهروان، نسبت به آینده خوارج فرمود):
لَا تُقَاتِلُوا الْخَوَارِجَ بَعْدِی فَلَیْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَأَخْطَأَهُ، کَمَنْ طَلَبَ الْبَاطِلَ فَأَدْرَکَهُ.
[قال الشریف: یعنی معاویة و أصحابه].
نهى از کشتار خوارج:
بعد از من با خوارج نبرد نکنید، زیرا کسى که در جستجوى حق بوده و خطا کرد، مانند کسى نیست که طالب باطل بوده و آن را یافته است.
(سید رضی می گوید: منظور امام از گروه دوم معاویه و یاران او هستند).
(در سال 38 هجرى، پس از پایان جنگ نهروان، نسبت به آینده خوارج فرمود):
لَا تُقَاتِلُوا الْخَوَارِجَ بَعْدِی فَلَیْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَأَخْطَأَهُ، کَمَنْ طَلَبَ الْبَاطِلَ فَأَدْرَکَهُ.
[قال الشریف: یعنی معاویة و أصحابه].
نهى از کشتار خوارج:
بعد از من با خوارج نبرد نکنید، زیرا کسى که در جستجوى حق بوده و خطا کرد، مانند کسى نیست که طالب باطل بوده و آن را یافته است.
(سید رضی می گوید: منظور امام از گروه دوم معاویه و یاران او هستند).
و قال (علیه السلام) لما قُتل الخوارج، فقیل له یا أمیرالمؤمنین هلک القوم بأجمعهم:
(در پایان جنگ با خوارج، در سال 38 هجرى شخصى گفت، اى امیرالمؤمنین علیه السّلام خوارج همه نابود شدند. فرمود):
کَلَّا وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ نُطَفٌ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ قَرَارَاتِ النِّسَاءِ، کُلَّمَا نَجَمَ مِنْهُمْ قَرْنٌ قُطِعَ حَتَّى یَکُونَ آخِرُهُمْ لُصُوصاً سَلَّابِینَ.
خبر از تداوم تفکّر انحرافى خوارج:
نه، سوگند به خدا هرگز آنها نطفه هایى در پشت پدران و رحم مادران وجود خواهند داشت، هر گاه که شاخى از آنان سر برآورد قطع مى گردد تا اینکه آخرینشان به راهزنى و دزدى تن در مى دهند.