سیاسی ، اخلاقی ، علمی ، تاریخی
وَ مِنْ کَلام لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از سخنان آن حضرت است
فى ذَمِّ الْبَصْرَةِ وَ اَهْلِها
در نکوهش بصره و اهل آن پس از نبرد جمل
علل سقوط الأُمّة
«کُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْأَةِ،»۱
شما سپاه یک زن بودید(۱)،
«وَ أَتْبَاعَ الْبَهِیمَةِ;»۲
و پیروان حیوان «شتر عایشه»،
«رَغَا فَأَجَبْتُمْ،»۳
شتر آواز داد اجابت کردید،
«وَ عُقِرَ فَهَرَبْتُمْ.»۴
و تا دست و پاى آن قطع گردید فرار کردید.
«أَخْلَاقُکُمْ دِقَاقٌ،»۵
اخلاقتان پست،
«وَ عَهْدُکُمْ شِقَاقٌ،»۶
پیمانتان سست،
«وَ دِینُکُمْ نِفَاقٌ،»۷
دینتان دوروئی،
«وَ مَاؤُکُمْ زُعَاقٌ،»۸
و آبتان شور است.
«وَ الْمُقِیمُ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ مُرْتَهَنٌ بِذَنْبِهِ،»۹
آن که در میان شما زندگی می کند در گرو گناه خود است،
«وَ الشَّاخِصُ عَنْکُمْ مُتَدَارَکٌ بِرَحْمَة مِنْ رَبِّهِ.»۱۰
و آن که از بین شما رفته مشمول رحمت خداست.
«کَأَنِّی بِمَسْجِدِکُمْ کَجُؤْجُؤِ سَفِینَة»۱۱
چنین می بینم که مسجدتان چونان سینه کشتی در آب است،
«قَدْ بَعَثَ اللهُ عَلَیْهَا الْعَذَابَ مِنْ فَوْقِهَا وَ مِنْ تَحْتِها،»۱۲
و خداوند عذاب را از بالا و پایین بر آن فرستاده،
«وَ غَرِقَ مَنْ فِی ضِمْنِهَا.»۱۳
و همه سرنشینانش غرق شده اند.
و فی روایة :
(و در روایت دیگری است:)
«وَ ایْمُ اللهِ لَتَغْرَقَنَّ بَلْدَتُکُمْ»۱۴
و به خدا قسم که شهر شما غرق خواهد شد،
«حَتَّى کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلى مَسْجِدِهَا کَجُؤْجُؤِ سَفِینَة، أَوْ نَعَامَة جَاثِمَة.»۱۵
تا آنکه گویا به مسجد آن می نگرم که مانند سینه کشتی یا شترمرغی که بر سینه نشسته در آب فرو رفته است.
و فی روایة :
(و در روایت دیگری است:)
«کَجُؤْجُؤِ طَیْر فِی لُجَّةِ بَحْر.»۱۶
مانند سینه مرغی در میان امواج دریا.
و فی روایة أخرى :
(و در روایت دیگری است:)
«بِلاَدُکُمْ أَنْتَنُ بِلاَدِ اللهِ تُرْبَةً:»۱۷
شهرهای شما از نظر خاک بدبوترین سرزمینهای خداست:
«أَقْرَبُهَا مِنَ الْمَاءِ،»۱۸
به آب نزدیکتر،
«وَ أَبْعَدُهَا مِنَ السَّمَاءِ،»۱۹
و از آسمان دورتر است،
«وَ بِهَا تِسْعَةُ أَعْشَارِ الشَّرِّ،»۲۰
و نُه دهم شر در آن است.
«الْمُحْتَبَسُ فِیهَا بِذَنْبِهِ،»۲۱
هر که در آن گرفتار است به گناه اوست،
«وَ الْخَارِجُ بِعَفْوِ اللهِ.»۲۲
و هرکه بیرون رفت به عفو خدا بود.
«کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى قَرْیَتِکُمْ هـذِهِ قَدْ طَبَّقَهَا الْمَاءُ،»۲۳
گویی به این شهر شما می نگرم که آب همه جای آن را فرا گرفته
«حَتَّى مَا یُرَی مِنْهَا إِلَّا شُرَفُ الْمَسْجِدِ،»۲۴
به گونه ای که فقط کنگره های مسجد نمایان است،
«کَأَنَّهُ جُؤْجُؤُ طَیْر فِی لُجَّةِ بَحْر!»۲۵
گویی سینه مرغی است در میان امواج دریا.
(۱) چون عایشه بر شترى بنام عسکر سوار بود، آن جنگ را جنگ جمل (شتر) نامیدند.
عقائدی ، اخلاقی
وَ مِنْ کَلام لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از سخنان آن حضرت است
لَمَّا اَظْفَرَهُ اللّهُ بِاَصْحابِ الْجَمَلِ، وَ قَدْ قَالَ لَهُ بَعْضُ اَصْحابِهِ: وَدِدْتُ اَنَّ اَخى فُلاناً کانَ شاهِدَنا لِیَرى ما نَصَرَکَ اللّهُ بِهِ عَلى اَعْدائِکَ.
به وقتی که در نبرد جمل پیروز شد، یکی از یارانش گفت: «دوست داشتم برادرم در این صحنه بود و می دید چگونه خداوند تو را بر دشمنانت یاری داد.»
فَقالَ لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ):
امام به او فرمود:
«اَهَوی اَخیکَ مَعَنا؟»۱
آیا میل برادرت با ماست؟
فَقالَ: نَعَمْ،
گفت: آری،
قالَ:
فرمود:
«فَقَدْ شَهِدَنا،»۲
بی شک با ما حضور داشته،
«وَ لَقَدْ شَهِدَنا فى عَسْکَرِنا هذا اَقْوامٌ فى اَصْلابِ الرِّجالِ وَ اَرْحامِ النِّساءِ،»۳
بلکه اقوامی با ما در این لشکر حضور داشتند که هم اکنون در صلب پدران و رَحِم زنها هستند،
«سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمانُ،»۴
آنان که زمانهای آینده ظهورشان می دهد،
«وَ یَقْوی بِهِمُ الْإِیمانُ.»۵
و ایمان به وسیله آنان تقویت می شود.
عسکری ، سیاسی ، عقائدی
وَ مِنْ کَلام لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از سخنان آن حضرت است
لِإِبْنِهِ مُحَمَّـدِ بْـنِ الْحَنَفِیَّـةِ لَمّا اَعْطاهُ الرّایَةَ یَوْمَ الْجَمَـلِ
به وقتی که در نبرد جمل پرچم را به دست فرزندش محمّد حنفیه داد
«تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ!»۱
اگر کوهها از جای بجنبد تو ثابت باش.
«عَضَّ عَلَى نَاجِذِکَ.»۲
دندان بر دندان بفشار.
«أَعِرِ اللهَ جُمْجُمَتَکَ.»۳
سر خود را به خداوند بسپار.
«تِدْ فِی الْأَرْضِ قَدَمَکَ.»۴
قدمهایت را بر زمین میخکوب کن.
«ارْمِ بِبَصَرِکَ أَقْصَی الْقَوْمِ،»۵
دیده به آخر لشگر دشمن بینداز.
«وَ غُضَّ بَصَرَکَ،»۶
به وقت حمله چشم فروگیر.
«وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللهِ سُبْحَانَهُ.»۷
و آگـاه بـاش که پیـروزی از جانب خدای سـبحان است.
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از خطبه های آن حضرت است
در تحریک شیطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخیم آنان
التعریف باصحاب الجمل
«أَلَا وَ إِنَّ الشَّیْطَانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ،»۱
بدانید شیطان حزبش را گرد آورده،
«وَ اسْتَجْلَبَ خَیْلَهُ وَ رَجِلَهُ،»۲
و سوار و پیاده اش را (در جَمَل) فرا خوانده،
«وَ إنَّ مَعِی لَبَصِیرَتِی:»۳
بصیرتم به حقایقْ همراه من است،
«مَا لَبَّسْتُ عَلَى نَفْسِی،»۴
نه حق را بر خویش مشتبه کرده
«وَ لَا لُبِّسَ عَلَیَّ.»۵
و نه کسی بر من مشتبه نموده.
«وَ ایْمُ اللهِ لَأُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً أَنَا مَاتِحُهُ!»۶
به خدا قسم حوضی از جنگ برایشان پر بسازم که آبکش آن جز خودم نباشد،
«لَا یَصْدِرُونَ عَنْهُ،»۷
افتادگان در آن بیرون نیایند،
«وَ لَا یَعُودُونَ إِلَیْهِ.»۸
و فراریان به آن بازنگردند.
سیاسی ، اخلاقی ، عقائدی
وَ مِنْ کَلام لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از سخنان آن حضرت است
در وصف خود و دشمنانش در جمل
مواقف طلحة و الزّبیر
«وَ قَدْ أَرْعَدُوا وَ أَبْرَقُوا،»۱
اصحاب جمل جوشیدند و خروشیدند،
«وَ مَعَ هذَیْنِ الْأَمْرَیْنِ الْفَشَلُ;»۲
ولی کارشان قرین سستی و شکست شد.
«وَ لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّى نُوقِعَ،»۳
ما تا حمله نبریم نمی خروشیم،
«وَ لَا نُسِیلُ حَتَّى نُمْطِرَ.»۴
و تا باران نباریم سیل جـاری نمی کنیم.