وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى عَبْدِاللّهِ بْنِ العَبّاسِ، وَ کانَ ابْنُ عَبّاس یَقُولُ: مَا انْتَفَعْتُ بِکَلام بَعْدَ کَلامِ رَسُولِ اللّهِ (صَلّىاللّهُعَلَیْهِوَآلِهِ) کَانْتِفاعى بِهذَا الْکَلامِ
به عبداللّه بن عباس، و ابن عباس می گفته: بعد از کلام رسول خدا (صلّیاللّهعلیهوآله) از هیچ سخنی به اندازه این سخن بهره مند نشدم.
ضرورة تذکر المعاد
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
اما بعد،
«فَإِنَّ الْمَرْءَ قَدْ یَسُرُّهُ دَرْکُ مَا لَمْ یَکُنْ لِیَفُوتَهُ،»۲
انسان را گاهی دست یافتن به چیزی که از دست رفتنی نبود شاد می نماید،
«وَ یَسُوؤُهُ فَوْتُ مَا لَمْ یَکُنْ لِیُدْرِکَهُ،»۳
و از دست رفتن آنچه که به دست آمدنی نبود ناراحت می سازد.
«فَلْیَکُنْ سُرُورُکَ بِمَا نِلْتَ مِنْ آخِرَتِکَ،»۴
پس به آنچه از آخرتت به آن رسیده ای شاد باش،
«وَ لْیَکُنْ أَسَفُکَ عَلَى مَا فَاتَکَ مِنْهَا،»۵
و به آنچه از آخرتت از دست رفته به غم بنشین.
«وَ مَا نِلْتَ مِنْ دُنْیَاکَ فَلاَ تُکْثِرْ بِهِ فَرَحاً،»۶
به آنچه از دنیا به آن می رسی زیاد خوشحال مباش،
«وَ مَا فَاتَکَ مِنْهَا فَلاَ تَأْسَ عَلَیْهِ جَزَعاً،»۷
و به آنچه از دنیا از دستت می رود بیش از اندازه غمگین مشو.
«وَ لْیَکُنْ هَمُّکَ فِیَما بَعْدَ الْمَوْتِ.»۸
و باید همه سعیت برای بعد از مرگ باشـد.
از نامه های آن حضرت است
اِلَیْهِ اَیْضاً
باز به زیاد بن ابیه
الوصیّة بالاعتدال فی بیت المال
«فَدَعِ الاِْسْرَافَ مُقْتَصِداً،»۱
اسراف را بگذار و میانه رو باش،
«وَ اذْکُرْ فِی الْیَوْمِ غَداً،»۲
و امروز در اندیشه فردا به سر بر،
«وَ أَمْسِکْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ،»۳
از مال به اندازه لازم برای خود نگاه دار،
«وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ.»۴
و زیادی را برای روز نیازمندی خود پیش فرست.
«أَتَرْجُو أَنْ یُعْطِیَکَ(یؤتیک) اللهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ»۵
آیا امید داری خداوند اجر فروتنان را به تو بدهد
«وَ أَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ!»۶
در صورتی که نزد او از متکبران باشی؟
«وَ تَطْمَعُ ـ وَ أَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی النَّعِیمِ، تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَ الاَْرْمَلَةَ ـ أَنْ یُوجِبَ لَکَ ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ؟»۷
و طمع داری ثواب انفاق کنندگان را در اختیارت قرار دهد در حالی که غرق در ناز و نعمتی، و افتادگان و بیوه زنان را از زیادی ثروتت بهره نمی دهی؟!
«وَ إِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِیٌّ بِمَا أَسْلَفَ»۸
انسان را محض آنچه پیش فرستاده اجر می دهند،
«وَ قَادِمٌ عَلَى مَا قَدَّمَ،»۹
و به آنچه از قبل فرستاده وارد می شود.
«وَ السَّلاَمُ.»۱۰
والسّلام.
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى زِیادِ بْنِ اَبیهِ وَ هُوَ خَلیفَةُ عامِلِهِ عَبْدِاللّهِ بْنِ عَبَّاس عَلَى الْبَصْرَةِ. وَ عَبْدُاللّهِ عامِلُ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ یَوْمَئِذ عَلَیْها وَ عَلى کُوَرِ الاَْهْوازِ وَ فارِسَ وَ کِرْمانَ.
به زیاد بن ابیه زمانی که در حکومت بصره جانشین عبداللّه بن عباس بود، و عبداللّه در آن وقت از جانب حضرت بر بصره و نواحی اهواز و فارس و کرمان حکمران بود.
«وَ إِنِّی أُقْسِمُ بِاللهِ قَسَماً صَادِقاً،»۱
به خدا قسم می خورم قسم صادقانه،
«لَئِنْ بَلَغَنِی أَنَّکَ خُنْتَ مِنْ فَیْءِ الْمُسْلِمِینَشَیْئاً صَغِیراً أَوْ کَبِیراً،»۲
اگر به من خبر رسد که در بیت المال مسلمانان در مالی اندک یا زیاد خیانت ورزیده ای،
«لاََشُدَّنَّ عَلَیْکَ شَدَّةً»۳
چنان بر تو سخت گیری کنم
«تَدَعُکَ قَلِیلَ الْوَفْرِ،»۴
که تو را تهیدسـت
«ثَقِیلَ الظَّهْرِ،»۵
و سنگین بـار و
«ضَئِیلَ الاَْمْرِ،»۶
ذلیـل و پسـت کنـد!
«وَ السَّلام.»۷
و السّـلام.
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى بَعْضِ عُمّالِهِ
به بعضی از کارگزارانش
التحذیر من سوء المعاملة مع النّاس
«أَمَّا بَعْدُ،»۱
اما بعد،
«فَإِنَّ دَهَاقِینَ أَهْلِ بَلَدِکَ شَکَوْا مِنْکَ غِلْظَةً وَ قَسْوَةً،»۲
دهقانان محدوده ات شکایت کرده اند که با آنان به خشونت و قساوت رفتار می کنی،
«وَ احْتِقَاراً وَ جَفْوَةً.»۳
و خوارشان شمرده و بر آنها ستم روا می داری.
«وَ نَظَرْتُ فَلَمْ أَرَهُمْ أَهْلا لاَِنْ یُدْنَوْا لِشِرْکِهِمْ،»۴
در کارشان اندیشه کردم آنان را سزاوار نزدیک کردن ندیدم چون مشرکند،
«وَ لاَ أَنْ یُقْصَوْا وَ یُجْفَوْا لِعَهْدِهِمْ،»۵
و شایسته دور شدن و جفا نیافتم چون با ما پیمان بسته اند.
«فَالْبَسْ لَهُمْ جِلْبَاباً مِنَ اللِّینِ تَشُوبُهُ بِطَرَف مِنَ الشِّدَّةِ،»۶
پس برای آنان جامه ای از مدارا همراه با اندکی سختی بپوش،
«وَ دَاوِلْ لَهُمْ بَیْنَ الْقَسْوَةِ وَ الرَّأْفَةِ،»۷
و رفتاری مخلوط از نرمی و شدت با آنان داشته باش،
«وَ امْزُجْ لَهُمْ بَیْنَ التَّقْرِیبِ وَ الاِْدْنَاءِ،»۸
نه آنان را بسیار قریب و نزدیک آر،
«وَ الاِْبْعَادِ وَ الاِْقْصَاءِ.»۹
و نه بسیار بعید و دور گردان،
«إِنْ شَاءَ اللهُ.»۱۰
اگر خـدا بخواهـد.
وَ مِنْ کِتاب لَهُ (عَلَیْهِالسَّلامُ)
از نامه های آن حضرت است
اِلى عَبْدِاللّهِ بْنِ عَبّاس وَ هُوَ عامِلُهُ عَلَى الْبَصْرَةِ
به عبداللّه بن عباس فرماندارش در بصره
الاخلاق الاجتماعیّة
«وَ اعْلَمْ أَنَّ الْبَصْرَةَ مَهْبِطُ إِبْلِیسَ،»۱
بدان که بصره جای ورود شیطان،
«وَ مَغْرِسُ الْفِتَنِ،»۲
و کشتزار فتنه است،
«فَحَادِثْ أَهْلَهَا بِالاِْحْسَانِ إِلَیْهِمْ،»۳
مردمش را به احسان امید ده،
«وَ احْلُلْ عُقْدَةَ الْخَوْفِ عَنْ قُلُوبِهِمْ.»۴
و گره ترس را از قلوبشان باز کن.
«وَ قَدْ بَلَغَنِی تَنَمُّرُکَ لِبَنِی تَمِیم،»۵
به من خبر رسیده که با بنی تمیم درشتی کرده ای
«وَ غِلْظَتُکَ عَلَیْهِمْ،»۶
و از درِ خشونت درآمده ای،
«وَ إِنَّ بَنِی تَمِیم لَمْ یَغِبْ لَهُمْ نَجْمٌ إِلاَّ طَلَعَ لَهُمْ آخَرُ،»۷
بنی تمیم جمعیتی هستند که ستاره ای از ایشان غروب نکرد مگر اینکه ستاره ای دیگر به جایش طلوع نمود،
«وَ إِنَّهُمْ لَمْ یُسْبَقُوا بِوَغْم فِی جَاهِلِیَّة وَ لاَ إِسْلاَم،»۸
کسی در زمان جاهلیت و اسلام به کینه جویی بر ایشان پیشی نگرفته،
«وَ إِنَّ لَهُمْ بِنَا رَحِماً مَاسَّةً،»۹
اینان را با ما خویشاوندی متّصل
«وَ قَرَابَةً خَاصَّةً،»۱۰
و نزدیکی خاص است،
«نَحْنُ مَأْجُورُونَ عَلَى صِلَتِهَا،»۱۱
ما را در صله رحم با آنان اجر است،
«وَ مَأْزُورُونَ عَلَى قَطِیعَتِهَا.»۱۲
و در قطع رحمْ مؤاخذه.
«فَارْبَعْ أَبَا الْعَبَّاسِ، رَحِمَکَ اللهُ،»۱۳
ابوالعباس! خدایت رحمت کند،
«فِیَما جَرَی عَلَى لِسَانِکَ وَ یَدِکَ مِنْ خَیْر وَ شَرٍّ!»۱۴
در آنچه بر زبان و دستت از خیر و شرّ جاری شود مدارا کن،
«فَإِنَّا شَرِیکَانِ فِی ذلِکَ،»۱۵
که هر دو در این زمینه شریکیم،
«وَ کُنْ عِنْدَ صَالِحِ ظَنِّی بِکَ،»۱۶
و در حسن ظنّم به وجود خودت پایدار باش،
«وَ لاَ یَفِیلَنَّ رَأَیِی فِیکَ،»۱۷
و کاری مکن که نظرم از تو برگردد.
«وَ السَّلاَمُ.»۱۸
والسلام.